حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

شنبه, ۹ اسفند , ۱۳۹۹ 16 رجب 1442 Saturday, 27 February , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1739×
به مناسبت سالروز شهادت سومین شهید محراب؛

شهید آیت الله دستغیب پرچم دار ولایت در انقلاب

شناسه : 10502 19 آذر 1399 - 16:58 135 بازدید ارسال توسط : نویسنده : حجت الاسلام سجاد رجبی

با نگاهی به آثار تاریخی به جای مانده از تمدن های بشری ، ساختمان ها و ابزارهایی را در می یابیم که به واسطه آن ها مردم را به گرداگرد خود جمع می کردند و طرح مسائل مهم را می کردند، در میان این آثار ، کم نیستند آثاری که برای ابلاغ پیام الهی احداث […]

پ
پ

با نگاهی به آثار تاریخی به جای مانده از تمدن های بشری ، ساختمان ها و ابزارهایی را در می یابیم که به واسطه آن ها مردم را به گرداگرد خود جمع می کردند و طرح مسائل مهم را می کردند، در میان این آثار ، کم نیستند آثاری که برای ابلاغ پیام الهی احداث شده بودند و هر یک رسالتی برای خود ایفا می کردند؛

آتشکده ها برافروخته می شدند تا مردم را به سوی نور، هدایت کنند و از تاریکی ها و پلیدی ها جدا کنند …

ناقوس ها به صدا در می آمدند تا مردم صدای آخرت را در میان هیاهوهای دنیا بشنوند و قدمی هم برای دنیای واپسین خود بردارند …

در اسلام هم با علنی شدن تبلیغ و اقامه اولین نماز های جمعی ، کلمات توحیدی اذان ، مسیر الی الهی مردمان را در طول شبانه روز به یادآور می شدند و تذکری می شدند برای مومنان به مصداق این آیه « وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْری‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنینَ ۵۵ الذاریات »

همه اینها ادامه پیدا کرد تا در غدیر، اذان و فراخوان جدیدی در امت اسلام به وجود آمد و آن اذان غدیری بود؛  یعنی تکرار کلماتی که حضرت خاتم الانبیاء (ص) بر فراز منبری که در وادی غدیر خم برای ایشان ایجاد نموده بودند، به تمام ۱۲۰ هزار نفری که در این ابلاغ الهی حضور داشته اند، ایراد می کردند.

آری (ربیعه ابن امیه)  اول مأموری بود که هنجر خود را برای ولایت بکار گرفت و سخنان پیامبر اعظم (ص) برای معرفی جانشین برحق ایشان، به گوش تک تک حاضرین رساند (۱) ، تا آنانی که گوش شنیدن ندای ولایت را ندارند و دست هایشان را در گوشهایشان فرو برده اند «أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ. البقره ۱۹» ، بشنوند که خداوند اکمال دین و اتمام نعمت را در چه چیزی می داند.

سال ها گذشت و بالاخره پیش بینی ها به وقوع پیوست، آری دوباره صدایی از ولایت در جهان شنیده شد.

حدود هزار و چهار صد سال طول کشید که فقیه جامع الشرایطی ، بر منصب حکومت بنشیند و به دور از تقیه از اسلام ناب محمدی (ص) سخن به میان آورد و جهان بشر را برای زمینه سازی ظهور آماده سازد.

این در حالی بود که در خفقان تبعیدها و ترور ها ، کمتر کسی جان خود را برای همراهی آن سلاله ی پاک نبوی امام خمینی (ره) بر کف دست می گرفت و بی مهابا به یاری آن روشن ضمیر می پرداخت.

در همین دوران بود که عالمی ربانی ، معلم اخلاق و اسلام شناسی مهذب نقش خود را در اعتلای کلمه لااله الا الله بر فراز قله های گیتی پیدا نمود و از همان زادگاه خود یعنی شیراز به مبارزه با رژیم ستم شاهی پرداخت.

سال ۱۳۴۲ بود، با شروع نهضت روحانیت  مبارزه او با رژیم شاه که از زمان رضاخان شروع شده بود، علنی و آشکار گردید و شب های جمعه پس از دعای کمیل سخنرانی سیاسی و تهییج کننده اش تا نیمه خرداد ۴۲ در جمع انبوه شنوندگان نقش بزرگی در پیشبرد انقلاب داشت و نوار سخنرانی های وی تا اقصی نقاط ایران منتشر می گردید. در خرداد ۴۲ بازداشت و به تهران اعزام گردید و پس از آزادی از زندان مدتی نیز تبعید و در سال ۴۳ نیز مجددا زندانی و تبعید گردید و در سال ۵۶ نیز مدتی زندانی و یا در منزل محاصره و تحت نظر بود و با تمام این فشارها حاضر به مذاکره و مصالحه با رژیم پهلوی نشد و پرچم مبارزات مردم فارس را در این مدت پانزده ساله بر دوش داشت.

اگر بخواهیم ثمراتی در طی این سال ها بیان کنیم ، می توانیم دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی هشت سال را مثال بزنیم که دریافتگان مکتب اخلاق این عالم ربانی حضور بسیار پرشوری در جبهه های حق علیه باطل داشته اند که از آن ها می توان به این خاطره از مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای (مدظله) اشاره نمود ؛ ایشان در سال ۱۳۸۷ در دیدار با خانواده های شهدای استان فارس؛ اینگونه بیان نمودند که :

« اولِ انقلاب و اوائل جنگ تحمیلی، در دورانی که جبهه‌ها از همه طرف محنت‌بار بود و اکثر خرمشهر زیر چکمه‌ی اشغالگران بود، بنده به منطقه‌ی آبادان و این بخشِ خرمشهر رفتم؛ یک عده جوانِ بااخلاص نورانیِ پرشور، با سلاح های ابتدائی به آن‌جا آمده بودند برای این‌که بجنگند؛ گفتم: از کجا آمده‌اید؟ گفتند: از شیراز. در سرتاسر دوران جنگ تحمیلی بچه‌های استان فارس – چه در لشکر فجر، چه در لشکر المهدی (عج) و چه در یگان های ارتشی که در شیراز مستقرند و بسیاری از کارکنان آنها شیرازی یا اهل شهرهای استان فارسند – وجودشان اثرگذار و نمایان بود. این نفَس گرمی که این همه جوان را در راه دفاع از اسلام، دفاع از استقلال ملی، دفاع از کشور و دفاع از بزرگترین حادثه‌ی تاریخ ما – یعنی انقلاب اسلامی – این‌جور به میدان کشانده بود، نفَس گرم مردان بزرگی مانند مرحوم آیت اللَّه شهید دستغیب و دیگران، و پشت سر همه و قوی تر از همه نفَس گرم امام بود. این یکی از آن شگفتیهای بسیار برجسته‌ی انقلاب ماست!» (۲)

بلی، حضرت آیت الله دستغیب با آن جایگاه علمی و اخلاقی که در جامعه آن روزگار داشت ، هنجره ی خود را مأذنه ای نموده بود برای انقلاب اسلامی و بالخصوص رساندن کلمات بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی که « ما من فرد الا یبلغه … »

در خاطرات این شهید محراب همسر همراه و بزرگوارشان اینگونه نقل می کنند که : « شهید دستغیب علاقه و ارادت فراوانی  به امام خمینی داشتند و هر گاه حاج آقا با امام امت دیدار داشتند، در بازگشت بیش از حد خوشحال و شاداب بودند. همیشه خودشان را موظف می‌دانستند که اخبار رادیو و تلویزیون و به خصوص صحبت‌های امام امت را گوش کنند و یادداشت نمایند. ایشان در سخنرانی‌های خود صحبت‌های امام را محور سخنرانی قرار می‌دادند.» (۳)

شهید دستغیب در یکی از ملاقات‌ها با امام فرموده بود: «در محضر امام مرا یارای سخن گفتن نیست. لذا بایستی مطالب لازم را خلاصه و فشرده کنم». او خطاب به یکی از نمایندگان مردم شیراز در مجلس نیز گفته بود: «پسرجان! باید باورت بیاید که امام (ره) نایب امام زمان (سلام‌الله علیه) است. تصور کن با امام زمان چگونه باید رفتار کرد؟ احترام به امام، احترام به امام زمان (سلام‌الله علیه) است. احترام به امام زمان، احترام به خداوند متعال است. می‌خواهی عزت پیداکنی، عزت در تبعیت از امام است». جمله معروف «بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد» نیز از شهید دستغیب است.» (۴)

این یار انقلاب در تاریخ بیستم آذرماه ۱۳۶۰ مطابق با ۱۴ صفرالخیر ۱۴۰۲ هنگامی که عازم نماز جمعه بود به دست منافقین به درجه رفیع شهادت نایل گردید و به اجداد طاهرینش پیوست.

و یادگارهایی همچون کتاب های گناهان کبیره، معاد، توحید ،  نفس مطمئنه و بسیاری آثار دیگر مدت هاست که مایه ی رشد و ارتقای معنوی رهپویان وادی سلوک می باشند.

(۱) کان الرجل الذی یصرخ فی الناس بقول رسول الله هو ربیعه بن امیه بن خلف یقول رسول الله. (کان معه جموع لا یعلمها الا الله تعالی قیل کانوا اربیعن الفا وقیل کانوا سبعین الفا وقیل کانوا تسعین الفا وقیل کانوا مائه الف واربعه عشره الفا وقیل وعشرین الفا وقیل کانوا اکثر من ذلک).

؛ آن مردی که مردم را صدا می‌زد به قول رسول الله ربیعه بن امیه بود و سخن رسول الله را بری مردم می‌گفت.
منبع: صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد، ج۸، ص۴۷۱.    

(۲) https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=3678

(۳)و (۴) (منبع خبرگزاری دانشجو  snn.ir/001Ata )

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.