حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۴ خرداد , ۱۴۰۰ 5 ذو القعدة 1442 Monday, 14 June , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1945×

مصادیق رزق مادی در قرآن کریم / بخش اول

شناسه : 3816 14 فروردین 1399 - 20:34 695 بازدید ارسال توسط : نویسنده : میثم جعفری

مقدمه با بررسی تعاریف مختلفی که از قران کریم ارائه‌شده، درمی‌یابیم که در تمامی این تعاریف یک‌فصل مشترک وجود داشته و آن کتاب بودن قرآن کریم است و خود قرآن کریم نیز خود را کتاب معرفی می‌کند.[۱] محور این کتاب شریف هدایت است[۲] و مخاطب این هدایت نیز همه مردم هستند.[۳] سمت‌وسوی این هدایت هم […]

پ
پ

مقدمه

با بررسی تعاریف مختلفی که از قران کریم ارائه‌شده، درمی‌یابیم که در تمامی این تعاریف یک‌فصل مشترک وجود داشته و آن کتاب بودن قرآن کریم است و خود قرآن کریم نیز خود را کتاب معرفی می‌کند.[۱] محور این کتاب شریف هدایت است[۲] و مخاطب این هدایت نیز همه مردم هستند.[۳] سمت‌وسوی این هدایت هم بنا بر آیات کریمه قرآن صراط مستقیم است.[۴] صراط مستقیم به‌مثابه شاهراهی است که در دل خود راه‌های کوچک‌تری دارد که همان سبل الهی (جمع سبیل) است. ماهیت صراط مستقیم عبودیت حق‌تعالی است.[۵] و عبودیت در لغت به معنی اطاعت همراه با خضوع و خشوع است.[۶]

در بسیاری از موارد، قرآن کریم در کنار عبودیت واژه تقوی را ذکر کرده است[۷] که با بررسی مجموع این موارد به این نکته می‌رسیم که رعایت تقوی از لوازم عبودیت است. در قرآن کریم آثار گوناگونی برای تقوی ذکرشده که این آثار در سه دسته آثار دنیوی، آثار اخروی و آثار مشترک طبقه‌بندی می‌شوند.

آثار دنیوی شامل دودسته آثار معنوی و مادی می‌شوند. ازجمله آثار معنوی رعایت تقوی در دنیا، می‌توان تعلیم الهی، قبول اعمال و ارتقاء معنوی، بصیرت و فرقان میان حق و باطل، تغییر دیدگاه و نشانه دیدن مخلوقات، رحمت دو برابر را برشمرد. از طرفی مواردی همچون رزق بدون حساب، ایمنی از نیرنگ دشمنان، امداد ملائکه، برکت، پاداش دنیوی و آسان شدن کارها از آثار مادی تقواپیشگی در دنیا قلمداد می‌شوند.

آثار اخروی تقوی شامل این موارد است: ترفیع درجه نسبت به کافران، بهشت ابدی، همسران پاکیزه، رضایت الهی، مغفرت، اجر عظیم، نجات از جهنم، عاقبت‌به‌خیری، رحمت؛ و بالاخره برخی از آثار تقوی هم در دنیا و هم در آخرت ظهور و بروز دارند و شامل پاداش[۸]، سعادت و فلاح[۹]، همراهی خداوند با فرد باتقوا[۱۰]، محبوب خداوند شدن[۱۱]، پوشانده شدن گناهان[۱۲]، از بین نرفتن اجر[۱۳]، خروج از مشکلات[۱۴] می‌شوند.

همواره شبهه‌ای که در ذهن‌ها وجود داشته این مطلب است که ایمان مؤمنین فقط در قیامت کارایی دارد و در دنیا مؤمن و کافر تفاوتی ندارند؛ اما از بررسی آیات این‌چنین به دست می‌آید که تقوی الهی حتی در دنیا هم ثمرات فراوانی برای فرد با تقوی به دنبال دارد. در این نوشتار قصد داریم یکی از بارزترین نتایج مادی رعایت تقوا در دنیا – یعنی رزق[۱۵]– را بررسی کنیم.

ماهیت رزق

در مقام تعریف رزق، تعاریف متفاوتی از رزق به ذهن متبادر می‌شود؛ همچون نعمت‌های داده‌شده، هر آن چیزی که مورداستفاده واقع شود. لکن با رجوع به قرآن درمی‌یابیم رزقی که در قرآن کریم معرفی‌شده است، شامل رزق دنیوی و اخروی است. نعمت‌های دنیوی که درآیات قرآن در کنار کلمه رزق بیان‌شده است ازاین‌قرار است: ثمرات[۱۶]، مرغ بریان و ترنگبین[۱۷]، چشمه‌ها[۱۸]، اولاد[۱۹]، چهارپایان[۲۰]، طعام[۲۱]، هر چیز پاکیزه‌ای که از خرما و انگور به دست می‌آید[۲۲]، درآمد و مزد[۲۳]، باغ‌ها[۲۴]، دانه‌های روییدنی (گندم، جو و …)[۲۵] و باران[۲۶].

نتایج

۱٫ تمامی نعمت‌های فوق‌الذکر در دنیا برای انسان همیشه مهم و چشمگیر بوده است؛ به‌طور مثال طعام، میوه‌ها، داشتن فرزند، چشمه‌ها، باران که سرمنشأ آبادانی هستند، دانه‌های روییدنی مانند گندم و جو که قوت غالب مردم را تشکیل می‌دهند، درآمد و مزد که به جهت تأمین دیگر مایحتاج زندگی عموماً برای مردم مهم تلقی می‌شود و یا انعام و چهارپایان که هم در خوراک و پوشاک مورداستفاده قرار می‌گیرند و هم برای بسیاری چشمگیر هستند و زینت تلقی می‌شوند.

۲٫ برخی از این رزق‌ها نسبت به موارد دیگر عمومیت دارند؛ مثلاً طعام که اعم از ثمرات، من و سلوی(مرغ بریان و عسل)، خرما و انگور و دانه‌های روئیدنی است و همه این موارد از مصادیق طعام هستند.

۳٫ نام بردن مصادیق بیهوده نیست بلکه به جهت خصوصیتی که در مصادیق وجود دارد گاهی اشاره به کیفیت و نوع مصداق است؛ مثلاً ذکر واژه «من و سلوی» (مرغ بریان و عسل) کیفیت بالای این نوع طعام را بیان می‌کند و قرآن کریم این غذا را “خیر” (غذای نیکو) در مقابل “ادنی” (غذای پایین‌تر و پست‌تر) می‌شمارد. آنجا که قوم حضرت موسی علیه‌السلام از پیامبرشان درخواست کردند که ما استفاده از یک نوع غذا را نمی‌توانیم تحمل‌کنیم و درخواست سیر و عدس و پیاز و… کردند و قرآن کریم می‌فرماید: آیا شما غذاهای پست‌تر را بر غذاهای نیکو ترجیح می‌دهید؟![۲۷]

مفهوم شناسی لغوی رزق

راغب در مفردات می‌گوید: رزق گاهی به عطای پیوسته اعم از دنیایی یا آخرتی اطلاق می‌شود و گاهی به نصیب و بهره و گاهی آنچه به معده می‌رسد و به‌عنوان غذا مصرف می‌شود، رزق گفته می‌شود: الرِّزْقُ یقال للعطاء الجاری تاره، دنیویّا کان أم أخرویّا و للنّصیب تاره و لما یصل إلى الجوف و یتغذّى به تاره[۲۸] صاحب قاموس‌المحیط رزق را این‌گونه تعریف می‌کند: «الرِّزْقُ، بالکسْرِ: ما یُنْتَفَعُ به و قِیلَ: هو ما یَسُوقُه اللَّهُ إِلى الحَیَوانِ للتَّغَذِّی. العَطاء[۲۹] آن چیزی که از آن نفع برده می‌شود و نیز به آنچه خداوند به موجود جاندار عطا می‌کند تا از آن تغذیه کند رزق گفته‌شده است.

از مجموع تعاریف ارائه‌شده می‌توان معانی زیر را برای رزق نتیجه گرفت:

۱٫ عطای پیوسته

۲٫ نصیب و بهره

 3. آنچه به معده می‌رسد. (نعمت مصرف‌شده)

۴٫ آنچه از آن نفع برده می‌شود.

۵٫ آن عطایی که به جاندار داده می‌شود تا از آن تغذیه کند.

با در نظر گرفتن جمیع تعاریف می‌توان همه آن‌ها را به یک معنا که وجه مشترک همه معانی است بازگرداند: رزق نصیب و بهره‌ای از جانب خدا است که مخلوقات پیوسته از آن استفاده می‌کنند.

پاسخ به یک سؤال:

آیا ممکن است مصادیق ۱۱ گانه رزق دنیوی در قرآن کریم (که در بالا به آن اشاره کردیم)، در مفهوم یا تعریف رزق توسعه و یا تضییق ایجاد کند؟

۱_ ثمرات

قبلاً از آیات شریف قرآن فهمیدیم یکی از نعمت‌هایی که به‌عنوان نتیجه تقوا در دنیا به مؤمنین داده می‌شود ثمرات و میوه‌ها است. معنی و مفهومی که از ثمرات به ذهن تداعی می‌شود میوه‌ها و محصولات کشاورزی است. ابتدا رجوعی به لغت‌نامه می‌کنیم تا معنی ثمر را به دست بیاوریم.

معنای لغوی ثمر:

خلیل در العین، ثمر را این‌گونه تعریف کرده است: «الثَّمَرُ اسم لکلّ ما یتطعم من أحمال الشجر. یکنی به عن المال المستفاد. یقال لکلّ نفع یصدر عن شی‌ء[۳۰]. (الثَّمْرُ) هو الْحَمْلُ الذِى تُخْرِجُه الشَّجَرَهُ سَوَاءٌ أُکِلَ أَوْلَا[۳۱]. کل الثمار[۳۲]».

از بررسی تعریف فوق معانی زیر قابل‌استخراج است:

  1. خوردنی‌هایی که از درخت به دست می‌آید.
  2. هرگونه منفعتی که از چیزی حاصل شود.
  3. به‌طور کنایه مالی است که مورداستفاده قرار می‌گیرد.
  4. محصولات درختی چه خوردنی باشد و چه نباشد. (اعم از میوه، برگ، صمغ و …)
  5. میوه‌ها

بررسی استعمالات قرآنی ثمرات

با در نظر گرفتن ریشه کلمه (ثمر) به قرآن رجوع می‌کنیم و بررسی می‌کنیم که آیا نکته یا معنی و یا مصداق خاصی درآیات، برای ثمرات وجود دارد؟ از آیات بررسی‌شده نکات زیر استخراج می‌شود:

۱٫ گاهی ثمرات نتیجه باغداری است مانند این نمونه‌ها: نخل و انگور[۳۳] و زیتون و انار[۳۴]. (متناسب بامعنی شماره ۱و۴و۵)

۲٫ گاهی ثمرات، ناشی از توجه مردم به آن ناحیه و رفت‌وآمد و تجارت است؛ چراکه اصلاً زمین ناحیه مذکور قابل‌کشت و زرع نیست.[۳۵] مانند آنجا که حضرت ابراهیم علیه‌السلام پس‌ازآن که خانواده خود را در سرزمین مکه ساکن کرد به خداوند عرضه داشت که خدایا من خانواده خود را در زمینی که قابل‌کشت نیست ساکن کردم. خداوندا دل‌های مردم را به ایشان متمایل ساز و ایشان را از ثمرات رزق ده.[۳۶] (متناسب با ۲و۳).

۳٫ گاهی از منظر قرآن کریم خود ثمرات، نتیجه و رزق محسوب می‌شود (ما یسوقه الله الی الحیوان لتغتذی به) (مناسب با معانی شماره ۱ و ۵).

۴٫ گاهی هم این ثمرات زمینه برای حاصل شدن نعمتی دیگرند؛ همچون عسل که قرآن کریم آن را مایه شفا می‌داند.[۳۷] (متناسب بامعنی ۴و۲و۱).

۵٫ آیه ۳۴ سوره مبارکه کهف هم می‌تواند متناسب با هر پنج معنی باشد.[۳۸]

۶٫ رنگارنگ بودن میوه‌ها[۳۹] نکته دیگری است که درآیات کریمه قرآن به آن اشاره‌شده است که خود رنگ‌ها گاهی موجب شادی و بهجت است.[۴۰]

۷٫ از سوی دیگر در برخی از آیات که ثمرات در کنار رزق آمده است نکته‌ای وجود دارد. رزق گویی نعمتی دنباله‌دار است که امتداد آن از دنیا است و در آخرت این رزق ادامه دارد. مؤمنین حتی هنگام مواجهه با نعمت‌های بهشتی بیان می‌کنند که این نعمت‌هایی است که قبل از این هم در دنیا از آن‌ها بهره‌مند بودیم.[۴۱]

۸٫ قرآن کریم تنها آن دسته از ثمرات دنیایی که از جانب خداوند به مؤمنین داده‌شده را رزق تلقی می‌کند[۴۲]، در مقابل همان را برای کفار با عنوان متاع قلیل یاد می‌کند.[۴۳] همچنین استفاده صحیح و مباح از ثمرات را رزق تلقی می‌کند و در مقابل، استفاده گناه‌آلود از ثمرات را رزق برنمی‌شمارد.[۴۴]

نتیجه

معانی مختلفی برای ثمر در لغت عرب ذکرشده است که از آن جمله می‌توان به محصولات به‌دست‌آمده از درخت و مالی که کسب می‌شود اشاره کرد. ازجمله ثمرات که از راه کشاورزی به دست می‌آید، زیتون و انار و نخل و انگور است و راه رسیدن به این دسته از ثمرات – به‌عنوان مصادیق رزق دنیوی – منحصر در کشاورزی و باغداری نیست و ممکن است این ثمرات نتیجه توجه مردم به یک منطقه و تجارت حاصل شود.

گاهی ثمرات زمینه‌ی حاصل شدن نعمتی دیگر، مانند عسل است که قرآن آن را مایه شفا معرفی می‌کند. رنگارنگ بودن ثمرات نیز خود نعمتی از جانب خداست، به‌ویژه که گاهی رنگ‌ها منجر به شاد شدن انسان می‌شود.

ثمرات در دنیا هنگامی مصداق رزق است که تنها استفاده از آن در دنیا هدف نباشد بلکه رزق آن نعمتی است که دنباله‌دار باشد و ثمرات هنگامی رزق هستند (دنباله‌دارند) که استفاده از آن‌ها در بهشت هم ادامه داشته باشد و این تنها مخصوص مؤمنین است؛ یعنی مؤمن علاوه بر اینکه در دنیا از ثمرات لذت می‌برد این رزق برای او است و دنباله لذائذ او در برزخ و قیامت تحقق می‌یابد. (رزق نعمتی دنباله‌دار از جانب خداست).

۲_ من و السلوی

 من و سلوی نعمتی بود که خداوند متعال برای بنی‌اسرائیل فرستاده بود. این کلمات ۳ بار در قرآن کریم آمده است[۴۵] و در هر سه آیه مذکور، من و سلوی(پرنده بریان شده و ترنگبین) ازجمله طیبات شمرده‌شده است.

بررسی استعمالات قرآنی طیب

حال به برسی ریشه‌ای استعمالات قرآنی کلمه «طیب» در قرآن می‌پردازیم. این کلمه ۵۰ بار با مشتقات خود در قرآن کریم آمده است. از بررسی این کلمه نتایج زیر حاصل شد.

  1. در برخی از این ۵۰ مورد، طیب در مقابل خبیث آمده است.[۴۶]
  2. در برخی از آیات کریمه، طیب در کنار کلمه حلال یا به معنای حلال آمده است.[۴۷]
  3. در برخی از این آیات کریمه، کلمه طیب در کنار حلال و در مقابل خبیث قرار دارد.[۴۸] (عمومیت داشتن نسبت به شماره ۱ و ۲).
  4. در برخی از این آیات شریف طیب به معنی لذت‌ها[۴۹] و موجب آسایش[۵۰] و آن چیزی که موافق[۵۱] است یا به معنی نیکو[۵۲]، یا شامل همگی این معانی آمده است.[۵۳]

می‌توان از استعمالات قرآنی این برداشت را کرد که به‌طورکلی، در کلمه طیب نوعی کمال به‌حسب موردنظر نهفته است. به‌عنوان‌مثال؛ برای افرادی که در کِشتی نشسته‌اند و باد موافق و ملایمی می‌وزد و آنان را بدون مشکل در مسیر پیش می‌برد، قرآن کریم از این باد باصفت طیب یاد می‌کند.[۵۴] یعنی برای افراد در کشتی نشسته‌اند، بادی که ملایم است و امنیت کشتی را به خطر نمی‌اندازد و علاوه بر آن ایشان را در مسیر موردنظر پیش می‌برد، این باد کمال موردنظر را داراست. یا برای انسان مؤمن آن خوردنی طیب شمرده می‌شود که کمال موردنظر را دارا باشد یعنی علاوه بر اینکه خوش‌طعم است و گرسنگی را برطرف می‌کند موجب قطع شدن دنباله رزق مادی او که استفاده از رزق آخرت است نمی‌شود(موجب خشم خدا نباشد). حتی جایی که آیه کریمه خطاب به کفار می‌فرماید: اکنون(روز قیامت) طیبات شما، از شما گرفته شد. در اینجا هم می‌توانیم بگوییم که کمال نعمت‌های مادی برای کفار در دنیا لذت آن‌ها بوده است و پس از مرگ آنچه برای کفار لذیذ و خوشایند بود از ایشان گرفته‌شده است.

رجوع به لغت

رجوعی به لغت می‌کنیم تا معنای کلمه طیب بررسی شود تا ببینیم معنای موردنظر چقدر مطابق لغت است.

  1. الطَّیِّبُ: الْحَلَالُ. الطَّیِّبَاتُ من الکلام: أفضله و أحسنه.[۵۵]
  2. الطاء و الیاء و الباء أصلٌ واحد صحیح یدلُّ على خلافِ الخبیث. من ذلک الطیِّب: ضدّ الخبیث. ‌[۵۶]
  3. طَابَ: الشَّىْ‌ءُ (یَطِیبُ) (طِیباً) إِذَا کَانَ لَذِیذاً أَوْ حَلَالًا فَهُوَ (طَیِّبٌ) و (طَابَتْ) نَفْسُهُ (تَطِیبُ) انْبَسَطَتْ و انْشَرَحَتْ وَ (الاسْتِطَابَهُ)[۵۷]
  4. الطِّیبُ، على بناء فِعْل و الطَّیِّب، نعت؛ و فی الصحاح: الطَّیِّبُ خلاف الخَبیث؛ قال ابن بری: الأَمر کما ذکر، إِلا أَنه قد تتسع معانیه، فیقال: أَرضٌ طَیِّبه للتی تَصْلُح للنبات؛ و رِیحٌ طَیِّبَهٌ إِذا کانت لَیِّنهً لیست بشدیده؛ و طُعْمه طَیِّبه إِذا کانت حلالًا؛ و امرأَهٌ طَیِّبه إِذا کانت حَصاناً عفیفهً و منه قوله تعالى: الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبِینَ؛ و کلمهٌ طَیِّبه إِذا لم یکن فیها مکروه؛ و بَلْدَه طَیِّبه أَی آمنهٌ کثیرهُ الخیر و منه قوله تعالى: بَلْدَهٌ طَیِّبَهٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ؛ و نَکْهه طَیِّبه إِذا لم یکن فیها نَتْنٌ و إِن لم یکن فیها ریح طَیِّبه کرائحهِ العُود و النَّدِّ و غیرهما؛ و نَفْسٌ طَیِّبه بما قُدِّرَ لها أَی راضیه؛ و حِنْطه طَیِّبه أَی مُتَوَسِّطَه فی الجَوْدَهِ؛ و تُرْبه طَیِّبه أَی طاهره و منه قوله تعالى: فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً*؛ و زَبُونٌ طَیِّبٌ أَی سَهْل فی مُبایعَته؛ و سَبْیٌ طَیِّبٌ إِذا لم یکن عن غَدْر و لا نَقْض عَهْدٍ؛ و طعامٌ طَیِّب للذی یَسْتَلِذُّ الآکلُ طَعْمه. ابن سیده: طَابَ الشی‌ءُ[۵۸]

نتیجه

 طیب به معنی حلال و برترین و پاکیزه‌ترین هر چیزی است و به‌طورکلی هرآن چیزی که موجب لذت و انبساط خاطر شود و یا با مطابقت داشتن با طبع انسان؛ و با توجه به تعریفی که کتاب العین از طیب داشت که افضل بودن و احسن بودن است، می‌توان نتیجه گرفت که معنی کمال که مورداشاره بود در لغت نیز به چشم می‌خورد. تا اینجا دانستیم که رزق آن نعمتی است که دنباله دارد و ادامه آن بهره‌مندی از نعمت‌های بهشتی است اما نعمتی که کفار هم استفاده می‌کنند رزق تلقی نمی‌شود و در قرآن کریم از آن با عنوان متاع قلیل یاد می‌شود[۵۹] یا حتی آن را مانند شکوفه‌ای که هنوز قابل بهره‌برداری نیست می‌شمارد[۶۰] یا آن را متاع فریبنده می‌نامد[۶۱] ولی در مقابل این متاع قلیل برای کافران، رزق یا متاع نیکو[۶۲] قرار دارد یا در جای دیگر بیان می‌دارد که به مؤمن وعده نیکو داده‌شده که به آن می‌رسد[۶۳] و این وعده‌ها هم در دنیاست و هم آخرت. پس نعمت اعم از رزق است و نعمت هم به کفار داده می‌شود و هم به مؤمن.[۶۴] طیب هم یعنی داشتن کمال موردنظر و برای کفار کمال نعمت، داشتن لذت دنیوی و برای مؤمن، کمال نعمت آن نعمتی است که علاوه بر حظ دنیوی، ادامه‌دار است و خشم خدای متعال را برنمی‌انگیزد. پس می‌توان نتیجه گرفت کلمه طیب اعم از رزق است. نتیجه اینکه من و سلوی که ۳ بار در قرآن کریم یادشده و در هر سه بار هم از طیبات شمرده‌شده است ازجمله غذاها و خوردنی‌های افضل و احسن بوده است؛ لذا تقوی در دنیا این‌چنین خوردنی و نوشیدنی گوارا و برتری را نتیجه می‌دهد. طعام و نوشیدنی شاهانه!

پانوشت:

[۱]. ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین (بقره :۲(

[۲]. بقره:۲

[۳]. بقره: ۱۵۲ و ۱۸۵ ؛ آل‌عمران: ۹۶

[۴]. اهدنا الصراط المستقیم (فاتحه‌الکتاب : ۶)

[۵]. یس: ۶۱

[۶]. مصباح المنیر، ص ۳۸۲ ؛ معجم مقاییس اللغه، ج۴، ص ۲۰۶

.[۷] الأعراف:۶۵؛ الأعراف: ۱۲۸ ؛ نوح: ۳

.[۸] بقره: ۱۰۳

.[۹] بقره: ۱۸۹

.[۱۰] بقره: ۱۹۴

.[۱۱] آل‌عمران: ۷۶

.[۱۲] مائده: ۶۵

.[۱۳] یوسف: ۹۰

.[۱۴] طلاق: ۲

[۱۵]. بقره: ۲۱۲ ؛ طلاق: ۳

[۱۶]. بقره: ۲۲؛ ابراهیم:۱۴ و ۳۷ ؛قصص:۵۷

[۱۷]. بقره: ۵۷

[۱۸]. بقره: ۶۰

[۱۹]. انعام: ۱۴۰

[۲۰]. انعام : ۱۴۲؛ حج: ۲۸ و ۳۴

[۲۱]. یوسف: ۳۷ ؛کهف: ۱۹؛ ذاریات: ۵۷

[۲۲]. نحل: ۶۷

[۲۳]. مومنون:۷۲

[۲۴]. سبأ: ۱۵ ؛ ق: ۹

[۲۵]. ق: ۹

[۲۶]. ق: ۹

[۲۷]. بقره: ۶۱

[۲۸]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن – بیروت، چاپ: اول، ۱۴۱۲ ه.ق. ص۳۵۱

[۲۹]. فیروز آبادى، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط – بیروت، چاپ: اول، ۱۴۱۵ ه.ق. ج۳؛ ص۳۱۹

[۳۰]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن – بیروت، چاپ: اول، ۱۴۱۲ ه.ق. ص۱۷۶

.[۳۱] المصباح المنیر فى غریب الشرح الکبیر للرافعى؛ النص؛ ص۸۴

[۳۲]. فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین – قم، چاپ: دوم، ۱۴۰۹ ه.ق ج۳؛ ص۳۸۱

[۳۳]. بقره: ۲۶۶؛یس:۶۴

[۳۴]. انعام: ۹۹ و ۱۴۱؛النحل: ۱۱و۶۷

[۳۵]. ابراهیم: ۳۷ رَّبَّنَا إِنىّ أَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتىِ بِوَادٍ غَیرْذِى زَرْعٍ عِندَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُواْ الصَّلَوهَ فَاجْعَلْ أَفْئدَهً مِّنَ النَّاسِ تهَوِى إِلَیهْمْ وَ ارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُون

[۳۶]. وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِمُ رَبّ اجْعَلْ هَاذَا بَلَدًا ءَامِنًا وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ ءَامَنَ مِنهْم بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ قَالَ وَ مَن کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلىَ عَذَابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِیر(البقره: ۱۲۶)

؛ وَ قَالُواْ إِن نَّتَّبِعِ الهْدَى مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَ وَ لَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا ءَامِنًا یجُبىَ إِلَیْهِ ثَمَرَاتُ کلُ شىَ‌ءٍ رِّزْقًا مِّن لَّدُنَّا وَ لَاکِنَّ أَکْثرَهُمْ لَا یَعْلَمُون (القصص: ۵۷)

[۳۷]. النحل: ۶۹

[۳۸]. کلِتَا الجْنَّتَینْ ءَاتَتْ أُکلُهَا وَ لَمْ تَظْلِم مِّنْهُ شَیْا وَ فَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نهَرًا وَ کاَنَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَ هُوَ یحُاوِرُهُ أَنَا أَکْثرَ مِنکَ مَالًا وَ أَعَزُّ نَفَرًا ( الکهف: ۳۴)

[۳۹]. النحل: ۱۳

[۴۰]. البقره: ۶۹

[۴۱]. بقره: ۲۵

[۴۲]. ابراهیم: ۳۲

[۴۳]. بقره: ۱۲۶

.[۴۴]  نحل: ۶۷

[۴۵] . بقره:  ۵۷؛ اعراف:۱۶۰؛ طه:۸۰

[۴۶] . آل‌عمران: ۱۷۹؛ نساء: ۲؛ بقره:  ۲۶۷؛ مائده: ۱۰۰؛ اعراف: ۵۸؛ انفال: ۳۷

[۴۷] . بقره: ۱۶۸؛ نساء: ۱۶۰؛ مائده:۴؛ مائده:۵؛ مائده:۸۷؛ مائده: ۸۸؛ اعراف:۳۲؛ انفال: ۶۹

[۴۸] . اعراف: ۷

[۴۹] . احقاف:۲۰

[۵۰] . توبه:  ۷۷؛النحل: ۳۲؛ سبا: ۱۵

[۵۱] . یونس: ۲۲

[۵۲] . ابراهیم: ۲۴

[۵۳] . الرعد: ۲۹؛ الحج: ۲۴؛ النحل: ۷۲؛ الزمر: ۷۳؛ الصف: ۱۲؛ النحل:۹۷

[۵۴] . یونس: ۲۲

[۵۵] . فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین – قم، چاپ: دوم، ۱۴۰۹ ه.ق. ج۷؛ ص۴۶۱

[۵۶] . ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه – قم، چاپ: اول، ۱۴۰۴ ه.ق. ج۳؛ ص۴۳۵

[۵۷] . فیومى، احمد بن محمد، المصباح المنیر فى غریب الشرح الکبیر للرافعى – قم، چاپ: دوم، ۱۴۱۴ ه.ق. ص۳۸۲

[۵۸] . ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب – بیروت، چاپ: سوم، ۱۴۱۴ ه.ق. ج۱؛ ص۵۶۳

[۵۹] . بقره: ۱۲۶؛آل‌عمران: ۱۴و۱۸۵و۱۹۷؛ النساء: ۷۷

[۶۰] . طه: ۱۳۱

[۶۱] . الحدید:۲۰

[۶۲] . هود: ۳

[۶۳] . قصص: ۶۱

[۶۴] . الاسراء: ۲۰

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.