حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنج شنبه, ۸ خرداد , ۱۳۹۹ 6 شوال 1441 Thursday, 28 May , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 645×

بررسی اقوال موجود در بیان مقصود «روایت نیه المومن خیر من عمله» / بخش دوم

شناسه : 4338 12 اردیبهشت 1399 - 2:11 69 بازدید ارسال توسط : نویسنده : محمدحسین اقتدارپرور

در بخش اول از این مقاله که در شماره قبلی نشریه ملاحظه شد، واکاوی لغوی و محدود و گستره دلالی الفاظ روایت مشخص شد و از این طریق، برداشت هایی در مورد  تمیز نیّت از عمل و نیز شناخت فعل و نسبت آن با عمل و نیّت به ارمغان آمد. در مسیر دستیابی به بهترین […]

پ
پ

در بخش اول از این مقاله که در شماره قبلی نشریه ملاحظه شد، واکاوی لغوی و محدود و گستره دلالی الفاظ روایت مشخص شد و از این طریق، برداشت هایی در مورد  تمیز نیّت از عمل و نیز شناخت فعل و نسبت آن با عمل و نیّت به ارمغان آمد. در مسیر دستیابی به بهترین تاویل از این روایت و نزدیک ترین آنها به مقصود معصوم از ارائه این تعبیر، لازم است ابتدا اقوال مختلف حول این روایت شریفه مطرح شود که این مهم در این بخش از مقاله ارائه شده است. سپس در بخش سوم مقاله که به حول قوه الهی در شماره بعد ارائه خواهد شد، این  اقوال مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت تا از این طریق بهترین اقوال و نزدیکترین آنها به مقصود مبارک معصوم در ذهن خواننده محترم به بهترین و دقیقترین وجه منقح گردد.

پیش از ارائه اقوال لازم به ذکر است، کلّیه اقوالی که در این جایگاه مطرح می‎شود را می‎توان در کتب مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول‏ (۱۲وجه)، الفوائد النجفیه (۱۹وجه)، الاربعین‏ شیخ بهایى ‏(۹ وجه)،مجموعه رسائل در شرح احادیثى از کافى‏(۱۸ وجه)، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء (۳۱وجه) از مجموعه کتب شیعه و در کتاب فیض القدیر شرح الجامع الصغیر(۷وجه) از کتب اهل سنت، پیدا کرد. (مجلسى،۱۴۰۴ق،ج۸:‏ ۹۲ ؛ سلیمانى آشتیانى و درایتى،۱۳۸۷ش،ج۲: ۴۵؛ سلیمانى آشتیانى و درایتى،۱۳۸۷ش،ج۲: ۵۲ ؛ کاشف‏الغطاء،۱۴۲۰ق، ج‏۱: ۲۸۶ ؛ المناوی،۱۳۵۸ق،ج۶: ۲۹۱)

قول اوّل: منظور از نیّت مومن در این روایت  اعتقاد صحیح و حقّه است و دلیل بهتر بودن این اعتقاد از عمل این است که وجود اعتقاد، بهشت را به همراه می‎آورد و نبودنش جهنم را، امّا عمل این گونه نیست وچنین اهمیّتی ندارد. شبیه به این قول را در نظریّات اهل تسنن در مورد این روایت، می‎توان در نظر بن عبد الجبار الصیرفی الطیوری درکتاب  «الطیوریات» پیدا کرد. (مجلسى،۱۴۰۴ق،ج۸ :‏ ۹۳ ؛ أبو طاهر السِّلَفی،۱۴۲۵ق،ج۲: ۵۱۴)

قول دوم: منظور از نیّت مؤمن، نیّت بدون عمل است و نیز منظور از عمل مؤمن، عمل بدون نیّت است. و روایت در مقام بیان برتر بودن نیّت بدون عمل مؤمن از عمل بدون نیّت اوست. این قول، قول مختار قرطبی در کتاب «الاستذکار» اوست و این گونه این مطلب را بیان می‎کند : «وَمَعْنَى هَذَا الْحَدِیثِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ أَنَّ النِّیَّهَ بِغَیْرِ عَمَلٍ خَیْرٌ مِنَ الْعَمَلِ بِلَا نِیَّهٍ وَتَفْسِیرُ ذَلِکَ أَنَّ الْعَمَلَ بِلَا نِیَّهٍ لَا یُرْفَعُ وَلَا یَصْعَدُ وَالنِّیَّهُ الْحَسَنَهُ تَنْفَعُ بِلَا عَمَلٍ وَلَا یَنْفَعُ الْعَمَلُ بِغَیْرِ نِیَّهٍ»(القرطبی،۱۴۲۱ق،ج۲: ۸۱ ؛ همان،۱۴۲۱ق،ج۵: ۱۳۰)

 در ردیف این قول، نظر دیگری نیز وجود دارد که طبق آن معنای روایت این می‎شود که اطاعت مومن از عمل آمیخته با معصیت او زیباتر است. البته برای این قول، علی رغم نقل در بعضی شروح، قائلی یافت نشد.

همچنین نظر محمد بن الفراء البغوی هم مطابق با فحوی این قول است. در کتاب «شرح السنه» او، چنین آمده است :

«نِیَّهُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ»، لِأَنَّ النِّیَّهَ مَحِلُّهَا الْقَلْبُ فَلا یَطَّلِعُ عَلَیْهَا غَیْرُ اللَّهِ، تَقْدِیرُهُ: أَنَّ نِیَّهَ الْمُؤْمِنِ مُفْرَدَهً عَنِ الْعَمَلِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلٍ خَالٍ عَنِ النِّیَّهِ، کَمَا قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ}، أَیْ: لَیْسَ فِیهَا لَیْلَهُ الْقَدْرِ. (البغوی،۱۴۰۳ق،ج۶: ۱۲۵)

استدلال او در آخر کلامش این مطلب است که این نوع برداشت از روایت را شبیه دانسته است به نوع برداشتی که از آیه «لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» می‎شود. این طور که شب قدر بهتر است از هزار ماه که در آن ماه ها شب قدر نباشد. در مورد روایت هم می‎گوید که نیّت بدون عمل، بهتر از عمل بدون نیّت است. او این چنین می‎پندارد که اگر چنین برداشت نشود، کلام نبی اکرم مستلزم دور می‎شود.

قول سوم: مقصود این روایت از افضل بودن نیّت بر عمل این است که آنچه مؤمن در نیّت خود قصد می‎کند همیشه بسیار بیشتر از آن چیزی است که در عمل می‎تواند انجام دهد و همچنین آنچه کافر در نیّات پلید خود می‎پروراند همیشه شدید تر از آن چیزی است که موفق می‎شود تا آنها را عملی کند. بنابر این پاداشی که در ازای نیّت مومن به او داده می‎شود، بیشتر از آن چیزی است که در ازای آنچه عمل کرده است به او می‎دهند.

 در کتب اهل سنت هم مؤیّداتی بر صحت این قول وجود دارد که می‎توان ذیل عنوان « باب ترک العمل عند غلبه النوم والفتور» بیشتر به دنبال آنها گشت. (أحمد بن حنبل،۱۴۲۰ق،ج۱۰: ۲۳۵)

عیاض بن عمرون الیحصبی در کتاب «شَرْحُ صَحِیح مُسْلِمِ لِلقَاضِى عِیَاض المُسَمَّى إِکمَالُ المُعْلِمِ بفَوَائِدِ مُسْلِم» هم این گونه قول سوم را صحیح می‎داند : « نیه المؤمن خیر من عمله، أى أن أجره فى نیته أکثر من أجر عمله، لامتداد نیته مما لا یقدر على عمله.»( الیحصبی السبتی،۱۴۱۹ق،ج۴: ۱۲۹)

ظاهراً نظر ابن درید، از علمای متقدم اهل سنت هم مطابق با این قول است.( ابن درید، ۱۴۰۰ق : ۲۳ )

قول چهارم: مقصود از این روایت این است که طبیعت نیت و خود تصمیم از عمل بهتر و سالم‏تر است چون تصمیم و نیت عقاب و مؤاخذه‏اى ندارد، بلکه اگر نیت، نیت خیر باشد ثواب و پاداش دارد گر چه بخود عمل موفق نشود و اگر نیت و تصمیم کار بد باشد، بود و نبود این نیت تا زمانی که به آن عمل نشده هیچ اثرى ندارد و عقاب نمی شود ولى عمل چنین نیست‏. کوچک ترین عمل مورد بازخواست قرار می‎گیرد.همانطور که در آیات پایانی سوره مبارکه زلزله این مطلب بیان شده است : «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ. وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَه‏.» (الزلزله(۹۹)،۷و۸)

این قول را شیخ بهائی در کتاب اربعین خودش از پدرش نقل کرده است و اثری از این قول در منابع اهل سنت پیدا نمی‎شود.

قول پنجم: منظور و مقصود روایت این است که نیّت کردن بعضی کار های بزرگ از انجام دادن برخی کار های کوچک بهتر است. این قول را فقط کسانی که در مقام بیان نظرات موجود در این زمینه بوده اند، بیان کرده اند و در هیچ کجا قائلی بر این برداشت یافت نشد.

قول ششم: مقصود روایت بیان این مطلب است که نیّت چون از اعمال قلب و اعضاء جوانحی است و قلب هم اشرف اعضاء است، پس کار قلب از کار سایر جوارح افضل است.

در میان منابع اهل تسنن نیز این روایت به نوعی مؤیّد قول اخیر است: « قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «نِیَّهُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ، وَعَمَلُ الْمُنَافِقِ خَیْرٌ مِنْ نِیَّتِهِ، وَکُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى نِیَّتِهِ، فَإِذَا عَمِلَ الْمُؤْمِنُ عَمَلًا نَارَ فِی قَلْبِهِ نُورٌ» (الطبرانی،۱۴۱۵ق،ج۶: ۱۸۶)

محمد بن محمد الغزالی أبو حامد در کتاب «إحیاء علوم الدین»  تاویلی از این روایت ارائه می‎دهد که بیش از همه به این قول شبیه است.( الغزالی،۱۴۲۵ق،ج۴: ۳۶۶)

قول هفتم، قول سیّد مرتضی رضوان الله تعالی علیه : سید مرتضی در ساختار نحوی ای که معمولا از این روایت برداشت می‎شود، تغییر ایجاد کرده و کلمه «خیر» را اسم تفضیل ندانسته بلکه صفت مشبهه دانسته است و همینطور «من» درون روایت را من تبعیضیّه در نظر گرفته است و روایت را این گونه معنا کرده است : نیّت مؤمن از جمله خیر هایی است که در عمل او وجود دارد و نیّت کافر از جمله شرارت هایی است که در فعل او وجود دارد. این قول به این صورت در کلام سید مرتضی آمده است :«فسئلت حینئذ ذکر الوجه الّذی عندى فقلت : لا تحمل لفظه «خیر» فى الخبر على معنى «أفعل» الّذی هو للتفضیل و الترجیح و قد سقطت الشبهه، و یکون معنى الکلام: إن نیه المؤمن من جمله الخیر من أعماله؛ حتى لا یقدّر مقدّر أن النیه لا یدخلها الخیر و الشر؛ کما یدخل ذلک فى الأعمال.»

سپس دلیل برتر دانستن این برداشت را با این بیان توضیح می‎دهند : »فاستحسن هذا الوجه الّذی لا یحوج إلى التعسّف و التکلّف اللذین یحتاج إلیهما إذا جعلنا لفظه خیر معناها معنى أفعل» (علم الهدى،۱۹۹۸م،ج۲: ۳۱۶)

در میان صاحب نظران اهل تسنن هم قائلینی به این مطلب وجود دارد. مانند ابن ملقن که در کتابش این گونه قائل به این نظر می‎شود :«نیه المؤمن خیر من عمله وللناس فیه تأویلات ذکرت منها فی «شرح عمده الأحکام» تسعه على (تقدیر) صحته، منها: أن نیته خیر من خیرات عمله.»( ابن ملقن،۱۴۲۹ق،ج۲: ۱۸۴)

بعضی دیگر سعی داشته اند تا با تغییر دادن روایت این منظور را از آن استخراج کنند. در این تلاش، خیر را منصوب خوانده و نیامدن الف پایه تنوین را سهو در نقل و مرفوع خواندن خیر را اشتباه دانسته اند.

قول هشتم: مقصود روایت از این قرار است که اطاعت در نیّت بهتر از خود عمل است و اثر نیّت در آن هدف تربیتی که در عبادت وجود دارد سازنده تر از خود عمل است. زیرا مقصود از عبادت و تکلیف، اصلاح قلب و پاکی دل و کمال روح است و منظور از حرکات عبادی و کار های بدنی، حصول ملکه در باطن و قلب است تا قلب به گونه ای بشود که به خیر و نیکی و اطاعت، عادت کند.در مورد کافر هم، این نکته وجود دارد. یعنی اثر نامطلوبی که نیّت سوء در قلب کافر می‎گزارد، بسیار بدتر از اثر عمل اوست. این قول حدوداً بازگشت به قول ششم دارد و مباحث مرتبط به آنها در ادامه یکجا بیان می‎شود.

قول نهم: منظور روایت این است که نیّت اصل است و عمل فرع آن نیّت، چون تا نیّت نباشد، عمل به وجود نمی‎آید، در واقع نیّت، علّت به وقوع پیوستن عمل است. و از نگاه دیگر، نیّت عمل محِّرک افراد است به سوی اعمالشان.

قول دیگری وجود دارد که در آن گفته شده که چون خیر و شر بودن نیّت ذاتی در آن است امّا خیر و شر بودن عمل تابع نیّت آن است، پس نیّت مومن بهتر از عملش است و نیّت کافر بدتر از عملش است. این قول هم شبیه همان قول نهم است.

قول دهم: نیّت مومن از این جهت بهتر از فعل اوست که تنها نیّت است که باعث خلود مومن در بهشت می‎شود، نه عمل او. و همچنین آن چیزی که باعث خلود کافر، فاسق و منافق در جهنّم می‎شود، همان نیّت سوء اوست، نه عملش.

قول یازدهم، قول بیهقی: نظر أبو بکر أحمد بن الحسین بن علی البیهقی این گونه است که مقصود روایت این است که نیّت مومن از این جهت از فعلش بهتر است که در فعل مومن امکان وجود ریا هست. اما در نیّتش این امکان وجود ندارد. او این حرف را در کتاب شعب الایمان خودش نیز زده است با این بیان : «نیه المؤمن خیر من عمله ؛ لأن القول والعمل یدخلهما الفساد والریاء، والنیه لاَ یدخلها وبالله التوفیق.» (البیهقی،۱۴۱۰ق، ج۱: ۱۰)

قول دوازدهم، برگرفته از آیه «کل یعمل علی شاکلته»: نظر دیگری که در مورد روایت مورد مطالعه مطرح شده است این است که مقصود از نیّت مؤمن، شاکله حکم فرما بر وجود اوست. افرادی که به قائل به این نظر هستند، همچون ملاصدرا و علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیهما)،آیه هشتاد و چهارم از سوره نسا را مؤیّد اصلی نظرشان می‎دانند. امّا سوالی که در وهله اوّل مطرح می‎شود این است که اصلاً شاکله چیست و در تفاسیر چه توضیحی در مورد آن داده اند. پس در این جا اقوال مختلف در مورد این آیه را مطرح می‎کنیم.

در مورد واژه شناسی «شاکله»، در کتاب غریب القرآن و تفسیره‏، این گونه وارد شده است :«عَلى‏ شاکِلَتِهِ‏: أی على نیّته التی هی من شکل فعله فی التفسیر.» (یزیدى، عبدالله بن یحیى‏،۱۴۰۵ق‏:۲۲۰)

علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود بیان کرده است که در این جا شاکله به معنای نیّت است و روایاتی را نیز در این باره ذکر کرده است : «قوله: «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ» قال: على نیته‏.»( قمى‏، ۱۳۶۳ش‏،ج‏۲: ۲۶)

یحیی بن سلام تیمی از مفسران متقدّم اهل تسنن نیز همین نظر را دارد و این مطلب را بدین صورت بیان می‎کند :«قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ‏. سعید عن قتاده قال: على ناحیته و ما ینوی.»‏(تیمى، ۱۴۲۵ق‏، ج‏۱: ۱۵۹)

افراد دیگری همچون ابن قطیبه دینورى هم  قائل به همین نظر هستند.(ابن قطیبه ‏،۱۴۲۴ق،ج‏۱: ۴۶۲)

نظر دیگر در این زمینه این است که «شاکله»، به معنای ساختمان اخلاقی و رفتاری است که شخص در طی مسیر تقرب الهی برای خودش به دست آورده است.

شیخ طائفه، شیخ طوسی، در تفسیر تبیانش این برداشت را از واژه «شاکله» داشته است: «فقال اللَّه لنبیه صلّى اللَّه علیه و سلم قل لهم: «کُلٌ‏ یَعْمَلُ‏ عَلى‏ شاکِلَتِهِ‏» أی على طریقته التی تشاکل أخلاقه.»(طوسى،۱۳۸۲ق، ج‏۶: ۵۱۴) ابن قتیبه و ابن عربی نیز با این نظر موافق است.( ابن‏جوزى،۱۴۲۲ق، ج‏۳: ۵۰ ؛ ابن‏عربى، ۱۴۲۲ق‏،ج‏۱: ۳۸۷)

در مورد این آیه اقوال دیگری نیز وجود دارد که در این مقال، مجالی برای بحث حول آنها باقی نمی‎ماند.

اقوالی که در این بخش از روایت « نیه المومن خیر من عمله» ارائه شد برخی دیگر از اقوال متعدد را شامل می‎شود و با توجه به امکان جایگذاری سایر اقوال در ذیل این ده قول، ادعای وجود اقوال فراتر از این تعداد دور از واقع به نظر می‎رسد. با توجه به این نکته هدف آشنایی با امهات اقوال ارائه شده حول این روایت در این بخش متوقع شد و همانطور که اشاره شد در قدم نهایی مسیر پاسخگویی به این مسئله در بخش سوم، این اقوال از جهات مختلف و متعدد مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

فهرست منابع

  1. ابن‏جوزى، عبدالرحمن بن على‏.(۱۴۲۲ق)، زاد المسیر فى علم التفسیر، بیروت‏: دار الکتاب العربی‏،چ۱٫
  2. ابن‏عربى، محمد بن على‏.(۱۴۲۲ق‏)، تفسیر ابن عربى‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏،چ۱٫
  3. ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم بن قتیبه أبو محمد الدینوری، (۱۳۹۳ ق-۱۹۷۲م)، تأویل مختلف الحدیث، بیروت: دار الجیل، چ۱٫
  4. ابن ملقن، الملقن سراج الدین أبو حفص عمر بن علی بن أحمد الشافعی المصری، (۱۴۲۹ق – ۲۰۰۸م)، التوضیح لشرح الجامع الصحیح، دمشق: دار النوادر،چ۱٫
  5. أبو طاهر السِّلَفی، أحمد بن محمد بن أحمد بن محمد بن إبراهیم سِلَفَه الأصبهانی،(۱۴۲۵ ق – ۲۰۰۴ م)، الطیوریات، الریاض: مکتبه أضواء السلف،چ۱٫
  6. أحمد بن حنبل، (۱۴۲۰ه.ق)، مسند احمد، الریاض : مؤسسه الرساله، چ۲٫
  7. البغوی، أبو محمد الحسین بن مسعود بن محمد بن الفراء الشافعی، (۱۴۰۳ق-۱۹۸۳م)،  شرح السنه، دمشق، بیروت : المکتب الإسلامی،چ۲٫
  8. البیهقی، أبو بکر أحمد بن الحسین بن علی، (۱۴۱۰ق)، السنن الصغیر، کراچی: جامعه الدراسات الإسلامیه،چ۱٫
  9. تیمى، یحیى بن سلام‏، (۱۴۲۵ق‏)، تفسیر یحیى بن سلام التیمى البصرى القیروانى‏، بیروت‏: دار الکتب العلمیه منشورات محمد علی بیضون‏،چ۱٫
  10. سلیمانى آشتیانى، مهدى و درایتى، محمد حسین،( ۱۳۸۷ ش‏)، مجموعه رسائل در شرح احادیثى از کافى‏، ایران؛ قم‏ : دار الحدیث‏،چ۱٫
  11. کاشف‏الغطاء، جعفر بن خضر، (۱۴۲۰ق)، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم‏، چ۱٫
  12. طوسى، محمد بن الحسن، ( ۱۴۱۴ ق‏)، الأمالی‏، قم‏: دار الثقافه،چ۱٫
  13. الطبرانی، أبو القاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب بن مطیر اللخمی الشامی،(۱۴۱۵ ق – ۱۹۹۴ م)، المعجم الکبیر،القاهره: مکتبه ابن تیمیه،چ۲٫
  14. علم الهدى، على بن حسین‏.(۱۹۹۸ م‏)، أمالی المرتضى ‏، قاهره‏ : دار الفکر العربی‏، چ۱٫
  15. الغزالی، محمد بن محمد أبو حامد،(۱۴۲۵ هـ )، إحیاء علوم الدین، بیروت: دار االمعرفه،چ۱٫
  16. القرطبی، أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر بن عاصم النمری،(۱۴۲۱ق-۲۰۰۰م)، الاستذکار، بیروت :دار الکتب العلمیه،چ۱٫
  17. قمى، على بن ابراهیم‏.( ۱۳۶۳ش‏)، تفسیر القمی‏، قم‏: دار الکتاب‏،چ۳٫
  18. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى،( ۱۴۰۴ ق‏)، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول‏، تهران‏ : دار الکتب الإسلامیه،چ۲٫
  19. المناوی، عبد الرؤوف، (۱۳۵۶ق)، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، مصر: المکتبه التجاریه الکبرى،چ۱٫
  20. یزیدى، عبدالله بن یحیى، ( ۱۴۰۵ق‏)، غریب القرآن و تفسیره‏، بیروت‏: عالم الکتب‏، چ۱٫
  21. الیحصبی السبتی، أبو الفضل عیاض بن موسى بن عیاض بن عمرون،(۱۴۱۹ ق – ۱۹۹۸ م)، إِکمَالُ المُعْلِمِ بفَوَائِدِ مُسْلِم، مصر؛ القاهره: دار الوفاء للطباعه والنشر والتوزیع، چ۱٫

نوشته های مشابه

معراج
2 هفته قبل
بانوی بی نشان
3 هفته قبل

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.