حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۱۰ اسفند , ۱۳۹۹ 17 رجب 1442 Sunday, 28 February , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1740×

تاثیر زمان در تکوین عالم

شناسه : 3839 17 فروردین 1399 - 17:44 213 بازدید ارسال توسط : نویسنده : علی خلیلی

در اسلام اهمیت بسیاری به زمان داده شده است. و بین هر لحظه با لحظه‎ای دیگر فرق گذاشته شده است. به این صورت که هر لحظه دارای افاضاتی از جانب خداوند متعال است. که برخی از آن افاضات تکرار شدنی نیست. هم چنین بین روزها تفاوت قائل شده اند و برخی از کارها در روز […]

پ
پ

در اسلام اهمیت بسیاری به زمان داده شده است. و بین هر لحظه با لحظه‎ای دیگر فرق گذاشته شده است. به این صورت که هر لحظه دارای افاضاتی از جانب خداوند متعال است. که برخی از آن افاضات تکرار شدنی نیست. هم چنین بین روزها تفاوت قائل شده اند و برخی از کارها در روز خاصی دستور داده شده است. مثلاً در روز جمعه اعمالی شأنیت استحباب پیدا می­کنند که در روزهای دیگر این چنین نیست. یا مثلاً برای حجامت روزها و اوقات خاصی وارد شده است. و از حجامت در برخی اوقات نهی شده است. همچنین است تفاوت بین هر ماه با ماهی دیگر وتفاوت هر سال با سالی دیگر.

خیلی از اوقات این ویژگی‌ها در هم ضرب می‌شوند، مثلاً صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم أجمعین) در روز جمعه از ثواب بیشتری برخوردار است حال اگر همین صلوات در ماه رمضان هم باشد ثواب آن چندین برابر می‌شود. برخی از ویژگی‌های زمان همیشه ثابت است مثل آمدن ارواح در شب پنج شنبه و انتظار آن‌ها برای رسیدن عمل خیر از طریق باقیات الصالحات. که هر پنج شنبه این اتفاق می‌افتد. و برخی از ویژگی‌ها ثابت نبوده تکرار پذیر نیستند و این به خاطر تفاوتی است که هر لحظه با لحظه دیگر دارد. ما در این تحقیق سعی داریم از بین زمان‌ها برخی از ویژگی‌ها که هر روز تکرار می‌شوند را از آیات به دست آوریم. به همین خاطر آیاتی که در آن از تقسیم بندی زمانی در شبانه روز صحبت شده است را جمع آوری کرده و به بحث حول آن پرداخته ایم. در بررسی انجام شده دریافتیم این زمان ها به ۳ زمان کلی تقسیم شده اند که هریک به زمان‌های جزئی دیگری تقسیم شده اند.

 آن سه زمان کلی عبارتند از: ۱- نهار ۲- لیل ۳- صبح.

علمای لغوی در کتب لغت زمان‌های جزئی دیگری را ذکر کرده­اند که زیر مجموعه این سه زمان قرار می­گیرد که نام برخی از آن‌ها در قرآن آمده است. یکی از آن تقسیم­بندی‌ها در کتاب فقه اللغه(منبع) این چنین آمده است.

الشروق‏، ثم‏ البکور، ثم‏ الغدو، ثم‏ الأضحى‏، ثم‏ الهاجره ثم‏ الظهیره، ثم‏ الرَّوَاح‏، ثم‏ العصر، ثم‏ الأصیل‏، ثم‏ القصر، ثم‏ العَشِیّ‏ ثم‏ الغروب‏.

متأسفانه زمان دقیق هر کدام از زمان­های جزئی و این که هر کدام دقیقا زیر مجموعه کدام یک از زمان‌های سه‌گانه قرار می‌گیرد برای ما مشخص نیست. اما می­توان زمان تقریبی آن را از خود آیات و کتب لغت فهمید، به طور مثال از آیه: وَ لَقَدْ صَبَّحَهُم بُکْرَهً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ(۳۸) می‎توان دریافت که زمان بکره زیر مجموعه صبح است.

پس به طور خلاصه ما در این تحقیق سعی بر آن داریم که به سه سوال پاسخ دهیم:

  1. در محدوده زمانی صبح بیشتر چه ظرفیت­هایی موجود بوده و چه کارهایی شأنیت بیشتری برای عمل کردن پیدا می­کنند؟
  2. چه اقداماتی مناسبت بیشتری با تکوین عالم برای عمل کردن در روز دارد؟
  3. شب چه خصوصیاتی داشته و چه کارهایی در آن أفضل است؟

۱_صبح

در محدوده زمانی صبح علمای لغت اختلاف نظر دارند.

 صبح: به عقیده راغب؛ صبح و صباح هر دو اول روز و وقت پیدا شدن سرخى آفتاب در افق است. ولى أقرب، صباح را اول روز و صبح را فجر یا اول روز گفته قاموس نیز دو احتمال می­دهد. صحاح فقط فجر گفته است. به نظر می‌آید قول دوم درست تر باشد تا صبح و صباح مترادف نباشند. قاموس قرآن، ج‏۴، ص: ۱۰۴

در این قسمت برخی از آیات قرآن که در آن از صبح یاد شده را مورد بررسی قرار می­دهیم. تا ببینیم در تکوین عالم چه جایگاهی برای زمان صبح در نظر گرفته شده و چه اقداماتی از أفضلیت بیشتری در صبح برخوردارند.

قالُوا یا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ لا یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصیبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ‏ أَ لَیْسَ الصُّبْحُ‏ بِقَریبٍ (۸۱ هود)

همان طور که در آیه مشاهده می‎کنید خداوند موعد رسیدن عذاب به کفار قوم لوط را صبح می‌داند. در واقع خداوند متعال می‌توانست همان موقع آن‌ها را عذاب کند. اما عذاب را به تاخیر انداخته و می­فرماید: موعد آن­ها صبح است. و سپس برای طعنه زدن به کفار و ترساندن آن­ها و هم­چنین برای مژده دادن به مومنان می­فرماید: آیا صبح نزدیک نیست؟

و یا آیات دیگری درباره نزول عذاب بر قوم لوط که همه بر روی زمان صبح تأکید ویژه­ای دارند. مانند این آیات:

وَ قَضَیْنَا إِلَیْهِ ذَالِکَ الْأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلَاءِ مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِینَ(۶۶)

و ما به لوط این موضوع را وحى فرستادیم که صبحگاهان، همه آن­ها ریشه‏کن خواهند شد.

إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ حاصِباً إِلاَّ آلَ لُوطٍ نَجَّیْناهُمْ بِسَحَرٍ (۳۴)

در این آیه خداوند متعال می‌فرماید: همانا ما ارسال کردیم نوعی از طوفان را بر آن‌ها مگر آل لوط که نجات دادیم آن‌ها را به وسیله سحر. (اگر باء را به معنای اصلیش یعنی سببیت بگیریم) مگر در سحر چه خصوصیتی وجود دارد که خداوند متعال آل لوط را به وسیله آن نجات می‌دهد. حتی اگر باء را به معنای ظرفیت بگیریم سؤالی که مطرح می‌شود این که چرا در بین زمان‌ها نجات این قوم در سحر واقع شد؟

چیزی که به نظر می‎رسد این که صبح بیشترین ظرفیت را برای لطمه زدن و مبارزه با کفار و همچنین نزول بلایا و گرفتاری­ها برای آن­ها دارد. و همچنین در بین سه زمان از جایگاه بسیار مقدسی برخوردار است. به صورتی که بشارت برای مومنان بوده و مومنان می­توانند به وسیله فعالیت در آن گرفتاری­های بسیاری را از خود سلب کرده و با جهاد اکبر و یا کبیر در این زمان لطمات گسترده­ای را به جریان کفر وارد سازند.

آیات بسیاری در زمان نزول عذاب و کسب پیروزی برای مومنان وجود دارد برای نمونه خداوند حتی زمان نزول عذاب برای قوم حجر را هم صبح می­داند.

فَأَخَذَتهمُ الصَّیْحَهُ مُصْبِحِینَ(حجر۸۳)

امّا سرانجام صیحه (مرگبار)، صبحگاهان آنان را فرا گرفت؛

سوره عادیات از جمله سوری است که انسان با تفکر در آن به تقدس هر چه بیشتر زمان صبح پی­خواهد برد:

وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً (۱) فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً (۲) فَالْمُغِیراتِ صُبْحاً (۳) فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً (۴)فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً(۵)

قسم به اسبانى که (سواران در جهاد کفار تاختند تا جایى که) نفسشان به شماره افتاد (۱).

و در تاختن از سم ستوران بر سنگ آتش افروختند (۲).

و (بر دشمن شبیخون زدند تا) صبحگاهان آن­ها را به غارت گرفتند (۳).

و گرد و غبار (از دیار کفار) بر انگیختند (۴).

و سپاه دشمن را همه در میان گرفتند (۵).

علامه طباطبایی (ره) در المیزان در تفسیر این آیات می­فرمایند:

عادیات” از مصدر” عدو” است، که به معناى دویدن به سرعت است، و کلمه” ضبح” به معناى صوتى است که از نفس نفس زدن اسبان در حین دویدن شنیده مى‏شود

منظور از اینکه اسبان عادیات را توصیف کرده به” موریات قدحا” این است که این اسبان در هنگام دویدن در زمین سنگزار جرقه‏هایى از برخورد نعلهایشان به سنگ زمین بیرون مى‏جهد. کلمه” موریات” جمع اسم فاعل از مصدر” ایراء” است، که به معناى برون کردن آتش (از سنگ چخماق) است، و کلمه” قدح” به معناى زدن به ضرب است‏.

کلمه” مغیرات” جمع مؤنث اسم فاعل از باب افعال (اغاره) است، و” اغاره” و همچنین” غارت” به معناى سواره هجوم بردن بر دشمن به طور ناگهانى است،

کلمه” اثرن” جمع مؤنث غایب از فعل ماضى و از مصدر” اثاره” است که به معناى انگیختن گرد و غبار و امثال آن است، و کلمه” نقع” به معناى غبار است. (ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۲۰، ص: ۵۹۰)

در این سوره خداوند متعال به توصیفات صحنه نبرد مجاهدین با کفار می­پردازد. و به صحنه­هایی که شاید به چشم ما نیاید قسم یاد کرده­است. همان طور که می­دانیم قسم برای بزرگ دانستن چیزی است. برای مثال زمانی که ما می­خواهیم قسم بخوریم به بزرگترین چیز ها و افراد قسم یاد می­کنیم.

به اسبان هنگامی که در جهاد در راه خدا به نفس نفس می­افتند. در آن لحظه است که خداوند نمود پیدا می­کند. لحظه‎ای که هم آن حیوان و هم بالاتر از آن مجاهد با تمام توان در حال جهاد در راه خداوند است. وگران­بهاترین چیزش را کف دست گرفته و در حال معامله کردن با آن است. گاهی از برخورد سم این اسبان (که با تمام قدرت خویش در حال جهاد اند) با سنگ جرقه­هایی به وجود می­آید که خداوند متعال به آن جرقه­ها قسم یاد کرده و آن را بزرگ می­شمرد. حتی آن جرقه ها هم در این معامله بزرگ از چشم خداوند نیفتاده بلکه بسیار برای او مهم است. آیه سوم در حال توصیف این سواران زمانی که به دشمن هجوم می­برند می­باشد.

اما دو خصوصیت را دراین حمله بیان فرموده است ۱- این حمله ناگهانی بوده و صدق غارت و اغاره بر آن می­شود. ۲- این حمله در بین زمان‎های موجود، زمان صبح می‌باشد. سوالی که مطرح می­شود این است که چرا خداوند از توصیفات حمله مجاهد به کافر را حمله در صبح می­خواند؟ چه خصوصیتی در صبح وجود دارد که مجاهدین به سبب صبح گرد و غباری را در دل دشمن به راه انداخته و طوفانی را در دل دشمن به پا می­کنند؟ (در صورتی که ضمیر را به صبح زده و حرف باء را به معنای اصلی آن یعنی سببیت بگیریم) زمان صبح در بین زمان­های دیگر از چه تقدسی برخوردار است که نتیجه استفاده از صبح و یا حرب در آن را به اسیر درآوردن دشمن و پیروز شدن بر دشمن می­داند؟

حال که به اهمیت هر چه بیشتر زمان صبح در بین زمان­ها پی بردیم باید سعی شود که با تلاش و کوشش در این زمان بیشترین استفاده را از آن ببریم. زیرا مقدس ترین زمان­هاست که زمان بشارت مومنین و گرفتاری کفار است.

 پس چه خوب است که ما در برنامه ریزی‌هایمان بیدار بوده و از این زمان برای ضربه به کفار بیشتر استفاده کنیم و سعی کنیم اموری که مربوط به حرب با کفار است(جهاد کبیر باشد یا اصغر یا اکبر، کسب علم باشد یا کار کردن یا جهاد مسلحانه و…) را در آن زمان قرار دهیم.

حال باید دو زمان دیگر یعنی روز و شب را در آیات بررسی کرده تا بدانیم در نظام تکوین این دو زمان چه جایگاهی داشته و چه اقداماتی مناسبت بیشتری با روز و یا شب دارد؟

۲_نهار

زمان دیگری که باید به آن بپردازیم زمانی است که در قرآن به نام نهار نام برده شده است. در معنای کلمه نهار بین لغویون اختلاف است. برخی آن را مرادف یوم گرفته اند، برخی بین آن‌ها فرق قائل شده و دلیل این تفاوت را عدم اضافه شدن اسم به مرادفش (مثلا در جمله أُسافر نهار یوم الجمعه) می‌دانند. برخی زمان آن را بین طلوع فجر تا غروب خورشید گرفتند(که در این صورت صبح را نیز در بر دارد) و برخی آن را از طلوع خورشید تا غروب آن گرفتند[۱].

۳_لیل

در محدوده زمانی لیل هم بین لغویون اختلاف وجود دارد. برخی آن را از غروب خورشید تا طلوع فجر صادق و یا تا طلوع خورشید می‌دانند. عده­ای از زمان مغرب تا فجر صادق و یا تا طلوع خورشید می‌دانند[۲].

در آیات قرآن راجع به زمان شب و روز آیات زیادی داریم. که با رجوع به آن درمی‌یابیم بهترین زمان برای تلاش و جنب و جوش و پراکنده شدن در زمین و همچنین جستجو رزق خداوندی روز است. همچنین بهترین زمان برای سکونت و آرامش ، خواب و استراحت و همچنین برای عبادت شب می­باشد. برای نمونه آیاتی از قرآن را مورد بررسی قرار می‎دهیم:

وَ هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِباساً وَ النَّوْمَ سُباتاً وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً (۴۷)

و اوست که شب را براى شما پوشش، و خواب را مایه استراحت و آرامش، و روز را [زمان‏] پراکنده شدن [جهت فعالیت و کوشش‏] قرار داد. (۴۷)

أَ لَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِیَسْکُنُوا فیهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (۸۶)

آیا ندانسته‏اند که ما شب را قرار داده‏ایم تا در آن بیارامند، و روز را روشن نموده‏ایم [تا در آن به تلاش اقتصادى برخیزند؟] به راستى در این امور براى مردمى که ایمان مى‏آورند، نشانه‏هایى [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] است. (۸۶)

قُلْ أرَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ النَّهارَ سَرْمَداً إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَهِ مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتیکُمْ بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فیهِ أَ فَلا تُبْصِرُونَ (۷۲)

بگو: به من خبر دهید: اگر خدا روز را بر شما تا روز قیامت پاینده و جاوید کند، کدام معبودى است جز خدا که شبى را براى شما بیاورد تا در آن بیارامید؟ پس آیا [آثار قدرت او را] نمى‏بینید؟ (۷۲)

اللَّهُ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فیهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَشْکُرُونَ (۶۱)

خداست که شب را براى شما پدید آورد تا در آن بیارامید، و روز را روشن و بینش‏بخش قرار داد [تا در آن به کارهاى لازم بپردازید]؛ خدا نسبت به مردم داراى فضل و احسان است، ولى بیشتر مردم سپاس گزارى نمى‏کنند.(۶۱)

إِنَّ لَکَ فِی النَّهارِ سَبْحاً طَویلاً (۷)

تو را در روز [براى مشاغل فراوان معنوى و هدایت مردم و حل مشکلات نیازمندان‏] رفت و آمدى طولانى است [پس ساعات شب براى عبادت فرصتى بهتر است.] (۷)

إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنى‏ مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَهٌ مِنَ الَّذینَ مَعَکَ وَ اللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ …. (۲۰) پروردگارت آگاه است که تو و گروهى از کسانى که با تواند، نزدیک به دو سوم شب و گاهى نیمى از آن و زمانى یک سومش را [براى عبادت و خواندن قرآن‏] برمى‏خیزد، و خدا شب و روز را [دقیق و منظم‏] اندازه‏گیرى مى‏کند، و براى او مشخص است که شما هرگز نمى‏توانید [به علت کوتاهى و بلندى شب در طول سال، دو سوم و نصف و یک سوم را دقیقاً] اندازه‏گیرى کنید، پس [اندازه‏گیرى دقیق را] بر شما بخشید؛ بنابراین آنچه را از قرآن براى شما میسر است بخوانید.

وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً (۱۱)

و روز را وسیله معاش مقرّر کردیم؛ (۱۱)

لَیْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّهٌ قائِمَهٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ‏ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ (۱۱۳)

[همه اهل کتاب‏] یکسان نیستند، از اهل کتاب گروهى درستکار [و رعایت کننده حقّ خدا و مردم‏] هستند، آیات خدا را در ساعاتى از شب مى‏خوانند و [به پیشگاه حق از روى تواضع و فروتنى‏] سجده مى‏کنند. (۱۱۳)

فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّیْلَ‏ سَکَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ذلِکَ تَقْدیرُ الْعَزیزِ الْعَلیمِ (۹۶)

شکافنده صبح [از پرده تاریک شب است‏] و شب را براى آرامش قرار داد، و خورشید و ماه را وسیله‏اى براى محاسبه و اندازه‏گیرى زمان مقرّر فرمود؛ این است اندازه‏گیرى آن تواناى شکست‏ناپذیر ودانا. (۹۶)

وَ مِنَ اللَّیْلِ‏ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَهً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً (۷۹)

و پاسى از شب را براى عبادت و بندگى بیدار باش که این افزون [بر واجب‏] ویژه توست، امید است پروردگارت تو را [به سبب این عبادت ویژه‏] به جایگاهى ستوده برانگیزد. (۷۹)

وَ مِنَ اللَّیْلِ‏ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبارَ السُّجُودِ (۴۰)

و در پاره‏اى از شب و نیز پس از سجده‏ها خدا را تسبیح گوى، (۴۰)

کانُوا قَلیلاً مِنَ اللَّیْلِ‏ ما یَهْجَعُونَ (۱۷)

آنان اندکى از شب را مى‏خوابیدند [و بیشتر آن را به عبادت و بندگى مى‏گذراندند.] (۱۷)

قُمِ اللَّیْلَ‏ إِلاَّ قَلیلاً (۲)

شب را جز اندکى [که ویژه استراحت است براى عبادت‏] برخیز؛ (۲)

و آیه‎ای که به صراحت با ارزش تر بود عبادت در دل شب را بیان می­کند:

إِنَّ ناشِئَهَ اللَّیْلِ‏ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً (۶)

بى‏تردید عبادت [ى که در دل‏] شب [انجام مى‏گیرد] محکم‏تر و پایدارتر و گفتار در آن استوارتر و درست‏تر است. (۶)

وَ اللَّیْلِ‏ وَ ما وَسَقَ (۱۷)

و سوگند به شب و آنچه را [از موجودات پراکنده شده در روز، در خانه‏ها و لانه‏ها] جمع مى‏کند (۱۷)

وَ اللَّیْلِ‏ إِذا سَجى‏ (۲)

و سوگند به شب آن گاه که آرام گیرد، (۲)

همان­طور که در سوره قدر و سوره اسراء خواهد آمد، نازل شدن افاضاتی مثل قرآن بر پیامبر و همچنین سیر و معراج ایشان از مسجد الحرام به سمت مسجد الاقصی در زمان شب اتفاق افتاده است.

إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَهِ الْقَدْرِ (۱) وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ الْقَدْرِ (۲) لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳)

سُبْحانَ الَّذی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ (۱)

منزّه و پاک است آن [خدایى‏] که شبى بنده‏اش [محمّد صلى الله علیه و آله و سلم‏] را از مسجدالحرام به مسجد اقصى که پیرامونش را برکت دادیم، سیر [و حرکت‏] داد، تا [بخشى‏] از نشانه‏هاىِ [عظمت و قدرت‏] خود را به او نشان دهیم؛ یقیناً او شنوا و داناست. (۱)

همان طور که در آیات بسیاری مشاهده می‌کنید(آیاتی که هر کدام از آن‌ها نیاز به تفسیر بسیار دارد)سکون و آرامش و عبادت و خواب و هر چه که مربوط به آن‌هاست در زمان شب بیان شده و هر آیه‎ای که در آن تلاش و حرکت و جنب و جوش وجود دارد برای زمان روز بیان شده است. چه بسیارند افرادی که در برنامه ریزی‌های روزانه این مسائل را جابه­جا انجام داده و دنبال راه حل برای حل مشکلاتشان هستند بدون توجه به این مسئله که راه حل مشکل آن‌ها توجه به قوانین تکوین است. برای مثال: آیا فردی که در شب برای طلب روزی به جنب وجوش پرداخته و در روز که زمان فعالیت است به استراحت می‌پردازد به مشکل بر نمی‌خورد؟ و یا فردی که در روز مشغول عبادت می‌شود به صورتی که به فعالیت او برای طلب رزق و حل مشکلات مردم آسیب می‌زند آیا از نظر اسلام او فرد موفقی است؟ خیر. حتماً افرادی که در حیاتشان به قوانین نظام تکوین بی توجه بوده و یا با عقل ناقص بشری سعی در فهم آن قوانین را دارند در زندگیشان با چالش مواجه خواهند شد.


[۱]. و النَّهَارُ، کسَحاب اسمٌ، و هو ضِدُّ اللَّیْل. و النَّهَارُ اسمٌ لکلّ یوم، و اللَّیْلُ اسمٌ لکلِّ لیْله، لا یُقال‏ نَهار و نَهَارَانِ، و لا لیْلٌ و لَیْلان، إِنّمَا واحد النَّهَار یَومٌ و تَثْنیَتُه یَوْمانِ، و ضدّ الیَوْم لیله، هکذا رواه الأَزهریّ عن أَبی الهَیْثم. و اخْتُلف فیه، فقال أَهُل الشَّرْع: النَّهَارُ هو ضِیَاءُ ما بَیْن طُلُوعِ الفَجْر إِلى غُرُوب الشّمْس، أَو من طُلُوع الشَّمْس إِلى غُرُوبها، و هذا هو الأصْل. و قال بعضُهم: هو انتِشارُ ضَوْءِ البَصَرِ و افْتِراقُه. و فی اللسان: و اجتِماعُه، (تاج العروس)

(الفرق) بین‏ النهار و الیوم‏

أن النهار اسم للضیاء المنفسح الظاهر لحصول الشمس بحیث ترى عینها أو معظم ضوئها و هذا حد النهار و لیس هو فی الحقیقه اسم للوقت، و الیوم اسم لمقدار من الأوقات یکون فیه هذا السنا و لهذا قال النحویون: اذا قلت سرت یوما فأنت مؤقت ترید مبلغ ذلک و مقداره و اذا قلت سرت الیوم أو یوم الجمعه فأنت مؤرخ فاذا قلت سرت نهارا أو النهار فلست بمؤرخ و لا بمؤقت و انما المعنى سرت فی الضیاء المنفسح و لهذا یضاف النهار الى الیوم فیقال سرت نهار یوم الجمعه، و لهذا لا یقال للغلس و السحر نهار حتى یستضی‏ء الجو. (الفروق فی اللغه)

[۲]. اللیل‏: عَقِیب النهار، و هو من مغرِب الشمس إلى طلوع الفجر الصادق أو طلوع الشمس.(الافصاح فی فقه اللغه )

وحَدُّه من‏ مَغْرِبِ الشَّمسِ إلى طُلوعِ الفَجْرِ الصَّادِقِ، أَو إلى طُلوعِ‏ الشَّمس‏ (تاج العروس)

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.