حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, ۳ بهمن , ۱۳۹۹ 9 جماد ثاني 1442 Friday, 22 January , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1714×

بیانات تولیت حوزه علمیه مروی به مناسب سالروز ارتحال آیت الله شیخ علی سعادت پرور (ره)

شناسه : 9934 05 آذر 1399 - 23:30 144 بازدید ارسال توسط : منبع : خبرگزاری حوزه

” آیت الله محمد باقر تحریری ” تولیت حوزه علمیه مروی تهران، به مناسبت فرارسیدن سالروز ارتحال آیت الله شیخ علی سعادت پرور (پهلوانی)، سخنانی را بیان کردند. با فرارسیدن سالروز ارتحال آیت الله شیخ علی سعادت پرور (پهلوانی) از اساتید اخلاق و عرفان حوزه، آیت الله محمد باقر تحریری، تولیت مدرسه علمیه مروی تهران […]

پ
پ

” آیت الله محمد باقر تحریری ” تولیت حوزه علمیه مروی تهران، به مناسبت فرارسیدن سالروز ارتحال آیت الله شیخ علی سعادت پرور (پهلوانی)، سخنانی را بیان کردند.

با فرارسیدن سالروز ارتحال آیت الله شیخ علی سعادت پرور (پهلوانی) از اساتید اخلاق و عرفان حوزه، آیت الله محمد باقر تحریری، تولیت مدرسه علمیه مروی تهران که مدت ها در زمره شاگردان ایشان بودند، سخنانی را در این خصوص، بیان کردند.

متن سخنان ایشان، به این شرح است:

 5 آذرماه سالروز ارتحال ملکوتی عالم ربانی، آیت الله سعادت پرور تهرانی رضوان الله علیه بود. مرحوم آیت الله سعادت پرور از علمای برجسته تهرانی بودند که در تهران چند سالی خدمت مرحوم آیت الله برهان، که از شاگردان مرحوم آیت الله قاضی بودند، تلمذ کردند. روح لطیف آیت الله سعادت پرور همواره دغدغه مسائل معنوی و اخلاقی را داشت و همین دغدغه از روزهای اول طلبگی نیز در ایشان بروز و ظهور داشته است تا جایی که در همان دوران، پس از وردشان به شهر مقدس قم برای ادامه تحصیل از مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس تهرانی که از شاگردان مرحوم میرزا جوادآقا ملکی تبریزی بوده اند، دعوت میکنند تا در جلسات دعای ندبه سخنرانی و محفل انسی برپا کنند.

این شاکله معنوی و عرفانی از ابتدای دوره طلبگی در مرحوم آیت الله سعادت پرور مستحکم و راسخ میشود، البته نباید از نقش خانواده ایشان نیز غافل شد چراکه ایشان در خانواده متدینی به دنیا آمدند که زمینه این سیر معنوی را در ایشان ایجاد کرد. بعلاوه اینکه ایشان در همان ایام طلبگی دوستان بسیار خوب و معنوی ای پیدا کردند، از جمله حضرت آیت الله جعفری که تا آخر با هم هم بحث و رفیق راه بودند و یا آیت الله خوشوقت، که هردوی این بزرگواران نیز از شاگردان خاص اخلاقی و عرفانی مرحوم علامه طباطبایی بودند.

روح تشنه و دغدغه مند آیت الله سعادت پرور که عطش تحصیل معارف الهی را داشت، سرانجام ایشان را به درس های حضرت علامه طباطبایی رضوان الله علیه کشاند. آیت الله سعادت پرور تعریف میکردند که روزی از علامه طباطبایی سوال میکنند که آیا شما غیر از این درسهای عمومی درس های خصوصی هم دارید یا خیر؟ در واقع از علامه طباطبایی درخواست میکنند که ایشان را بصورت خصوصی به شاگردی قبول کنند. علامه طباطبایی در آن لحظه پاسخی نمیدهند اما یکی دو هفته بعد جواب مثبت میدهند و به این ترتیب آیت الله سعادت پرور تحت تربیت خاص علامه طباطبایی قرار میگیرند.

آیت الله سعادت پرور از دوستان صمیمی پدر بنده بودند که هر دو جزو شاگردان علامه طباطبایی بودند، ایشان به همراه بعضی از دوستانشان از مرحوم علامه درخواست میکنند تا جلسه خصوصی ای پیرامون سیر و سلوک و مسائل معنوی تشکیل دهند. این را باید تذکر داد که حضرت علامه جلسات خصوصی ای هم با چندتن از فضلا و شاگردانشان مانند علامه حسن زاده آملی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح یزدی داشته اند که حول محور مباحث فلسفی و حکمی و توضیح روایات معارفی بوده است اما جلسه خاصی که به درخواست آیت الله سعادت پرور برگزار میشود، حول محور مسائل عرفانی و سلوکی بوده است.

در این جلساتی که به پیشنهاد آیت الله سعادت پرور تشکیل میشود، خود ایشان محوریت جلسه را در پرسیدن سوال از مرحوم علامه طباطبایی داشته و علامه نیز به این سوالات پاسخ میداده است. اینگونه نبوده که همواره علامه خودش شروع به صحبت کند و مثلا متنی و کتابی را تدریس کند. جلسات پرسش و پاسخی بوده که آیت الله سعادت پرور محوریت پرسیدن سوال را بر عهده داشته است. این جلسات حدود ۲۵ سال ادامه پیدا میکند. آیت الله سعادت پرور مطالب و نکاتی که در این جلسات مطرح میشده را ثبت و ضبط میکرده که بعدها به انواع مختلفی به صورت کتاب به چاپ رسیده است. بطور مثال در بخشی از این جلسات معانی غزلهای حافظ را از علامه سوال میکرده و علامه پاسخ میداده. علامه طباطبایی نزدیک به ۲۰۰ غزل حافظ را در این جلسات شرح میدهد که آیت الله سعادت پرور این شرح ها را ثبت و ضبط میکند و بعد براساس مبنای شرح های علامه، مابقی غزلها را نیز خودشان شرح میدهند که ماحصل آن کتاب «جمال آفتاب» میشود و در ۱۰ جلد منتشر میشود. یا مثلا کتاب ثمرات حیات که تاکنون دو جلد آن منتشر شده شامل سوالات متنوعی است که آیت الله سعادت پرور از علامه طباطبایی پرسیده و علامه پاسخ گفته اند.

به هر ترتیب باید گفت که حضرت آیت الله سعادت پرور خود را وقف بررسی و تحقیق و رسیدن به معارف توحیدی کرده بود و با تمام وجود در خدمت علامه مشغول طی مدارج علمی و عملی در مسیر توحید بود. پیشرفت علمی و سلوکی حضرت آیت الله سعادت پرور به آنجا رسید که علامه طباطبایی علاوه بر این که ایشان را به فخر المحققین ملقب کردند، در اواخر حیاتشان برخی از افراد را برای تربیت سلوکی به ایشان ارجاع می‌دادند.

آیت الله سعادت پرور میراث دار روش تربیتی بزرگانی چون علامه طباطبایی، آیت الله قاضی، آیت الله سیداحمد کربلایی و ملاحسینقلی همدانی بود که همگی از استوانه های فقاهت، حکمت و عرفان بودند و این روش را تا آخر عمر ادامه داد و حیاتش را وقف آموختن معارف توحیدی و تعلیم و تربیت سلوکی و توحیدی کرد.

اگر بخواهم شرح بیشتری از مکتب سلوکی و تربیتی آیت الله سعادت پرور بدهم، باید بگویم که مکتب ایشان، همان مکتب تربیتی توحیدی نجف بود. مکتبی که ما از آن به عنوان مکتب عرفانی نجف یاد میکنیم، مکتبی است که مقام معظم رهبری در دو سفری که به قم مشرف شدند، تاکید کردند که آموزه ها و روش های این مکتب باید مورد توجه طلاب و الگوسازی از آن برای مردم قرار بگیرد. خوب است این را هم بدانید که جد مادری مقام معظم رهبری که الان در مشهد دفن هستند، از شاگردان مرحوم آیت الله قاضی بوده اند و مقام معظم رهبری کاملاً با این سبک سلوکی آشنا است و به ترویج عالمانه آن تاکید و اصرار دارند.

مکتب توحیدی نجف براساس معرفت نفس شکل گرفته است که ضمن راهکارهایی سالک را با حقیقت نفس آشنا میکند و طبق حدیث من عرف نفسه قد عرف ربه این معرفت نفس به معرفت رب منتهی و عین آن میشود. طی کردن این مسیر، نیازمند توجهات و مجاهدتهایی است که در مکتب عرفانی نجف به خوبی ترسیم و تدوین شده است.

در این روزگار خیلی از جوانان ما به دنبال استاد معنوی میگردند، به دنبال رشد و تعالی روحی و معنوی هستند، گرچه خودم را کوچکتر از آنی میدانم که بخواهم به جوانان توصیه ای بکنم، اما به این عزیزان مطلبی را عرض میکنم، من سی سال خدمت آیت الله سعادت پرور بودم، از نزدیک به زندگی و روش ایشان که همان روش اولیای خدا و بزرگان مکتب نجف بود آشنا شدم، حقیقت و اساس روش این بزرگان، بندگی خدا بود. اول و آخر همین بندگی خدا است. زندگی خداپسندانه داشتن. هرکس هرجایی که هست، به هر شغلی که مشغول است، هدفش را خدایی کند و در تمام جزییات کارش رضای خدا را درنظر بگیرد. سلوک یک امر خیلی پیچیده‌ای نیست که افرادی بخواهند بازار گرمی کنند و برای خود دکان درست کنند و با نقل خواب و رویا و مکاشفه و کرامات ، دیگران را به خود دعوت کنند و مدام از سیر و سلوک یک تصویر خاص و عجیب و غریب بسازند. خیر! این بزرگانی که ما دیدیم مثل مردم عادی زندگی میکردند، اما تفاوتشان این بود که در جزییات رفتار و افکارشان به دنبال رضای خدا و تبعیت کامل از دستورات دین الهی بودند.

در روابطشان با همسر ، فرزند، دوست و سایر مردم در روابطشان با مخلوقات، حقوق الهی و رضای خدا را مدنظر قرار میداند و با هدف قرب به خدا کارهایشان را انجام میدادند. حتی فکر و خیال خود را با رضای خدا هماهنگ میکردند. اگر کسی اینگونه رضای خدا را در هسته مرکزی زندگی خود قرار بدهد، کم کم شروع میکند به رشد کردن. وقتی کسی هم رشد کرد خدا هرآنچه را که برای پیشرفتش لازم باشد سر راهش قرار میدهد.

این را هم در نظر داشته باشیم که فهمیدن رضای خدا اول محتاج آموختن معارف دینی است. همه این بزرگان تاکید داشتند که مشتاقان رشد معنوی در ابتدای امر به تحکیم مبانی اعتقادی خود بپردازند. در کنار تحکیم مبانی اعتقادی و آموختن معارف قرآنی، واجبات و محرمات، وظایف شرعی و دینی خود را بیاموزند. اینگونه است که شخص میتواند رضای خدا را تشخیص بدهد. تشخیص رضای خدا محتاج آموختن علم و معارف کتاب و سنت است.

جوانان و مشتاقان معارف الهی و تعالی معنوی، ضمن آموختن علوم قرآنی و معارف وحیانی و آموزه‌های اهل بیتعلیهم السلام ، به دیدار علمای ربانی نیز بروند. علمایی که منش و روش آنها انسان را به یاد خدا میاندازد. علمایی که تجسم عملی همان آموزه های قرآنی هستند. اگر کسی از این مسیر رفت و رضای خدا را مبنای همه امورش قرار داد، خدا روز به روز او را نورانی تر میکند و راه را به او نشان میدهد و هرچه برای رشد نیاز داشته باشد را به او عطا میکند و هیچ نیازی به روی آوردن به عرفان های کاذب و طریقه های عجیب و غریب نیست. راه روشن و واضح است، برای کسی که طالب صادق باشد. خدا همه ما را مشمول عنایات و هدایتها و انوار رحمت خود قرار بدهد.

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.