حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه شنبه, ۱۱ آذر , ۱۳۹۹ 16 ربيع ثاني 1442 Tuesday, 1 December , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1405×

سخنرانی حضرت آیت الله تحریری در سومین جلسه از مراسم عزاداری / دهه اول محرم ۱۴۴۲ – حوزه علمیه فخریه مروی

شناسه : 7313 07 شهریور 1399 - 15:17 157 بازدید ارسال توسط :

بسم الله الرحمن الرحیم «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون‏» (الذاریات/۵۶) ما در این ایام پای مواهب گوناگون الطاف امام حسین علیه السلام قرار داریم و از فیض کمالات آن حضرت برای ساختن زندگی حسینی به گونه ای که توجه به آن اصول داشته باشیم از ایشان فرا می گیریم خدای متعال در […]

پ
پ

بسم الله الرحمن الرحیم

«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون‏» (الذاریات/۵۶)

ما در این ایام پای مواهب گوناگون الطاف امام حسین علیه السلام قرار داریم و از فیض کمالات آن حضرت برای ساختن زندگی حسینی به گونه ای که توجه به آن اصول داشته باشیم از ایشان فرا می گیریم

خدای متعال در این آیه هدف از آفرینش را بندگی خودش بیان فرموده و در آیه دیگر فرموده «وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا اللَّه‏» (بینه/۵)

انسان ها جز برای بندگی خالصانه خداوند آفریده نشده‌اند و جز به آن امر نشده اند. امام حسین علیه السلام در روایت است که نزد اصحابشان این بیانات را ایراد فرمودند که در واقع تفسیر حقیقی این آیات بندگی خداوند  متعال است.

ما پس از توجه و تعقل در نحوه وجود خودمان و عالم به این رسیدیم که همواره ما در برابر ذات اقدس الهی خواه ناخواه سر خضوع و ذلت فرود می آوریم و این نظام خلقت با این شگفتی ها مخصوصاً وجود انسان که هر چه در خود بیشتر بیندیشد بیشتر خضوع پیدا می کند چنین است.

البته خدای متعال در ما حقیقتی را قرار داده که اگر توجه شود تا حدی می توان به اسرار وجودی عالم و خودمان پی ببریم و می فهمیم که عالم دارای چه اهداف والایی است که خطاب می کند: «وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُون» (الذاریات/۲۲)

هم نسبت به زمین معارفی دارد که نشانه های عظیمی در این زمین است و هر که بخواهد توجه به عالم غیب پیدا کند اگر توجه به زمین کند به این یقین میرسد. به طور خاص نیز اگر در خودش بیندیشد هم به آن یقین می‌رسد. چرا که جان انسان حقیقتی است که جنبه ی مادی اش با زمین و جنبه حقیقت و نفس و روح انسان ارتباط با سماء دارد.

همواره حق تعالی برای بحث از عالم بالا واژه سماء را مطرح میکند که گاه این سماء مادی و گاه آن مرتبه ی غیبی است. که در این آیه شریفه هر دوی آنها تعبیه شده است.

ما توعدون یعنی در آسمان آنچه به آن وعده داده شده اید وجود دارد که مربوط به عالم غیب است.

به هر حال تمام ذرات وجودی انسان دربرابر خالق هر لحظه خضوع می کند.

و تمام موجودات جز سر بندگی به پیشگاه حق فرود نمیاورند که بندگی هر موجودی به حسب خودش است. اما بندگی انسان یک گونه خاص است چرا که فرمود: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون‏»

در حالی  که تمام موجودات تسبیح و تحمید میکنند اما انسان یک حقیقتی است که نسبت به سایر موجودات مرتبه حمد و سجده و تسبیح و عبودیتش قابل مقایسه با سایر موجودات نیست لذا خطاب خاص شده است.

این عبودیت انسان و اظهار خضوع و ذلت چگونه تحقق میابد؟

نبی اکرم ص فرموده اند: «در طرف راست عرش پروردگار این حقیقت ثبت شده که حسینٌ مصباحُ هدی و سفینهُ نجاهٍ»

و این زبانِ نظامِ تکوین خدا است که رسول اکرم این زبان را با علم الهی اش دریافته است و آنرا به ما که در این دنیا زندگی می‌کنیم آموخته است که با کدام چراغ حرکت کنیم یعنی آنرا جلوی خودمان قرار دهیم و حرکات و سکناتمان را با آن تطبیق دهیم و دنباله روی این چراغ حقیقی باشیم.

امام حسین علیه السلام می فرماید:

«ای مردم خداوند متعال جن و انسان را نیافریده است مگر برای این که او را بشناسند.»

پس زمانی که او را شناختند او را بندگی می کنند. یعنی بندگی خدا با شناخت خاص به حق تعالی همراه است.

در سوره نور می فرماید که همه به این تسبیحشان اگاه هستند:«کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبیحَه‏» (نور/۴۱)

که صلات بیانگر آن خضوع وجودی در برابر خداوند است. این معرفت برای انسان نسبت به ذات اقدس الهی درجه خاصی است.

معلم اول انسان خدا است و معلم دوم انسان پیامبر اکرم است.

سپس معلمی که در همین ردیف است و حقایق عالم را تعلیم میدهد و روابط بین موجودات را به ما میشناساند و میفهماند که تمام ذرات کائنات با عالم غیب مرتبط هستند امام است.

آنچه ک ما با حس درک میکنیم میشود عالم شهادت و آنچه با عقل درک میکنیم می شود عالم غیب. اساس سبک زندگی حسینی این است که این معرفت را پیدا کنیم.

در دعای عرفه امام حسین علیه السلام خصوصیات انسان را بیان می کند و ما را توجه میدهد به عالم شهادت که ما از آن غافل هستیم. اما انسان باید بیندیشد و ارتباط با غیب مطلق یعنی خدا را بیشتر حس کند.

پس بندگی انسان نسبت به مرتبه شناختش به خدای متعال متفاوت است که او خودش مرتبه بندگی اش را در گودی قتلگاه ظهور داد و چنان جذبه هایی برایش رخ داد که هیچکس جرأت نکرد پیش برود که پس از مدتی خودش اذن داد و سنگینی سینه را حس کرد.

«فَاِذا عَبَدوهُ اِستَغنَوا عَن عِبادَهِ ما سِواهُ»

و این نتیجه عبادت خدا است که مستغنی از اظهار خضوع در پیشگاه غیر میشود یعنی بندگی خدا با غنای نفسانی از غیر خدا همراه است لذا امام حسین علیه السلام هیچگاه نمیخواهد در برابر آن یاغیان و طاغیان سر فرود آورد.

و شرایط به گونه‌ای شد  که امام حسین ع این بندگی وخضوع را به ما نشان داد و آموخت که برای خدا به هیچ عنوان سر در برابر طاغوت فرود نیاوریم.

در جایی فرمود معرفت خدا به این است که هر کسی در هر زمانی امامش را بشناسد و اورا جلو دارش قرار دهد و در تمام شئون زندگی و در برابر او تسلیم باشد و در این زندگی عملی است که معرفت خدا ظهور پیدا می کند. این روش زندگی زمانی حاصل می شود که یک خدانما یعنی وجه الله جلودار انسان باشد.

مولا علی فرمود : ما وجه الله هستیم و کسی برای ارتباط با خدا جز از طریق ما نمیتواند به جایی برسد که امام حسین علیه السلام در این برهه ی زمان نشان میدهد که با بودن یزید دیگر خدا جایی ندارد. اهل بیت فرموده‌اند دشمن شناسی و برائت از آنها جزء دین است و باید به آنها هم اهتمام داشت.

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.