حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۳۱ شهریور , ۱۳۹۹ 4 صفر 1442 Monday, 21 September , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 973×

سخنرانی حضرت آیت الله تحریری در پنجمین جلسه از مراسم عزاداری / دهه اول محرم ۱۴۴۲ – حوزه علمیه فخریه مروی

شناسه : 7320 07 شهریور 1399 - 16:03 84 بازدید ارسال توسط :

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. والصلاه . السلام علی اشرف بریته سیدنا و مولانا سید ال انبیاء و المرسلین ابیالقاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین قال النبی صل الله علیه و آله و سلم: «الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا» بحث ما درباره زندگی […]

پ
پ

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. والصلاه . السلام علی اشرف بریته سیدنا و مولانا سید ال انبیاء و المرسلین ابیالقاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین

قال النبی صل الله علیه و آله و سلم: «الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا»

بحث ما درباره زندگی امام حسین علیه السلام است به طور خاص در آن مقطعی که آن ضرت به مقام امامت الهی بعد از شهادت برادر بزرگوارشون رسید و اساس حرکت امام حسین علیه السلام چه مساله ای است که قطعا یک فروعاتی هم این حرکت دارد و شاخ و برگ هایی و ثمراتی که این ثمرات تاکنون تداوم پیدا کرده. این قیام چون قیامی الهی است و متصل است به خدایی که و ما عندکم ینفد و ما عندالله باق، به خدایی که فرمود کل من عیلها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام ارتباط تنگاتنگ دارد.

سر ثمرات بی شماری که برای قیام اباعبدالله الحسین علیه السلام ما هم در حیطه فرهنگ انسان ها و تحولاتی که در جوامع بشری و عمدتا تحولات فردی بیشتر مشاهده می کنیم در جنبه تحولات عقلی، عاطفی و تحولات معنوی که عمدتا این تحولات جنبه فردی اش غلبه دارد بر تحولات اجتماعی و سیاسی اش اینها باید درست پیگیری بشود.

اگر این حرکت درست پیگیری شود موجب تحولات عمیق تر اجتماعی خواهد شد که البته هر یک از این تحولات در جای خودش غنیمت و ارزش است. منتهی آنچه را که نظام الهی و دینی دعوت به آن می کند جوامع بشری را بعد از تحول اعتقادی در بینش ها و اعتقادات، تحولات عملی در صحنه جامعه را دنبال می کند.

این نکته مورد بحث ماست که فرمود در گوشه راست عرش خدای متعال این حقیقت نوشته شده که حسین مصباح هدی و سفینه نجاه و امام هدی! این تعبیرات رو داشتیم یه مقداری بررسی می کردیم که امام حسین علیه السلام چراغ هدایت است در ابعاد گوناگون هدایت انسان ها که انسانها هدایت گوناگونی را لازم دارند. یک هدایت اصلی که این هدایت اصلی در پهنای زندگی انسان گسترش پیدا می کند.

هدایت اصلی همان صراط مستقیم است که فرمود و «ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله». و عرض کردیم در جلسات گذشته این که خدای متعال فرمود و «ان اعبدونی هذا صراط مستقیم الم اعهد الیکم یا بنی آدم لا تعبدوا الشیطان…» و «ان اعبدونی هذا صراط مستقیم» که هدف خلقت را بیان می کند که انسان در صراط مستقیم قرار بگیرد که همان بندگی خالصانه اوست ایت بندگی یک شاخصه ها و الگو های تامی لازم دارد که ب ما از جانب معبودمون معرفی شده باشد که عرض کردیم عبودیت با اطاعت از خدای متعال تحقق پیدا می کند و اطاعت کسانی که خدا امر به اطاعت آنها کرده که فرمود «و اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم»! در آیه ۶۹ سوره نساء هم این افراد را بیان می کند که و «من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم  من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا».

کسی که از خدا و رسولش اطاعت کند با این چهار دسته خواهد بود؛ با انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین. در آیات دیگر صالحین را هم معرفی می کند که فرد شاخص صالحین انبیا هستند و فرد شاخص صدیقین انبیا هستند و فرد شاخص شهدا هم انبیا هستند. پس انبیا در مرتبه اول متن صراط مستقیم هستند. این متن تمام نمی شود. لذا نبی اکرم همواره معرفی می کرده است که بعد از من چه کسانی باید این صراط باشند که در مرحله اول امیرالمومنین علی علیه السلام و بعد فرزندان حضرت. منتهی در این رابطه که خدای متعال خواسته است این پایگاه با نظام امامت تداوم پیدا کند با سختی های گوناگونی همراه است. همانطور که انبیا با سختی های گوناگونی مواجه بودند.

اول سختی مواجه با تفکر کفرآلود و شرک آمیز که انسان ها همواره با تفکرات شرک آلود می خواهند پایبند به این عالم بشوند و از این عالم خارج نشوند. اگرچه خضوغ جزو فطریات انسان است در برابر کسی که به انسان لطف دارد و مرحمت دارد. انسان اظهار شرمندگی و و امداری می کند. این خضوع تام با اظهار بندگی همراه می شود. ولی این اظهار بندگی در برابر چ کسی باید باشد. این جا عقلانیت زیر سوال می رود گاهی. این حس گرایی غلبه می کند.

یک وقت شخص می گوید ستاره و ماه در زندگی تاثیر می گذارد. با این جنبه های تاثیر گذاری یک ملاک ظاهری می شود که در برابر این ها اظهار بندگی بکنم. آن وقت انبیا با این طرز تفکر حس گرایی مقابله می کردند که آن کسی که انسان از او متاثر می شود در همه شوون زندگی، باید بالا سر متاثر باشد که حضرت ابراهیم بعد غروب ستاره و ماه و خورشید فرمودن که انی لا احب الآفلین که این منطق را بیان کردند که عقلانیت بر آن حاکم است. تا  رسید به بت ها که بت ها یک چنین منفعتی هم ندارند برای انسان! به تخیل اینکه ما با آن موجودات عالیه نمی توانیم ارتباط برقرار کنیم با نمونه هاش ارتباط برقرار می کنیم.

این ماهیت بت پرستی هست که می گوید ما آن خالق را قبول داریم ولی دست مان به او نمی رسد و می خواهیم نمونه ای داشته باشیم و ببینیمش و… اینجا مغلوب می شدند که اینها تاثیری ندارند. گاهی بت های خوراکی حتی درست می کردند که اگر گرسنه شدند از آنها استفاده کنند. به هر حال اینقدر فهم پایین است که این شخص از جهتی بالاتر از اوست و نیازی از او را برطرف می کند ولی خب آن بت را درست کرده است.

مخالفت ها وقتی که این ندا ندای دستگیری شد که ما در همه شوون می خواهیم شما رو به عالم غیب مرتبط کنیم. از طرف خدای متعال هم سفارش به صبر بیشتر شد.

لذا در قرآن کریم در آیاتی می بینیم که به پیامبر امر به صبر و استقامت در برابر سخنان و برخورد های مخالفین شده است: «واصبر علی ما یقولون»! شاخصه اساسی پیامبران بعد از باور به حقانیت خودشون و این که آنچه را که دارن عین واقع است، باید در این جهت مقاومت کنند. هم شکی در آن منطق و هدایت برای خودشون پیدا نشه و هم در برابر شک ها و تشکیک ها و مخالفت ها، مقاومت کنند.

لذا صبر ابعاد مختلفی دارد. صبر یکی از صفاتی است که به طور فطری انسان برای موفقیت در امورش باید داشته باشد. از صفاتی است که اگر در برابر ناملایمات زندگی نداشته باشد همان در مرحله اول از پا درمیاد. لذا یکی از اوصاف فطری انسان که عقل حکم می کند برای  رسیدن به امور عقل حکم می کند که انسان در برابر ناملایمات انسان مقاومت کند با توجه به یک هدف مناسب آن وقت وقتی که شخص می خواهد به اهداف عالیه برسد. آن اهداف عالیه ای که در ارتباط تنها با امور دنیایی انسان به آن نمی رسد.  باید بینش هایش را حفظ کند و به دیگران این بینش ها را بدهد. این صبر خیلی بیشتری می خواهد.

لذا آیات صبری که در قرآن کریم آمده و به پیامبر این خطاب ها را کرده باید با این دیدگاه برخورد کرد. در یک جمله فرمود فاصبر ان وعد الله حق! خب این را می داند منتهی در برخورد ها انسان به طور ظاهری یک مقداری واکنش نشان می دهد. در برابر افراد نافهم و کج فهم و افرادی که نمی خواهند فکرشون رو  به کار ببندند در ارتباطات وجودی شون با عالم غیب، اینها مداوم مقاومت می کنند. لذا می فرماید که اگر بخواهی به نتیجه برسی باید صبر کنی: فاصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور! این آیه هم جنبه های فطری را بیان می کند.

اگر انسان می خواهد به هر چی که می خواهد برسد باید حالت صبر را به خودش تلقین بکند. این است که آیات و روایات ماهیت دنیا را بیان می کنند. ماهیت دنیا تحول است. بالا رفتن و پایین آمدن. اگر انسان فقط به جنبه های خوشی اش دقت کند، دلبندی های بیجا پیدا می کند.

لذا ماهیت دنیا این است: حدوث و زوال! این رو ما بهش توجه کنیم و باورمون بیاد که این است و در پرتو این ماهیت دیگری هم هست. پشت این عالم دیگری هم هست که آن عالم ثابت اس و ما ثابت های دیگری هم داریم. توجه به امور ثابتی که دیدنی نیست و انسان با عقل به آن می رسد، این استمرار توجه و باور نسبت به ای توجه نیاز به مقاومت زیاد دارد.

همان کسی که می خواهد توجه بدهد، از توجه دادن دیگران به این چهره واقعی عالم خسته نشود.

«فاصبر علی ما یقولون و سبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها و من آناءالیل لعلک ترضی» شبانه روز تسبیح خدا کن یعنی خودت رو متصل به آن ذات بی نیاز کن و بدان که به آن حقیقت متصلی! لذا به آنچه را که اینها می گویند دلگیر نشو! این حالت ها به صورت طبیعی میاد به هر حال. اگر یک روشی بیاید و یک ادعایی کند که برای خودش باشد و دیگران را دعوت نکند یا اینکه دعوت کند منتهی این دعوتش به این عالم باشه، این ادعا با این دعوت پیرو دارد چون تمایل طبیعی انسان به همین است که می خواهد به این عالم بچسبد و از شوون این عالم دست بر ندارد. از این نظر وقتی فکر از دست دادن را می کند ناراحت می شود.

این حزن ها که می آید به نوعی اینها فطری است. لذا اگر یک ادعا که جنبه شخصی است و دعوتی که جنبه غیری دارد و به غیر سرایت می کند، اگر مربوط به توجه فکری یا عملی مستمر به این عالم باشه هیچ لطمه ای نمی زند اما آن وقتی انسان با دشمنان و مخالفین در تقابل قرار می گیرد که دعوت اش به عالم غیب باشد.

انبیا این چنین بودند. ادامه دهنده راه انبیا اینگونه بودند. آیه ای که خواندم اول صحبت این را بیان می کند که ما عده ای از انبیا بنی اسراییل را امام قرار دادیم. یعنی علاوه بر اینکه مقام رسالت و نبوت را داشتند، مقام امامت را هم پیدا کردند. چه وقت؟ وقتی که این دو تا امر رو داشتند! «لما صبروا و کانوا بآیاتنا یوقتون». زمانی که صبر کردند در برابر آن محتوای رسالت شون و محتوای دعوت شون. به آنچه که دعوت می کردند یقین داشتند.

این خیلی مهم است که داعی به امری باید به آنچه دعوت می کنند یقین داشته باشد. منتهی مذاهب باطل یقین شون زود از بین می رود. اما مذاهب حق اینطور نیست و یقین ثابت است منتهی آسیب ها هم دارد. آسیب های فکری و روحی دارد. با این اسیب ها هم برخورد کرد. بینش ها باید قوی بشود.

این قوی شدن بینش ها از آن به بصیرت هم تعبیر می شود که شخص توجه اش به عالم غیب یک توجه روشنگری است. بصیرت از بصر گرفته شده که به معنای بینایی است. قوه بینایی بیشتری نمایش واقع را به انسان می دهد. چون انسان با قوه بینایی عکس می گیرد و یک صورتی به ذهن او می اید. بر خلاف قوه شنوایی که با مفاهیم سروکار دارد که آنها ما را به عالم خارج راهنمایی می کند و مهم است اما قوه بینایی از این جهت واقع نماتر است که با حس بیشتر مرتبط است.

وقتی قوم حضرت موسی دیدند که فرعون با یک آب از پا در آمد، باز هم عقلانیت شون روشن نشد و حتی با ترس و لرز به رود نیل رفتند چون فرعونیان دنبال شون بودند. بعد که آب مثل بتنی فرعون و دار و دسته اش را گرفت و آنها این معجزت را دیدند باز هم عقل شون به کار نیافتاد. در مسیر که می رفتند دیدند در روستایی دارند بت پرستی می کنند. به حضرت موسی گفتند یک خدایی برای ما قرار بده همانطور که برای ایشان خدا هست. این بینش های انسان و درک او از عالم غیب اگر آنقدر قوی بشود، این می شود بصیرت.

این مقاومت در برابر منطق حق اولیای الهی و انبیا علیهم السلام  در همین جهت است. لذا این امر به صبر ها بخاطر این است. لذا اینهایی که مقام امامت را پیدا می کنند باید به یک مرتبه یقین و صبر خاص برسند. لذا پیامبر مقاوم ترین انسان ها در برابر همه مشکلات است و این درس مقاومت را همواره به اهل بیت شون می دادند که شما هم باید مقاوم بشوید.

روایت مفصلی است که در اواخر عمر پیامبر ، جبرییل خدمت حضرت می رسند که یا رسول الله! می دانی که امت تو مصایبی رو بر شما می آوردند. ایا حاضری تحکل کنی؟ حضرت می فرمایند: بله! حضرت صدیقه و امام حسن و امام حسین علیهم السلام هم بودند و می شنیدند… بر دختر شما چنینی ستمی می شود؛ آیا تحمل می کنی؟ بله! طبق این روایت پیامبر فرمود از خود ایشان هم قولی بگیر! این ها نشانه صبر است. برای تحقق ولایت الهی و نشان دادن حقانیت ولایت الهی می پذیرم. بعد هم از یکایک امام حسن و امام حسین علیهم السلام هم این قول ها گرفته شد. به هر حال هر مقدار نظام انسانی و اسلامی از جهات روحی و روانی پیچیده تر باشد، صبر و مقاومت در برابر این پیچیدگی بیشتر است.

علی علیه السلام به عنوان نمونه فرمود که صبرت و فی العین… چنین تعبیری از پیامبر نیامده ولی بعد ایشان اوضاع به هم ریخت و آن پیامبری که برای آب وضوش سبقت می گرفتند، بدن این پیامبر بر روی زمین است و کانّ پیامبری نبوده. پیامبری که در طول بیست و سه سال قرآن بر ایشان نازل می شد و می نوشتند آن را، اصلا گویا چنین کتابی نازل نشده است رفتند سراغ نقشه های خودشون.

این نکته را عرض کنم که خیلی مهم است: پیامبر فرمود در مواجهه علی علیه السلام با عمروبن عبدود تمامی ایمان مقابل تمامی شرک ایستاد، این را می خواهم عرض کنم که واقعه کربلا مقابله تمامی ایمان با تمام ابعاد شرک و نفاق است که آن ابعاد شرک می خواست در این مرحله چیزی از اسلام باقی نماند. لذا می فرمایند الاسلام محمدی الحدوث و حسینی البقاست. مصباح هدایت بودن را باید در این جهات بیشتر یه آن توجه کنیم. این شخصیت برای اثبات این جایگاه ناچار است با این قافله حرکت کند. قافله ای که از پدرش آثار متعددی دارد، از برادرش آثار متعددی دارد و اصحاب پیامبر، آنهایی که امتحان خودشون رو در این راستا به تمام معنا دادند (آثار متعددی دارد)…

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.