حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنج شنبه, ۱۰ مهر , ۱۳۹۹ 14 صفر 1442 Thursday, 1 October , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 991×

ولید الکعبه

شناسه : 4188 04 اردیبهشت 1399 - 1:03 407 بازدید ارسال توسط : نویسنده : استاد هاشمی

مدح و ثنای حضرت مولا امیرالمؤمنین علیه السلام واقعا امکان پذیر نیست. هر گوشه از مناقب و فضائل ایشان را می‎ نگریم، راه توصیف فضایل ایشان بسته است. از جمله بزرگانی که سعی کردند گوشه هایی از مناقب آن حضرت را به شعر درآورند، مرحوم میرزا سید اسماعیل شیرازی رحمه الله علیه، برادرزاده میرزای شیرازی […]

پ
پ

مدح و ثنای حضرت مولا امیرالمؤمنین علیه السلام واقعا امکان پذیر نیست. هر گوشه از مناقب و فضائل ایشان را می‎ نگریم، راه توصیف فضایل ایشان بسته است. از جمله بزرگانی که سعی کردند گوشه هایی از مناقب آن حضرت را به شعر درآورند، مرحوم میرزا سید اسماعیل شیرازی رحمه الله علیه، برادرزاده میرزای شیرازی بزرگ، و فرزندش سید عبدالهادی شیرازی هستند که از اکابر و اعاظم فقهای شیعه اند. خاندان، خاندان بزرگی است و چه پدر و چه پسر از اعاظم فقها هستند.

جناب آمیرزا سید اسماعیل شیرازی که مسئول بیت و دفتر میرزای بزرگ (صاحب فتوای تحریم تنباکو) و همینطور اداره امور ایشان بوده است، یک شعر بلندی در مدح امیرالمؤمنین علیه السلام دارد که فوق العاده است و در زمره اشعار بلیغ و فصیح در مدح آن حضرت محسوب می‎ شود. این مخمس که مرحوم علامه امینی هم آن را آورده است و از آن تمجید کرده است، از اشعار ناب در فضیلت امیرالمؤمنین علیه السلام است. برخی شعرا دقت و ذوق و معرفت و عمق را یکجا با هم مخلوط می‎کنند. ایشان شعر را اینطور شروع می‎ کند که:

إن یَکُن یُجعَلُ لِله البَنُونَ

وَ تَعالَى اللهُ عَمّا یَصِفُونَ

فَوَلِیدُ البَیتِ أحرَى أن یَکونُ

لِوَلیِّ البَیتِ حَقّاً وَلَداً

لا عـُــــــــزَیرٌ لا وَ لا ابنُ مـَــــــریم

خداوند سبحان، منزّه از آن است که فرزندی داشته باشد، اما اگر به فرض محال، کسی فرزند خدا بود، آن فرد عزیر و عیسی (علیهما السلام) نبود، بلکه کسی بود که در خانه خدا متولد شده است، زیرا آن کس که خداوند در هنگام تولدش، مادرش را به درون بیت الله دعوت می‌کند، نسبت به مسیح علیه السلام که مادرش را از بیت الله بیرون می‌فرستد، شایسته‌تر است.

مولود کعبه

یکی از فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام این است که مولود کعبه است. از شرایط نمازگزار در حین نماز، رو به کعبه ایستادن است که استقبال قبله نام دارد. یعنی ارکان بدن او رو به قبله باشد. این استقبال قبله در خارج نماز هم موضوعیت دارد، و مستحب است برای خواندن دعا و قرآن و حتی خوابیدن، انسان رو به قبله باشد. همچنین میت در موقع احتضار و وقت دفن باید رو به قبله باشد و این یعنی انسان در حیات و ممات باید به قبله التفات داشته باشد.

اما به جز استقبال قبله، کلیدواژه دیگری هم در دستورات دینی ما نسبت به قبله وجود دارد، و آن «توجّه» به قبله است. استقبال، مربوط به اعضای بدن انسان است که رو به قبله باشد، اما توجّه یک امر باطنی و مربوط به نفس انسان است. همانگونه که در ابتدای نماز می‎گوییم وجهم را به خالق آسمان و زمین متوجه کردم: «انی وجّهت وجهی للذی فطر السماوات و الارض حنیفا و ما انا من المشرکین.»  وجه حقیقی ما صورت و بدن ما نیست بلکه وجه، باطن انسان است که باید متوجه باطن قبله باشد.

توجه به خانه کعبه، توجه به چهار سنگ مخصوص است که در روز دحو الارض و پیدایش خشکی، هستی زمینی از آن آغاز شد و کثرات، از آن نقطه نشر و گسترش یافت و به همین دلیل برای توجه به خداوند باید به این نقطه آغازین و نقطه اتصال با عالم توحید توجه کرد. کعبه، جایگاه توحید است و خداوند ما را به عبادت صاحب این خانه دعوت می‎کند: «فلیعبدوا ربَّ هذا البیت.»  اما باطن این توجه، توجه به مولود کعبه یعنی امیرالمؤمنین است. باطن قبله حقیقت ولایت است: مثل الامام مثل الکعبه.

کعبه، تجلّی عرش الهی

گفتیم که خانه کعبه، صرفا یک خانه اعتباری نیست بلکه این مکان در کلام ائمه هدی علیهم السلام مقام بلندی دارد. از امام صادق علیه السلام سؤال شد: براى چه خانه خدا، کعبه نامیده شده؟ حضرت فرمودند: زیرا چهار گوشه و به شکل مربع است. پرسیدند: براى چه چهار گوشه و به شکل مربع است؟ فرمودند: زیرا به موازات و راستای بیت المعمور است و بیت المعمور چهار گوشه و به شکل مربع است. بیت المعمور هم به موازات عرش است و عرش چهار گوشه و به شکل مربع است. زیرا کلماتى که اسلام بر آن بنا شده چهار تاست و آنها عبارتند از:

سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اکبر.

این چهار کلمه نورانی، حقیقت عالم است، و به همین دلیل رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان این ذکر را در رکعت سوم و چهارم نماز سنت کرد و بعنوان تسبیحات به حضرت زهرا سلام الله علیها آموخت. این چهار رکن عرش الهی که به انسان کمال می‎دهد، ارکان چهارگوشه کعبه را تشکیل داده و به همین دلیل کعبه تجلی عرش الهی است.

کعبه، خانه واجب الطهاره

از همین جا روشن می‎شود اینکه حضرت فاطمه بنت اسد علیها السلام برای تولد امیرالمؤمنین علیه السلام به درون کعبه دعوت می‎شود، نشانگر فوق طبیعی بودن این مولود است، و الا نه تنها خانه کعبه، که مجموعه مسجد الحرام واجب الاحترام است و حاجیانی که طهارت از حدث و خبث ندارند، حق ورود به این خانه را ندارند.

در حجه الوداع، اسماء بنت عمیس به محمد بن ابی بکر باردار بود. هم مادر و هم پسر، هر دو از پاکان صدر اسلام هستند. اما چون اسماء، چند روز پیش از حج زایمان کرده بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله به او اجازه نداد وارد مسجد الحرام شود تا زمانیکه پاک گردد.

کعبه این چنین مقامی دارد و چهار گوشه آن از نقاط طلایی نظام هستی به حساب می‎آید. پس آن کسی که خداوند بخاطر تولدش، از حکم پاکی و ناپاکی کعبه اغماض کرده، و خانه اش را خراب می‎کند تا تولد آن شخص در داخل کعبه اتفاق بیافتد، با مسیح علیه السلام که مادرش برای تولد او باید از بیت المقدس بیرون برود، قابل مقایسه نیست: فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکَانًا قَصِیًّا.

کعبه، ملک طلق الهی

یکی از نامهای کعبه، بیت العتیق است. عتیق یعنی آزاد. از امام باقر علیه السلام علت این نامگذاری را پرسیدند. فرمودند:‌ چون کعبه از هرگونه تعلق به غیر خداوند آزاد است. کعبه، حرّ است، درحالیکه تمامی خانه‌های زمین صاحبی داشته است، اما این بیت، هیچگاه تحت مالکیت احدی نبوده است و ملک طلق خداست.  به همین دلیل ولی الله الاعظم، باید در همین خانه به دنیا بیاید، چون نباید تحت سیطره ملکیت غیر خدا درآید، و این نشان‌دهنده عظمت امیرالمؤمنین علیه السلام است.

کعبه، وسیله تقرب الی الله

مؤمنین برای اقامه نماز، باید به سمت کعبه بایستند و این شرط صحت نماز است. نماز که معراج المؤمن است، اگر بخواهد واقعا انسان را عروج دهد و با آن ترقی کند، باید رو به قبله باشد. این قبله مظهر ربوبیت است و شرط پرورش و کمال انسان است. اما آیا خانه خشت و گلی کعبه است که باید مورد توجه نمازگزار واقع شود؟ خیر. امام صادق علیه السلام فرمودند: مردم دور کعبه می‌چرخند و غافلند از اینکه باطن و حقیقت قبله و کعبه، ما اهل بیت علیه السلام هستیم.  اگر کسی توجه به قبله کرد، اما توجه به ولی الله الاعظم نداشت نمازش نماز نیست. خداوند متعال با میلاد امیرالمؤمنین علیه السلام در کعبه، می‌خواهد نشان دهد روح کعبه و حقیقت ربوبیت برای عالم چیست؟ به خاطر باطن کعبه است که توجه به قبله، ابزار تقرب الی الله است.

کعبه، خانه امن و امان

یکی از احکامی که در قرآن نسبت به خانه کعبه آمده است، امنیت مطلقه پناهندگان است. قرآن می‎فرماید: «مَن دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا»، اگر هر فاسق و فاجری به درون مسجد الحرام پناه ببرد، کسی حق ندارد به او تعرض کند. خداوند متعال برای خانه ی خشت و گلی کعبه، این چنین امنیت ظاهری قائل شده است. حال باید دید که حقیقت و باطن کعبه، چه امنیتی خواهد بخشید؟

باطن و حقیقت کعبه، که در کعبه متولد شده است، به هرکس به او پناهنده شود در دنیا و آخرت امان می‎بخشد. این روایت امام رضا علیه السلام که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام حصن خداوند و امان از عذاب اوست: «وَلَایَهُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی‏»  ناظر به همین معناست که اگر همان فاسق و فاجری که پناه به کعبه برد و ایمن شد، پناه به ولایت حقیقیه کلیه امیرالمومنین علیه السلام ببرد، داخل در حصن الهی شده و در امان است.

در حدیث سلسله الذهب، امام رضا علیه السلام همین تعبیر حصن الهی را درباره کلمه لا اله الا الله نیز به کار بردند، و شرط آن را پذیرش ولایت ائمه هدی علیه السلام ذکر کردند: «بشروطها و انا من شروطها» . این مطلب به روشنی گویاست که پذیرش ولایت، شرط نجات بخشیِ اعتقاد به توحید است، و این یک قید خارجی نیست بلکه قید داخلی است. به عبارت دیگر آن توحیدی که همراه ولایت نباشد، اصلا توحید نیست.

در همین رابطه نقل است که شخصی از امام باقر علیه السلام پرسید: آیا درست است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود هرکس بگوید لا اله الا الله وارد بهشت می‎شود؟ امام فرمودند: بله، خبر صحیح است. اما ذکر تهلیل شروطی دارد و ما از شروط آن هستیم.

به همین دلیل است که ایمان به امیرالمؤمنین علیه السلام و شهادت دادن به ولایت ایشان در اذان، فخر ماست، و تمام اذان جزء این شهادت است.

پس این کعبه بود که با میلاد علی علیه السلام شرافت گرفت.

گاهی تولّد امیرالمؤمنین علیه السلام در کعبه برای ما بعنوان یک شرافت به نظر می‎رسد، و گاه این شرافت را به مادر گرامی ایشان نسبت می‎دهند، درحالیکه چنین تولدی نه برای امیرالمؤمنین مایه شرف است و نه برای مادرش، بلکه این کعبه است که با تولد امیرالمؤمنین علیه السلام شرف یافته است! امام صادق علیه السلام در مقام زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام خطاب به ایشان عرضه می‎کند:«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ شُرِّفَتْ بِهِ مَکَّهُ وَ مِنًى‏.»  سلام بر تو ای کسی که مکه و منا به تو مشرّف شدند، این عبارت در زیارتنامه ایشان هست.

کعبه، محتاج ولایت علی علیه السلام

این خانه سنگ و گلی کعبه، برای آنکه بتواند محور توحید شود، یک چیزی کم دارد و آن هم ولایت است. داود بن کثیر که از اصحاب خاصّ امام صادق علیه السلام است، خدمت ایشان رسید و از ایشان پرسید: آیا شما حقیقت عبادات هستید؟ چون او از اصحاب خاص اهل بیت علیهم السلام بود، امام هم پاسخ زیبایی دادند. فرمودند: بله، ما حقیقت نماز هستیم، ما حقیقت روزه و زکات و حج و ماه های حرام هستیم. حقیقت بیت الله، قبله و وجه الله ماییم.

کسی اگر تا ابد دور این خانه بگردد اما به حقیقت آن سرّ نهان متوجه نباشد، طوافش سودی برایش ندارد. خداوند در سیزدهم رجب خواست به همه بفهماند این چهار تکه سنگ، یک حقیقتی درونش پنهان است، و اگر ولایت نداشته باشید، به باطن عالم راه پیدا نمی‎کنید.

عبادت بدون داشتن این مقدمه و بدون اعتقاد به ولایت علی علیه السلام و اولاد او، باطل است. امام باقر علیه السلام می‎فرماید: اگر کسی تمام عمر نماز بخواند و روزه بگیرد و به حج برود، اما ولایت را نداشته باشد، نه اهل ایمان است و نه مستحق پاداش الهی است.  امام صادق علیه السلام نیز در جمع یاران در سفر حج فرمودند: «الناس سوادٌ و انتم الحاجّ.»  این مردمی که به زیارت خانه خدا آمده اند، سیاهی لشکر هستند چون به حقیقت اطاعت که ولایت ماست بی توجهند، و تنها شما حاجی هستید چون اهل ولایتید.

عبادت بی ولایت یک ظرف دربسته بی خاصیت است، و تا کسی کلید ولایت را در نماز و روزه و حج نیندازد، باطن نماز برایش روشن نمی‎شود، و از شیرینی روزه و خنکای حج بی بهره می‎ماند. این حقیقت معنای ولید البیت بودن امیرالمؤمنین علیه السلام است. به همین دلیل است که برای شروع نماز، باید به باطن کعبه یعنی ولایت متوجه شد و این دعا را خواند: «اللهم انی اتوجه الیک بمحمد و آل محمد و اقدمهم بین یدی صلاتی.»  خدایا من بوسیله پیامبر و اهل بیت او، به تو توجه می‎کنم و آنان را پیش روی نمازم قرار می‎دهم تا به تو تقرب حقیقی پیدا کنم. وگرنه نماز بدون توجه به ولایت، قالبی پوچ و بی ثمر است. امام باقر علیه السلام می‎فرماید: به سبب ماست که خداوند عبادت و شناخته می‎شود، و به سبب ماست که حقیقت توحید الهی به ظهور می‎رسد: «بنا عُبِدَ الله، و بِنا عُرِفَ الله، و بنا وُحِّدَ الله.»

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.