حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه شنبه, ۲۷ مهر , ۱۴۰۰ 13 ربيع أول 1443 Tuesday, 19 October , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2087×
به مناسبت سالروز میلاد حضرت عیسی علیه السلام

تفکر فدیه و الوهیت عیسی از کجا آمد و پیامد آن چیست؟

شناسه : 11280 05 دی 1399 - 9:39 729 بازدید ارسال توسط : نویسنده : طلبه ارجمند آراز بهمنی

تفکر فدیه و الوهیت عیسی از کجا آمد و پیامد آن چیست؟ علی رغم آیات گوناگونی که در انجیل وجود دارد و حاکی از آن است که عیسی(ع) پیامبر و فرستاده خدا بود      ( مانند انجیل یوحنا باب ۲۰ آیه ۱۷ :اکنون نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما […]

پ
پ

تفکر فدیه و الوهیت عیسی از کجا آمد و پیامد آن چیست؟

علی رغم آیات گوناگونی که در انجیل وجود دارد و حاکی از آن است که عیسی(ع) پیامبر و فرستاده خدا بود     

( مانند انجیل یوحنا باب ۲۰ آیه ۱۷ :اکنون نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا می روم./

انجیل یوحنا باب ۱۴ آیه ۲۴ : آنچه می شنوید از خودم نیست بلکه از پدری است که مرا فرستاده است./

یوحنا باب ۱۶ آیه ۴ : اکنون نزد کسی که مرا فرستاد می روم./

انجیل عهد عتیق، تثنیه باب ۱۸ آیه ۱۵ : خداوند خدایان از بین شما یک نبی مانند من برای شما بر می

انگیزاند. شما باید از او پیروی کنید./

با کمال تعجب می بینیم که الوهیت عیسی بن مریم و فدیه شدن این خدا از اصول اعتقادات مسیحیت امروز است ! یعنی آیین مسیحیت به شدت روی این مطلب تاًکید دارد که عیسی خدا بوده و این خدا به خاطر بخشیده شدن گناهان بشر به صلیب رفت و خونش ریخته شد تا هر کس که به او ایمان آورد، گناهانش بخشوده گردد و به آسمان راه یابد و تنها شرط راه یابی به ملکوت آسمانها ایمان به اصول مسیحیت است و در این تفکر اگر کسی هیچ گناهی هم مرتکب نشود اما به این اصول اعتقاد نداشته باشد به ملکوت آسمان راه نمی یابد !! در مقابل، اگر کسی به این اصول اعتقاد داشته باشد اگر مرتکب گناه هم شود چون خون خداوند یعنی عیسی کفاره گناهان او شده است، پس این شخص به ملکوت آسمانها راه می یابد و نزد خدا بالا می رود !

حال باید دید این تفکر چه وقت و توسط چه کسی ایجاد شد ؟ مسلما عیسی بن مریم پیامبر برگزیده خدا، هرگز ادعای خدایی نکرد بلکه آن کسی که این انحراف را بنیان نهاد پولس (شائول) بود.

پولس کیست؟

پولس (شائول) از حواریون نبود و هرگز عیسی را ندیده بود. او یهودی متعصبی بود که به شدت با مسیحیان برخورد می کرد تا حدی که باعث به شهادت رسیدن یکی از حواریون به نام استیفان (اولین شهید مسیحیت) گردید. که در کتاب مقدس انجیل بخش اعمال رسولان ( باب ۸ آیه ۳ : شائول سعی می کرد که بنیان کلیسا را براندازد./ ) در باره دشمنی شائول یهودی با مسیحیان بسیار گفته شده و اما باب ۹ اعمال رسولان که درباره تغییر زندگی شائول می گوید: او نزد کاهن اعظم رفت و تقاضای معرفی نامه هایی برای کنیسه های دمشق کرد تا چنانچه مرد یا زنی را از اهل طریقت (مسیحی) پیدا کند آنها را دستگیر کرده و به اورشلیم آورد. حال آنچه خلاف واقع به نظر می رسد از آیۀ ۳ این باب شروع می گردد از آنجا که شائول ادعا کرد در بین راه که به دنبال دستگیری مسیحیان بود به یکباره صدایی می شنود که شائول : چرا به من جفا می کنی و …… به این ترتیب متحول می شود و ادعا کرد با اینکه چشمانش باز بود چیزی نمی دید؛ تا سه روز که حنانیا یکی از ایمانداران (که از حواریون نبود) آیه ۱۷ همین باب : به خانه شائول رفت و او نیز ادعا کرد خداوند، همان عیسی که بین راه بر تو ظاهر شد مرا فرستاده است تا تو بینایی خود را بازیابی و از روح القدس پر گردی.

بدین ترتیب شائول بینایی خود را بدست آورد و تعمید گرفت و تا مدتی در دمشق با ایمانداران برد و آیه ۲۰ طولی نکشید که در کنیسه های دمشق، شائول به طور آشکار اعلام می کرد که عیسی، پسر خداست .  و به این ترتیب با ترویج مسیحیت به این گونه خود را به اورشلیم نزد شاگردان مسیح رساند. آیه ۲۶ :شائول سعی می کرد به شاگردان عیسی بپیوندد اما آنان از او می ترسیدند و قبول نمی کردند. آیه ۲۷ :به هر حال برنابا او را نزد حواریون برد و شرح آنچه بر شائول گذشت را بازگو کرد و تلاش شائول برای تبلیغ مسیحیت در کنیسه های یهود و مباحثه با یهودیان یونانی زبان و توطئه یهودیان برای قتل شائول (هر چند که شائول با خبر شد و جان سالم به در برد ! ) را بازگو کرد تا حواریون را متقاعد کند که شائول توبه کرده و به مسیحیت پیوسته است. به این ترتیب شائول به شاگردان عیسی پیوست و با آنها همراه شد و به پولس شهرت یافت و شخصیت برجسته مسیحیت امروز می باشد و مسیحیان معتقدند که پولس برای ترویج مسیحیت زحمات زیادی کشید و مسیحیان امروز گسترش دینشان را مدیون پولس هستند. (هر چند که پولس مسیحیت تحریف یافته را گسترش داد)

– حال از آنچه در بالا گفته شد، این طور به نظر می رسد که : وقتی شائول (پولس) نزد کاهن اعظم یهود رفت دستور دیگری غیر از دستگیری مسیحیان و کشتن آنها گرفته باشد! گویا دستوری که به شائول یهودی متعصب داده شده بود بدین نحو بود که : به مسیحیت بپیوندد و با رواج الوهیت عیسی این دین آسمانی را به نفع مصالح یهود به انحراف کشاند.

حال باید دید پیامد این الوهیت چه بود و چه نتیجه ای برای یهود داشت؟

۱- این تفکر، قوم یهود را از جنایت صدور فرمان قتل مسیح تبرئه می کرد. وقتی مسیحیان باور کنند که عیسی خود خدا بود و برای بخشیده شدن گناه آنها باید خدا به صلیب کشیده می شد و خونش ریخته می شد تا گناهان آنان که به او اعتقاد دارند (یعنی مسیحیان) پاک شود، نگاه همگان از عمل زشت یهود که فرمان قتل عیسی را صادر کردند به سوی دیگری می رود. یعنی می گویند این فرمان حتمی و خواست خود خداوند بوده است و باید این اتفاق می افتاد. و از این اتفاق مسیحیان سود می برند چون خون خدا باعث پاک شدن گناهانشان شده است . به این نحو نه تنها مسیحیان این گناه بزرگ یهود را نمی بینند بلکه به مجازات بزرگان قوم یهود برای فرمان قتل پیامبر برگزیده خدا عیسی بن مریم نیز نمی اندیشند. پس اولین پیامد این تفکر (که مسیح خدا بود و خود به صلیب رفت تا خونش گناهان پیروانش را پاک کند.) این است که گناه بزرگ یهود به فراموشی سپرده می شود و کسی دلیلی برای انتقام یا مجازات قوم یهود ندارد

۲ -مسیحیت تحریف شده ظلم پذیری را ترویج می دهد و دین ظلم ستیز را رد می کند، زیرا خدای آنان مظلومانه برای بخشیدن گناه مردم روی صلیب رفت و خونش ریخته شد و پیروانش نظاره کردند و هرگز اعتراض نکردند و مجازات مسببین را خواستار نشدند .

{{ هر چند حقیقت آن است که مکر یهود به خودش بازگردانده شد و مسیح هرگز مصلوب نشد که حواریون به خونخواهی او قیام کنند، حواریون می دانستند که عیسی پیامبر خدا به سوی خدای خود بالا رفته و از این پس آنها مسئول ترویج دین عیسی هستند و خونی ریخته نشد که خونخواهی کنند . }} پس پیامد این تفکر انحراف یافتۀ رو به گسترش این است که اکثریت مسیحیان جهان را علیه یهود و هر ظلم دیگری خنثی می سازد و ظلم پذیری را در مسیحیان تقویت می کند و مردم جهان را به ظلم پذیری تشویق می کند و آن را ارزش می داند و هر دین ظلم ستیز را رد می کند و بدین ترتیب دین محمد (ص) را که بر خلاف این تفکر است الهی نمی داند و آن را مکتبی خشن می داند که با ارزشهایی چون صلح و انسان دوستی و عدم خشونت مغایر است ! زیرا طبق مسیحیت تحریف یافته هیچ مجوزی برای دفاعی که منجر به خشونت و دست بردن به سلاح باشد وجود ندارد و طبق این تفکر نادرست، انسانهای مورد ظلم اجازه دفاع و جنگ ندارند زیرا ریختن خون هر انسان مساوی با ریختن خون خداست و خدا دوست ندارد هیچ مخلوقی آسیب ببیند و خونی ریخته شود ! ! پس انسانهای ایمان دار هرجا مورد ظلم واقع شدند تنها می توانند فرار کنند و به سرزمین امن پناه ببرند ! !

امروز بودجه هنگفتی برای تبلیغ این تفکر هزینه می شود :

زیرا برای تحقق سیاست سلطه بر جهان، چنین مسیحیانی قومی بی آزار قلمداد می شوند و باید مردم جهان را به سوی این آیین فراخواند.

اما چگونه و از چه راههایی؟

راههای تحقق این سیاست :

۱ -مسیحیان:

آنان که در خانواده های مسیحی متولد می شوند با این آموزه ها خو گرفته اند اما باید این باور به عنوان اصول مسیحیت در آنان تقویت گردد.

۲ -غیر مسیحیان:

غیر مسیحیانی که از اعتقادات محکمی برخودار نیستند را باید به لطایف الحیل مختلف جذب این آیین کنند از جمله :

– ترویج صلح طلبی و پرهیز از خشونت به صورت مطلق و وارونه جلوه دادن ارزشها .

– همچنین اعطای امتیازات مادی و معنوی از جمله اعطای امتیاز شهروندی در کشورهای اروپایی برای کسانی که به دین مسیحیت می پیوندند و احترام ویژه به این نوکیشان مسیحی .

۳ -غیر مسیحیانی که حاضر به تغیر دین نیستند :

ارج نهادن به غیر مسیحیانی که طبق این تفکر عمل می کنند و ظلم پذیرند . حتی اگر دین خود را تغییر ندهند نتیجه این پیامد فکری را کسب کرده اند و باید تشویق شوند که حرکت درستی انجام داده اند و ظلم ستیزی ضد ارزش می باشد.

به عنوان مثال در زمان کنونی و بحران سوریه :

مردان و جوانان سوریه که به جای جهاد و دفاع از عقاید و ناموس خود، به کشورهای اروپایی فرار کردند و پناهنده شدند و اما دست به سلاح نبردند را چون طبق مرام مسیح عمل نموده اند و از خشونت پرهیز می کنند، اکرام می کنند.

حال اگر فقط حس نوع دوستی و کمک به مظلوم در سیاست کشورهای اروپایی جایی داشت :

طبق عقل سلیم :

باید فقط به زنان و کودکان سوریه و یا مردانی که همراه خانواده مهاجرت کردند پناه می دادند حال آنکه اکثر مردان و پسران جوان سوریه، خانواده و کشور خود را رها کرده اند و عده کمی به همراه خانواده به کشورهای اروپایی پناهنده شده اند .

و امروز با افتخار می گویند:

ما اگر در سوریه می ماندیم مجبور می شدیم که دست به سلاح ببریم و در مقابل دشمن چه داخلی و چه خارجی دست به خشونت زنیم ! و ما چون نمی خواهیم خون انسانی را بریزیم مجبور شدیم فرار کنیم !!!

راههای تسلط بر جهان:

– در نتیجه این تفکر عده ای که مسیحی هستند بنیان تحریف یافته توسط پولس (شائول یهودی) را اصول مسیحیت می خوانند ! و ظلم پذیری در آنان تقویت می شود .

– عده ای که بشارت دهنده هستند، غیر مسیحیان مخصوصا مسلمانان را به این آیین فرا می خوانند و آنان را از احکام و دستورات به اصطلاح خشونت آمیز اسلام بر حذر می دارند و ظلم پذیری را ارزش جلوه می دهند.

– با ایجاد گروهک های تروریستی مثل داعش و القاعده و …. چهره اسلام را وارونه جلوه داده و نهادهای انسان دوستانه و صلح طلب و حقوق بشر، افکار عمومی را علیه ظلم ستیزی و در واقع اسلام مخصوصا فرهنگ تشیع بر انگیخته می کنند

به این ترتیب بار دیگر سران قوم یهود جهان را دوباره به سمت برده داری نوین پیش می برند تا در نهایت خود را خدای جهان بنامند و زمین را به ارث برند.

خاطر نشان می کنم در زمان کنونی :

خطر ترویج مسیحیت تحریف شده، خطر جدی برای آزادگی بشر امروز است.

.

مطالب مرتب:

جنگ قرائت ها

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.