حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹ 16 ذو الحجة 1441 Wednesday, 5 August , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 813×

گام اول در گام دوم

شناسه : 3833 15 فروردین 1399 - 19:14 164 بازدید ارسال توسط : نویسنده : محمدامین ستاریان

بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، در تاریخ ۲۲ بهمن ماه ۱۳۹۷، در چهلمین سالگرد شکوهمند پیروزی انقلاب اسلامی توسط رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‎ای -مد ظله العالی- صادر گردید و نقشه راه چهل ساله دوم انقلاب با نگاه به آن­چه بر این انقلاب و کشور و ملت گذشته است، ترسیم شد. […]

پ
پ

بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، در تاریخ ۲۲ بهمن ماه ۱۳۹۷، در چهلمین سالگرد شکوهمند پیروزی انقلاب اسلامی توسط رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‎ای -مد ظله العالی- صادر گردید و نقشه راه چهل ساله دوم انقلاب با نگاه به آن­چه بر این انقلاب و کشور و ملت گذشته است، ترسیم شد.

در این بیانیه که مخاطب اصلی آن جوانان این مرز و بوم هستند، با چکیده‎ای از آن­چه امام انقلاب در تمامی دوران تصدی مسئولیت رهبری بیان داشته اند، مواجه شده و باید برای نیل به مقاصد آن، وارد میدان شده و ایفای نقش کنند.

این­که ما طلاب حوزه‎های علمیه به عنوان بخشی از مخاطبین این بیانیه چه وظایفی برعهده داریم نیز طی سی سال رهبری امام خامنه‎ای و قبل از آن در بیانات امام خمینی (ره) علی الخصوص در منشور روحانیت انعکاس یافته است، اما اجرایی کردن این برنامه ها و از کلیت و انزوا بیرون آوردن آن مسأله‎ای اساسی است که جز با تشریک مساعی و همکاری نسبتاً مفقود میان اساطین و اساتید حوزه و بدنه حوزه که ما طلاب باشیم، میسر نخواهد شد. از این روست که ترمیم این جدایی و شکاف نسلی نیز خود باید یکی از گام‎های ما طلاب انقلابی برای تحقق گام دوم انقلاب باشد.

غیر از این همکاری درون سازمانی، حوزه علمیه ناگزیر از ارتباط با سایر اقشار فرهیخته جامعه هم هست. وحدت حوزه و دانشگاه که کلید حل آن در تبیین صحیح رابطه میان علم و دین است، از این دست مسائل است. اگرچه تا کنون تلاش­های بسیاری از افراد بسیاری در این زمینه صورت گرفته است، اما این سیر تلاش ها باید تا تحقق کامل این مسأله ادامه پیدا کند.

حوزه علمیه غیر از این دو نوع همکاری درون سازمانی و برون سازمانی، از دیرباز با بدنه مردمی نیز ارتباطی مؤثر داشته است و این مسأله اگرچه امروز مورد هجمه‎های عدیده­ای قرار گرفته است، اما همان طور که می‎بینیم، در کنار تمام تعمیم­های نابجایی که عوام جامعه به خاطر وجود آخوندهای فاسد و اشرافی و متحجر و مزدور، انجام می­دهند و بدنه سالم و پاک و مخلص روحانیت را مورد نوازش قرار می­دهند، باز مرجعیت این گروه در مسائل اجتماعی حفظ شده است و این جز به عنایت حضرت صاحب الزمان (عج) با وجود این همه کم کاری­های من و امثال من متصور نیست.

سخن در این­باره بسیار است اما غرض این وجیزه، تبیینی از بایدها و نبایدهای مواجهه با بیانیه گام دوم انقلاب است که طلاب عزیز باید جهت فهم درست و کامل مأموریت کلی جوانان، و در ذیل آن مأموریت اختصاصی طلاب، به آن توجه داشته باشند.

مطلب اول

مطلب اول این است که انسان ها، معمولاً در مواجهه با مسائل روزمره زندگی و مطالبی که با آن روبرو می­شوند -اعم از متنی و غیرمتنی- با انواع و اقسام پیش زمینه ها، درگیر هستند و این پیش زمینه ها عموماً در فهم درست وقایع و متون اخلال ایجاد می­کند. اما نکته این­جاست که تمام این پیش زمینه­ها مخل فهم نیستند، بلکه گاهی برای فهم مراد گوینده و شکل گیری تخاطب، این پیش زمینه ها لازم هم هستند.

در مورد بیانیه گام دوم، درک نکردن منظومه فکری انقلاب، تعویض اولویت­های آن، عدم درک تأثیر واقعیات در تصمیم سازی­ها و تصمیم گیری­های نظام اسلامی، اجتهاد در مقابل نصوص انقلاب و ایرادهای بنی اسرائیلی مثل ان قُلت‎های مغرضین و ساده اندیشان به وجود یا عدم وجود نامه ششم فروردین امام خمینی (ره) به مرحوم منتظری، یا نامه بی­صلاحیت دانستن نهضت آزادی برای تصدی مسئولیت در جمهوری اسلامی، تعویض جای جلاد و شهید در مسأله اعدام منافقین برای چند صباحی بیشتر تکیه زدن بر مسندی که از آب بینی بز کم ارزش تر است و …. همه و همه از رهزن‎هایی هستند که نمی­گذارند این متن به درستی فهم شود.

کسب اطلاع در این زمینه­ها مانند تمامی راه­های مألوف کسب اطلاع که ما طلاب در حوزه علمیه در دروس رسمی خود به تفصیل به آن می­پردازیم، از جمله وثاقت صدوری، وثاقت راوی، محتوای خبر و…، دست ما را در مواجهه با خناسانی که سعی می­کنند و خواهند کرد این بیانیه را به حاشیه برانند، پر خواهد کرد. همگان دیدیم که نسناس‎های غرب زده فردای انتشار این بیانیه این فراز از بیانیه را که «انقلاب آماده تصحیح خطاهای خویش است»، تیتر زدند و با درشت کردن این تیتر، از فهم درست این بیانیه ممانعت به عمل آوردند. انگار نه انگار که از جمله اشتباهاتی که در این نظام صورت گرفته و امامین انقلاب هم هردو در فرازهایی به آن اشاره کرده اند، میدان دادن به امثال همین افراد بوده است تا مثلا در برحه کنونی با گروگان گرفتن معیشت مردم مظلوم، نسخه تسلیم بپیچند… و البته که هیهات منا الذله!

برای جلوگیری از این واقعه تلخ و به حاشیه رانده شدن این بیانیه با تحریف معنوی آن، همان طور که در سال ۸۸ و بعد از آن در مورد تحریف امام راحل عظیم الشأن حتی از سوی بزرگان و استوانه­های نظام دیدیم، ما طلاب به عنوان قشری مؤثر باید پا به رکاب شویم و از اندوخته علمی دروس حوزوی استفاده کنیم و سپری برای آسیب ندیدن این بیانیه شویم.

اما درباره آن پیش زمینه­هایی که در فهم درست محتوای این بیانیه، لازم است، مطالعه حول مبانی انقلاب اسلامی، فهم منطقی سیر انقلاب-نظام-دولت-جامعه-تمدن اسلامی و این­که معضلات نظام اسلامی در مرحله دولت سازی چیست، نحوه ارتباط برقرار کردن میان مبانی اعتقادی دینی با اجرائیات و احکام دین یا همان الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، فهم مبانی چرایی برخی تسامح ها در نظام اسلامی که در حکومت پیامبر و امیرالمؤمنین -صلوات الله و سلامه علیهما- نیز مشابه دارد، طبقه بندی­های دوستان بر اساس نزدیکی و عمل متناسب به آرمان­ها و طبقه بندی دشمنان بر اساس نوع و شدت مخالفت و مبنایی بودن یا نبودن این دشمنی، را می­توان نام برد. این­ها تنها فهرستی محدود از بایسته­ها در فهم صحیح این بیانیه است که اگر نباشد، به معضلی که در بند بعدی بدان پرداخته می­شود دچار خواهیم شد.

مطلب دوم

مطلب بعدی آن است که بتوانیم درک کنیم چرا علی رغم این همه مشکلات و سختی ها، باز امام خامنه­ای عزیز ما، مدام، بر وجود آینده روشن برای ما جوانان تأکید می­کنند و در سیلاب سنگین ناامیدسازی خودی و غیرخودی و دوست و دشمن، چون کوه، بشارت «سیجعل الله بعد عسر یسراً» می­دهند!؟ سرّ این نکته در همین وعده الهی است که گفته شد… وضع امروز ما به مراتب از وضع مسلمانان صدر اسلام در جنگ خندق، بسیار بهتر است. اما نقطه تشابه این­جاست که در زمانه ما نیز مثل آن زمان، دشمن با تمام قوا به میدان آمده است.

تحلیلی که در این­جا ضروری است این است که باید بدانیم برای سعادت واقعی یک جامعه، سه ضلع نقش اصلی دارند. ضلع اول وجود قانون خوب و تضمین شده است. به مدد تمسک ملت عزیز ما به قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، راه تأمین این قانون سعادت بخش برای ما گشوده است.

ضلع دوم وجود مجری صالح و توانمند است. این امر منحصر در رأس جامعه نیست و تمامی کارگزاران باید از تعهد و تخصص کافی و وافی برخوردار باشند که متأسفانه در لایه‎های میانی مجریان کشور ما، در این زمینه نقایص انکار ناشدنی داریم.

ضلع سوم ماجرا ؛ وجود فرهنگ پذیرش آن قانون در میان مردم، که تکامل آن­ها هدف و غایت شریعت اسلام است، می­باشد. نقص این ضلع بود که در زمان حکومت پیامبر -صلی الله علیه و آله- و علی الخصوص در حکومت حضرت علی -علیه السلام- مانع اصلی اجرای احکام و دستورات دین در جامعه می­شد و عاقبت به فرق شکافته و جگر پاره پاره و رأس بر نیزه، ختم شد. اما در جمهوری اسلامی به عنایت امام عصر و با مجاهدت­های امام خمینی(ره)، این مردم پای کار آمدند و ماندند و می­مانند و همین نقطه امید است که باعث می­شود با تکیه بر این جماعت که دست خداوند -عز و جل- با آنان است، برای دولت سازی اسلامی، هم در بُعد اصلاح فردی و خودسازی معنوی دولتمردان آینده و هم در بُعد تولید الگوی اسلامی-ایرانی برای پیشرفت کشور، فعالانه وارد عرصه شویم.

درست به علت پای کار ماندن همین ضلع سوم است که علی رغم این همه مشکلات و گله مندی­ها، باز چند ده میلیون انسان آزاده ایرانی در ۲۲ بهمن غوغا می­کنند و آب سردی شمشیر صفت، بر فرق تمام دشمنان داخلی و خارجی فرود می­آورند. همین ضلع است که در کوران توطئه­ها ماند و باعث شد که دشمن ما علی رغم با تمام توان به میدان آمدن، ضعیف تر از هر زمان حتی نتواند یک کنفرانس علیه انقلاب ما را اداره کند! این بستر امید است که آن آینده روشن را نوید می‎دهد.

مسأله بسیار مهم دیگر این است که کارآمدی این نظام را باید به صورت واقعی درک کنیم. اولاً کارآمدی نسبی است و در هر نظامی متناسب با خود آن تعریف می‎شود. مثلا اگر بخواهیم جمهوری اسلامی را با آن افق پرواز بالا، با حکومتی که تنها خود را موظف می­داند با انسان ها مثل گوسفند برخورد کند و منحصراً آب و غذا و شهوت و مسکن را تأمین کند، مقایسه کنیم و چون رفاه مادی ما مثلا کمتر از فلان کشور لیبرال است، آن را بر سر جمهوری اسلامی بکوبیم، یقیناً به خطا رفته ایم. اگرچه رفع نیازهای ابتدایی معیشتی وظیفه همه حکومت هاست و حکومتی نیست که این مطلب را وظیفه خود نداند، اما یادمان نرود که غرق دنیا شدن هدف جمهوری اسلامی نبود!

در کنار این موضوع باید شش دانگ حواسمان را جمع کنیم که دچار مغالطه جزء و کل نشویم. اساساً چرا این­گونه شدیم که با دیدن ناکارآمدی­های بخشی و جزئی ولو مهم و مؤثر، از نظام و اصلاح ناامید می­شویم و عینک دودی سیاه به چشم می­زنیم و همه چیز را، حتی خورشید را، سیاه سیاه سیاه می­بینیم؟ از آن طرف با یک صف منظم مترو در فلان بلاد کفر، چشم از همه ایرادها می­بندیم و آن جزء کارآمد را تعمیم به همه آن کل می­دهیم!؟ یادمان نرود که کارآمدی یک نظام جمع جبری تمامی ارکان آن است. طبق عهدنامه معروف مالک اشتر، مدیریت و کارآمدسازی ۴ سیستم اقتصادی، نظامی، فرهنگی و عمرانی، موارد مورد انتظار امیرالمؤمنین علیه السلام از مالک اشتر (ره) است. جمهوری اسلامی جز در مسأله اقتصاد که علل آن هم قابل بررسی است، در سه حوزه دیگر نمره مثبت و در حوزه‎های نظامی و عمرانی نمره بالایی گرفته است. در حوزه فرهنگی هم علی رغم این همه هجمه­های رنگ به رنگ، از آتئیست و سلفی و بهایی و شیعهانگلیسی و یمانی و روشنفکری غرب زده و … هنوز با ابزار فرهنگ مشغول فتح سنگر به سنگر اعماق راهبردی دشمنان است. بی انصافی است که با ندید این همه نقاط مثبت آن­گونه قضاوت کنیم.

عامل ناکارآمدی اقتصادی

اگرچه «کاد الفقر ان یکون کفرا»، ریشه نزدن اقتصاد ما در بستر انقلاب اسلامی و تجویز نسخه‎های غرب و شرق برای اقتصاد ماست که امروز، علی الخصوص ما طلاب، با گوشت و پوست و استخوان آن را حس می­کنیم. متأسفانه حتی با وجود یک نمونه اقتصادی موفق و متناسب با آرمان‎های متعالی اسلام در آستان قدس رضوی در سال‎های اخیر، الگوی اسلامی وقف محوری اقتصاد حتی در سایر موقوفه­های بزرگ کشور ثمر نمی­دهد و ما مانده­ایم این درد را به کجا بریم؟ علاج وقف، در تمام فعالیت‎های فرهنگی کارآمد خواهد بود و حتی قابلیت دارد که مثلا در مسأله بودجه صدا و سیما که مثل دست زیر ساطور دولت­ها گیر افتاده است، این الگو اجرایی شود و از آن به بعد است که خواهید دید ماهواره­های تلویزیونی جمهوری اسلامی است که غربی ها را وا می­دارد تا با هلی برن روی پشت بام مردم آنتن­ها را جمع کنند!!!

در کنار این الگوی موفق، الگوی تأمین مالی نظامی جمهوری اسلامی هم از آن ابعاد اعجاز آمیزی است که در انبار سلاح منطقه غرب آسیا، با هزینه‎ای بسیار نازل، اقتداری بی مثال ایجاد نموده است. و صد افسوس که عده‎ای در داخل کشور دانسته یا ندانسته، بدون توجه به قرآن کریم و آیه نفی سبیل، مشغول نسخه پیچی تسلیم در برابر FATF هستند که خداوند همه آن­ها را ناکام خواهد گذاشت!

این مشت نمونه خروار، رمز آن امیدواری هاست.

اما در آخر پیشنهادی برای دوستان خود دارم. مباحثه و اشکال طلبگی در مورد بیانیه دوم، به شرط آن­که ما را به آیت الله اشکالی تبدیل نکند و هدف ما هم پیاده سازی و ایفای نقش فعال در گام دوم انقلاب باشد، نه تنها که خوب است، بلکه بسیار ضروری است. تشکیل گعده­های بحث و دغدغه حول این بیانیه از أهم مسائل زمینه ساز فهم صحیح و به تبع شناخت و اجرای صحیح مأموریت محوله توسط رهبر معظم انقلاب بر دوش جوانان و علی الخصوص ما طلاب خواهد بود.

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.