حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنج شنبه, ۷ اسفند , ۱۳۹۹ 14 رجب 1442 Thursday, 25 February , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1735×

من یک سرباز ساده هستم

شناسه : 10756 04 دی 1399 - 7:01 60 بازدید ارسال توسط : منبع : خبرگزاری حوزه

انسانی مخلص و بی ادعا بود، حتی خانواده اش را از مسئولیت های خود خبردار نمی‌کرد و وقتی از او در این باره سوال کردند، میگفت: «من یک سرباز ساده هستم». فرماندهی که وقتی پیشنهاد مسئولیت تیپ به وی داده شد، از پذیرش آن امتناع ورزید و گفت: «دلم میخواهد اسلحه به دست بگیرم و […]

پ
پ

انسانی مخلص و بی ادعا بود، حتی خانواده اش را از مسئولیت های خود خبردار نمی‌کرد و وقتی از او در این باره سوال کردند، میگفت: «من یک سرباز ساده هستم».

فرماندهی که وقتی پیشنهاد مسئولیت تیپ به وی داده شد، از پذیرش آن امتناع ورزید و گفت: «دلم میخواهد اسلحه به دست بگیرم و در خط مقدم مبارزه کنم.» طلبه ای که در فیضیه استان قم تا کتاب لمعه خواند و با طلوع انقلاب به نهاد سپاه پیوست و در جهت ارزش ها، رشادت ها آفرید و عاقبت نیز در این راه جامه پوش سرخ شهادت گشت.

ولادت و دوران جوانی
شهید محمد بنیادی سال ۱۳۳۷ش در استان قم و در یک خانواده روحانی متولد شد. پدرش اهل منطقه میانه و از علمای مهذب و با نفوذ بود که مسئولیت قضایی و امامت جمعه را رد کرد و در مسیر تبلیغ جدیت راسخ داشت.
محمد پیش از رفتن به مدرسه، نزد پدر روخوانی قرآن و علوم دیگر را آموخت و پس از دیپلم به خدمت سربازی رفت. ۷ ماه از خدمت او باقی بود که به دستور امام خمینی مبنی بر فرار کردن سرباز ها، از پادگان فرار کرد.

منش اخلاقی
انسانی مخلص و بی ادعایی بود، حتی خانواده اش را از مسئولیت های خود خبر دار نمی‌کرد و وقتی از او در این باره سوال میکردند، پاسخ میدادند: «من یک سرباز ساده هستم»
به واجبات دینی و اقامه نماز شب توجه بسزایی داشت. خودسازی او طوری بود که رزمندگان تحت فرمانش به سحرخیزی و معنویت مشتاق می شدند.
او فضای جبهه ها را چنین ترسیم نموده که «الان موقعیتی است که ما باید خودمان را بسازیم. موقعیتی است که ما روی معنویت خودمان باید کار کنیم.»
ساده زیستی و متانت و مهربانی در برخورد با رزمندگان جزو خصلت او بود، بخشی از درآمد خود را به دست نیازمندان می رساند.

شهد شهادت
در آخر به مقامی رسید که آن را آرزو می کرد. سال ۱۳۶۲ش در عملیات والفجر۴ و در منطقه پنجوین عراق، به شهادت رسید. پیکر مطهر شهید در گلزار شهدای قم مدفون شد.

تک واژه ای از شهید
محمد برای مادرش نامه ای نوشت: مادرم! میدانم که داغ جوان بسیار سخت است، ولی من بسیار گناه کرده بودم و باید کشته می شدم. باید به جبهه می رفتم تا خداوند کمی از گناهانم را بیامرزد.
باد گفت که زندگی نامه خاطرات و نوشته های این شهید بزرگوار در کتابی با عنوان ( آرام بی قرار) منتشر شده است.

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.