حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۶ بهمن , ۱۳۹۹ 12 جماد ثاني 1442 Monday, 25 January , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1721×
به مناسبت میلاد حضرت عیسی علیه السلام

جنگ قرائت ها

شناسه : 11322 06 دی 1399 - 14:18 100 بازدید ارسال توسط : نویسنده : طلبه ارجمند امیر حسین تاتار

در طول تاریخ هر مکتب الهی و غیر الهی دچار اصلاحاتی شده است؛ اصلاحاتی که گاهی باعث تباهی آن آیین شده و گاهی نقطه عطفی در مرزهای آن مکتب ایجاد کرده است. مسیحیت نیز مانند ادیان دیگر تحولات گوناگونی را پشت سر نهاده است اما به نظر می رسد قله این تحولات با نام «مارتین […]

پ
پ

در طول تاریخ هر مکتب الهی و غیر الهی دچار اصلاحاتی شده است؛ اصلاحاتی که گاهی باعث تباهی آن آیین شده و گاهی نقطه عطفی در مرزهای آن مکتب ایجاد کرده است.

مسیحیت نیز مانند ادیان دیگر تحولات گوناگونی را پشت سر نهاده است اما به نظر می رسد قله این تحولات با نام «مارتین لوتر» آمیختگی جدا نشدنی دارد.

هر عملی ریشه در فرهنگ حاکم بر ذهن دارد و پادشاهان و زمامداران، بدون ایجاد فرهنگ مقبول خود نمی توانند حکومت کنند پس بدیهی است که بزرگترین خطر و سهمگین ترین هشدار برای هر نظام حکومتی ایجاد جنبش هایی است که به طور بنیادین با فرهنگ حاکم مبارزه می‌کنند.

بدون شک یکی از بهترین بسترها برای ایجاد «فرهنگ»، دین است؛ زیرا دین امری تأویل پذیر است و با جان آدمی سر و کار دارد. از طرفی عامّه پسند است و تحمل سختی ها را زیاد می‌کند و بستر فداکاری و اسطوره‌سازی و قهرمان پروری و شهادت را فراهم می‌کند. دلیل دیگری که می‌توان گفت اهمیت بالاتری دارد این است که دین آمیخته با فطرت بشر است و برای همین است که چنانچه وقیح ترین خرافات نیز با آن آمیخته شود جدا کردن آن امری سخت و پذیرش عمومی از آن خرافه حیرت آور است.

 بنابر آنچه گفته شد بستر فرهنگ سازی دین قابلیت های فراوانی دارد که در طول تاریخ توجه دو گروه را به خود جلب کرده است: انسانهای الهی که هدفشان رشد و سعادت بشر بوده و تحریف‌گَرانی که خواهان تسلط بر جان انسان ها بوده‌اند.

از مهم ترین مکاتب الهی که بعد ها دچار رفرم[۱] های بسیاری شد مکتب حضرت مسیح است؛ به گونه‌ای که عهد جدید و متن های مقدسی مانند انجیل نشان می‌دهد حضرت مسیح پس از تولد معجزه آسای خود مانند مردم عادی یهودی زندگی می کرد و به پیشه نجّاری مشغول بود تا اینکه به تصریح انجیل متیوس دچار امتحانات فراوانی شد. گاهی شیطان وعده طلا شدن سنگ های بیابان را به او می داد و گاه به صورت های دیگری در صدد فریب ایشان بر می‌آمد اما وی مانند پیامبران دیگر از امتحانات سر بلند بیرون آمد و مأمور به تبلیغ گسترده شد.

از اولین سخنان حضرت ـ بنا بر متن انجیل متیوس ـ خطبه ایشان بر فراز کوه زیتون است که به موعظه‌ی کوه نیز مشهور است. نکته ای که کمتر به آن توجه شده این است که ایشان در واقع آغازگر تحولی سیاسی اجتماعی بوده و با بررسی دقیق روشن می شود که قصد حضرت مسیح علیه السلام اصلاح و تعدیل دنیا گرایی هایی بوده که قوم یهود به آن روی آورده بودند. از نظر برخی محققین علت پر رنگ بودن آموزه های اخلاقی مانند زهد و.. در سخنان حضرت این بوده است که ایشان؛ به عنوان طبیبی روحانی متوجه نفوس بیمار قوم خود شده بود و در واقع نسخه هایی می پیچید و احکامی تجویز می کرد که شأن موضعی داشته نه اینکه مانند دین حضرت ابراهیم یا شریعت ختمی مرتبت عمومیت ابدی داشته باشد. گفت: مصلحت در دین عیسی غار و کوه مصلحت در دین ما جنگ و شکوه.

برای نمونه پاره ای از این موعظه را از انجیل متیوس ذکر می کنیم:

خوشا به‌ حال فقیرانِ در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است.

خوشا به‌ حال ماتمیان، زیرا آنان تسلی خواهند یافت.

خوشا به ‌حال نرمخویان، زیرا آنان زمین را به‌ میراث خواهند برد.

خوشا به ‌حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا آنان سیر خواهند شد.

خوشا به ‌حال رحیمان، زیرا بر آنان رحم خواهد شد.

خوشا به ‌حال پاکدلان، زیرا آنان خدا را خواهند دید.

خوشا به ‌حال صلح‌جویان، زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد.

خوشا به ‌حال آنان که در راه پارسایی آزار می‌بینند، زیرا پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است.

خوشا به ‌حال شما، آنگاه که مردم به‌خاطر من، شما را دشنام دهند و آزار رسانند و هر سخن بدی به‌دروغ علیه‌تان بگویند.

خوش باشید و شادی کنید زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. زیرا که همینگونه، پیامبرانی را که پیش از شما بودند، آزار رسانیدند.

نور و نمک

«شما نمک جهانید. امّا اگر نمک خاصیتش را از دست بدهد، چگونه می‌توان آن را باز نمکین ساخت؟ دیگر به کاری نمی‌آید جز آنکه بیرون ریخته شود و پایمالِ مردم گردد.»

تحقق عهد عتیق

«گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های پیامبران را نسخ کنم؛ نیامده‌ام تا آنها را نسخ کنم، بلکه آمده‌ام تا تحققشان بخشم.

زیرا آمین، به شما می‌گویم، تا آسمان و زمین از میان نرود، نقطه یا همزه‌ای از تورات هرگز از میان نخواهد رفت، تا اینکه همه به ‌انجام رسد. پس هر‌ که یکی از کوچکترینِ این احکام را بشکند و به دیگران نیز چنین بیاموزد، در پادشاهیِ آسمان، کوچکترین به ‌شمار خواهد آمد. امّا هر‌که این احکام را اجرا کند و آنها را به دیگران بیاموزد، او در پادشاهیِ آسمان، بزرگ خوانده خواهد شد. زیرا به شما می‌گویم، تا پارسایی شما برتر از پارسایی فَریسیان و علمای دین نباشد، هرگز به پادشاهی آسمان راه نخواهید یافت.

پس به شما می‌گویم، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید یا چه بنوشید، و نه نگران بدن خود که چه بپوشید. آیا زندگی از خوراک و بدن از پوشاک مهمتر نیست؟ پرندگان آسمان را بنگرید که نه می‌کارند و نه می‌دِرَوَند و نه در انبار ذخیره می‌کنند؟ پدر آسمانی شما به آنها روزی می‌دهد. آیا شما بس با ارزشتر از آنها نیستید؟

کیست از شما که بتواند با نگرانی، ساعتی به عمر خود بیفزاید؟

«و چرا برای پوشاک نگرانید؟ سوسنهای صحرا را بنگرید که چگونه نمو می‌کنند؛ نه زحمت می‌کشند و نه می‌ریسند.»

به شما می‌گویم که حتی سلیمان نیز با همۀ شکوه و جلالش همچون یکی از آنها آراسته نشد.

پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا در تنور افکنده می‌شود، اینچنین می‌پوشانَد، آیا شما را، ای سست‌ایمانان، به‌مراتب بهتر نخواهد پوشانید؟

در بخش دیگری از انجیل متیوس خطاب حضرت مشخص تر شده است: «وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که درِ ملکوت آسمان را بر روی مردم می بندید؛ زیرا خود داخل آن نمی شوید و داخل شوندگان را از دخول مانع می‌شوید.»

ای افعی زادگان چه کسی شما را اعلام کرد که از قضای آینده بگریزید؟

این متن به وضوح بیانگر این است که ایشان اولاً نگران انحراف بنی اسرائیل است. ثانیاً علت این انحراف را برخی از علمای یهود می داند که بار ها در کتاب مقدس از ایشان نام برده شده و عتاب های سنگینی از جانب مسیح به ایشان نسبت داده شده و دشمنی ایشان نیز با حضرت آشکار بوده است. در یک کلام می توان گفت حضرت نه برای نسخ احکام تورات بلکه به گفته خود برای تحقق آن آمده و مشکل اصلی او عبارت است از «خوانش و قرائتی که از دین یهود مطرح می شده» به عبارت دیگر جنگ، جنگ بر سر متن نبوده بلکه بر سر قرائت از متن بوده است.

کتاب مقدس معتقد است حضرت مسیح به صلیب کشیده شد و پس از سه روز زنده شد. اما قرآن کریم این مطلب را صریحاً انکار می کند و در سوره نساء می‌فرماید:

«وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَ لَکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِینًاً»

گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‌کنند؛ و قطعاً او را نکشتند!

بلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا

بلکه خدا او را به سوی خود، بالا برد. و خداوند، توانا و حکیم است.

پس از حضرت مسیح نیز با ماجرای بسیار جذاب شائول یهودی که ابتدا از دشمنان کیش حضرت عیسی بود روبرو می‌شویم؛ اما پس از مدتی وی ادّعا کرد مسیح بر او فرود آمده و او را مأمور هدایت و شبانی قوم نصاری کرده است. مسیحیان امروز وی را به «نام پولس قدیس» می شناسند و نامه های او را در لا به لای کتاب مقدس جای می نهند. اما نکته ای که حائز اهمیت فراوان است این است که او پس از اینکه در میان مسیحیان پذیرفته شد گزاره هایی را مطرح کرد و در صدد اثبات آنها بر آمد که بنا بر قول محققین، شریعت را از مسیحیت امروز گرفت و آن را تبدیل به یک کیش اخلاقی کرد؛ در حالی که آنچه در متن انجیل موجود است این است که حضرت عیسی علیه السلام به صراحت بیان کرد پایبند به شریعت تورات است.

گزاره های مانند: «عدم نیاز به عمل و مکفی بودن ایمان به مسیح»، «تثلیث» و «گناه ذاتی».

همین گزاره‌ها اکنون جزء مرزهای ایدئولوژیکی بسیاری از مسیحیان شده است و علم کلام مسیحی، خود را متعهد به آنها می داند.

برخی از متفکران و الهی دانان او را جاسوس و به اصطلاح یهودی «مارانوسی» می دانند که برای تحریف مسیحیت مأمور شد.

لازم به ذکر است در برخی از احادیث پیشوایان شیعه نام کسی که عذابی سخت در جهنم منتظر او است و هم ردیف فرعون و شقی ترین انسان ها است «بولس» است و برخی معتقدند این بولس همان شائول یا پولس قدیس است.

پس از گذر قرن ها، مسیحیت دچار تحولات فراوان دیگری نیز شد و طی جریانات عقیدتی به سه فرقه اساسی یعنی ارتودوکس، کاتولیک و پروتستان تقسیم شد و در حال حاضر فرقه پروتستان فرقه های بسیار زیادی پیدا کرده است.

از جهت سیاسی و اجتماعی نیز مسیحیت دچار تحولات شگفت انگیزی شده است. همه ما کم و بیش با تاریخ کلیسا آشنا هستیم. تاریخی که گاهی پیاله خور سلاطین قدرت و پادشاهان جنگ های صلیبی بوده و گاهی با ظهور عصر صنعت و رنسانس به انزوا کشیده شده است.

محققین، مهم ترین دلایل افول کلیسا را این چند مورد معرفی کرده اند:

۱٫ پروتستانتیزم ( مکتبی که خوانش جدیدی از انجیل داشت و سردمدار آن کشیشی به نام مارتین لوتر بود)

۲٫ عصر رنسانس

۳٫ تقابل و تضاد علم و کلیسا

۴٫ ضعف الهیاتی مسیحیت کلاسیک

۵٫ خشونت های کلیسا ( سوراندن بسیاری از دانشمندان و آتش زدن و خرد کردن بدن مخالفان)

۶٫ هم پیالگی کلیسا با پادشاهان ظالم (حکومتی شدن کلیسا)

به نظر می رسد مهم ترین دلیل که مبدأ بسیاری از دلایل نامبرده نیز هست هم پهلو شدن دو چیز است: خوانش غلط کلیسا از انجیل و حمله های به موقع کشیش معروف جناب مارتین لوتر است. او روحانی و راهب مبارزی بود که اعلامیه ۹۵ ماده ای را پخش کرد و همین امر باعث شد توسط رُم تکفیر شود و مورد حمایت شاهزادگان آلمانی قرار بگیرد که از آتش خشم پاپ در امان باشد. او جنبشی را به راه انداخت که بعدها به رفورماسیون دینی (مکتب پروتستان) معروف شد و به طور خلاصه شامل چند اصل بود:

۱٫ پاپ معصوم نیست و ممکن الخطا است.

۲. میان انسان و خدا فاصله ای نیست و هرکس بدون دخالت کلیسا می تواند مورد رحمت خدا واقع شود.

۳٫ عقل اصالت دارد.

۴٫ برای سعادت باید کار و تلاش کرد ( کنترل رهبانیت افراطی)

۵٫ دین امری الهی است که باید از تسلط نااهلان در امان بماند و وظیفه روحانیت محافظت از دین و ارائه دین به طور ناب و خرافه ستیزی است.


۱٫ تغییر اوضاع و تشکیلات بنگاه، اداره، شهر، کشور، مذهب و غیره. (فرهنگ فارسی معین )

.

مطالب مرتبط:

تفکر فدیه و الوهیت عیسی از کجا آمد و پیامد آن چیست؟

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.