حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۰ 7 رمضان 1442 Sunday, 18 April , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1776×
به مناسبت هفته پژوهش

بررسی لزوم تدوین منطق نوین پژوهشی برای دستیابی به نظام فکری اسلامی / قسمت دوم

شناسه : 10569 23 آذر 1399 - 15:25 320 بازدید ارسال توسط : نویسنده : طلبه ارجمند محمد حسین اقتدار پرور

مسیر اصیل روحانیّت شیعی در بستر انقلاب در چنین فضایی، روحانیّت شیعی که بنای حرکت در ساحت حکمت و معرفت دینی در ایران و البته جهان اسلام را داشت، دست به تاسیس جامعه اسلامی و انقلاب در برابر حکومت های بی کفایت حاکم در ایران زد. انقلاب اسلامی در مقابل جریان مدرنیته و ره­آوردی که […]

پ
پ

مسیر اصیل روحانیّت شیعی در بستر انقلاب

در چنین فضایی، روحانیّت شیعی که بنای حرکت در ساحت حکمت و معرفت دینی در ایران و البته جهان اسلام را داشت، دست به تاسیس جامعه اسلامی و انقلاب در برابر حکومت های بی کفایت حاکم در ایران زد. انقلاب اسلامی در مقابل جریان مدرنیته و ره­آوردی که تمدن غرب برای سبک زندگی فردی و اجتماعی جهانیان به ارمغان آورده بود در ابتدا جریان متجمد که تصلّب بر میراث بازماندگان سلف داشت و متحجرانه بر مشی و مرام علمی معرفتی سنتی پای می فشرد و عنایتی به مکاتب نوپدید و فرابومی رایج در جامعه جهانی نداشت و حتّی اجتهاد را نیز تلّقی به تقلید می کرد را پس زد. گفتمانی که جریان های سلفی گری، جریان های تجدد ستیز مانند جریان فلسفی هایدگر و جریان های سنتی شیعی مانند جریان فلسفه ستیز مکتب تفکیک همگی زاییده از دامان آن بودند. انقلاب اسلامی در ادامه راه، خود خالق گفتمانی نو پدید گشت که مطلع آن، ظهور حضرت امام خمینی و علامه طباطبایی و کانون آن نیز قم مقدسه بود. (مهاجرنیا،۱۳۸۸ش:۳/۴۳).

جریان عقلانیّت اسلامی یا جریان روشنفکری دینی سنّتی و اجتهادی که مهم ترین جریان این گفتمان نوپدید است، جریان اصیلی است که زمینه ساز پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ شد و پس از آن توسعه یافت. این جریان پیش از انقلاب و البته در ادامه راه خود در برابر جریان روشنفکری دینی تجدّد­گرا و التقاطی نیز قرار گرفت؛ جریانی که با انقطاع از تبار علمی غنی و قویم خود، دل در گرو فکر و فرهنگ غربی باخته بود و خیرالآمال خود را مانند منور الفکران زمان قاجار و پهلوی، پروتستانیزم اسلامی تصور می کرد(رشاد، ۱۳۸۸ش:۲۰).

جریان عقلانیّت اسلامی با وفاداری به مواریث فخیم علمی خود و همچنین مواجهه فعال با رهاورد علمی و معرفتی دیگر مکاتب و ملل، تمام توان خود را بر آن داشته بود تا راهی بدیع میان تحجّر و تجدّد احداث کند. این جریان دیدگاه ایجاد تمدن مدرنیته اسلامی، به معنای اخذ منافع مدرنیته و بخشیدن آهنگ دینی و اسلامی به آنها را کنار زد. همچنین دیدگاه پذیرش کامل مدرنیته و اصلاح قرائت دینی با توجه به تجزیه ناپذیری مدرنیته را نیز مردود دانست. عقلانیّت اسلامی در این میان، دیدگاه سوّمی را برگزید و حرکت به سمت ایجاد تمدّن نوین اسلامی را سرلوحه کار خود قرار داد. آری؛ حقیقتاً و تحقیقاً انقلاب اسلامی، تمدن نوین اسلامی نبود، بلکه شروع حرکتی دشوار و طولانی و البته مهم و تاثیر گزار به سوی هدف یعنی ایجاد تمدن نوین اسلامی بود.

تمدن نوین اسلامی و مراحل آن از منظر جریان عقلانیّت اسلامی

رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای، پرچمدار کنونی نیابت از جانب ولی عصر برای حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی در مقاطع مختلف، فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی را تبیین فرمودند. ایشان فرایند مزبور را، در پنج مرحله اساسی مطرح و هر مرحله را به طور نسبتاً مبسوطی، تشریح کردند.

ایشان با اشاره به اینکه «فرآیند تحقّق هدف­هاى اسلامى، یک فرآیند طولانى و البته دشوارى است.» (۲۱/۰۹/۱۳۸۰) در تبیین این مراحل اینگونه بحث می کنند که:«ما یک انقلاب اسلامى داشتیم، بعد نظام اسلامى تشکیل دادیم، مرحله‏ ى بعد تشکیل دولت اسلامى است، مرحله‏ ى بعد تشکیل کشور اسلامى است، مرحله‏ بعد تشکیل تمدن بین‏ الملل اسلامى است.»(۸/۶/۸۳)

پس از آشنایی اجمالی با این پنج مرحله، آنچه به نظر می رسد این است که با بررسی اولیه فرمایشات فرمانده مسیر حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی، می توان این را فهمید که ایشان از تحصیل دوگام ابتدایی خبر داده­اند. امّا تدقیق در فرمایشات ایشان نمایانگر این است که علّت عدم دسترسی به مرحله سوم پس از گذشت سی سال از متوقع شدن دو مرحله ابتدایی این است که پس از انقلاب اسلامی، «حرکت بعدى این بود که یک نظام اسلامى یعنى ترتیب اداره‏ کشور، همان‏طورى که اسلام گفته است، در این کشور به وجود بیاید. این کار را هم ملت ما با موفقیت انجام داد. قانون اساسى تنظیم شد؛ آرایش و چینش سیاسى به وجود آمد؛ مردم‏سالارى دینى بر این مملکت حاکم شد و مردم، مسؤولان کشور را- از رهبرى گرفته تا ریاست جمهورى تا دیگر مسؤولان- مستقیم یا غیر مستقیم انتخاب مى‏کنند. دین، مایه و پایه و محور قانون و اجرا در این کشور است. حرکت مردم به سمت اهداف و آرمانهاى دینى است؛ این معناى نظام اسلامى است؛ این تحقق پیدا کرد؛ لیکن کافى نیست. (۲۸/۵/۸۴)  عبارت «لیکن کافى نیست» نشان دهنده این است که دلیل عدم توفق بر دستیابی به دولت اسلامی، در طراحی ناقص و ناتمام نظام اسلامی است. البته تا حدودی این مهم به سر منزل وقوع رسیده امّا دستیابی به مرحله سوّم یعنی ایجاد دولت اسلامی، نیازمند به وجود آمدن یک نظام فکری اسلامی برای تحقق بخشیدن به دولت اسلامی است.

بر همگان واضح است که اندیشه، واسطه میان ایمان و عمل است. بر این اساس، فرد و جامعه نیازمند منظومه ی هماهنگ اندیشه هستند تا با تکیه بر آن به هماهنگ ساختن رفتار های خود در عرصه های گوناگون بپردازند. با این فرض که جامعه علاوه بر آحاد، از وحدت و انسجام حقیقی برخوردار است، آن گاه طراحی یک نظام فکری و فرهنگی اجتماعی ضرورتی اجتناب ناپذیر پیدا خواهد کرد. (میرباقری،۱۳۸۳ش:۱۰۳).

.

مطالب مرتبط:

بررسی لزوم تدوین منطق نوین پژوهشی برای دستیابی به نظام فکری اسلامی / قسمت اول

بررسی لزوم تدوین منطق نوین پژوهشی برای دستیابی به نظام فکری اسلامی / قسمت سوم

بررسی لزوم تدوین منطق نوین پژوهشی برای دستیابی به نظام فکری اسلامی / قسمت چهارم

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.