حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۷ آبان , ۱۳۹۹ 12 ربيع أول 1442 Wednesday, 28 October , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1178×
به مناسبت رحلت پیامبر اکرم(ص)؛

معراج محمد پایدار است

شناسه : 8513 25 مهر 1399 - 16:40 81 بازدید ارسال توسط : نویسنده : امیرحسین تاتار طلبه حوزه علمیه مروی

تقریبا ۱۴ قرن از رحلت برترین انسان کامل گذشته است. انسانی که نردبان آفرینش را طی کرد و پایه های آن را با ولایت محکم نمود و راه و رسم سلوک و صعود به آن مرتبه را به انسان نشان داد. ما اما امروز در عصری زندگی می کنیم که در آن ظلمت بار دیگر […]

پ
پ

تقریبا ۱۴ قرن از رحلت برترین انسان کامل گذشته است. انسانی که نردبان آفرینش را طی کرد و پایه های آن را با ولایت محکم نمود و راه و رسم سلوک و صعود به آن مرتبه را به انسان نشان داد.


ما اما امروز در عصری زندگی می کنیم که در آن ظلمت بار دیگر دنیا را فرا گرفته و لشکریان ابلیس دست در دست هم گذاشته اند تا بر پیشانی انسان ها مهری از اطاعت خویش بزنند.


عصری که می شود آن را جاهلیتی نوین دانست؛ چرا که تمام اوصاف جاهلیت پیشین، چون مرده ای از قبرستان تاریخ بر خواسته است و با اوراد خود، چنان ظاهر آراسته و سماط افراشته است که چشم جهانی را مسحور خویش کرده و نه تنها به این قدر راضی نشده، بلکه خواب لرزاندن نردبان انبیا را نیز می بیند.


و برای تحقق رویای شوم خود برنامه می ریزد و به راس آن حمله می کند. و مثال این یورش شیطانی نیز در عصر ما کتاب آیات شیطانی و طراحی کاریکاتور بر علیه ساحت مقدس ختمی مرتبت و … می باشد.


انسان در طول تاریخ شاهد تحولات اجتماعی فراوانی بوده که عمدتا از دو حال خارج نیست؛ یا این تحولات خاستگاه مکتبیِّ اصیلی داشته یا ریشه اش در مکتب و جهان بینی استواری نبوده است.


تحولاتی که ریشه در مکتب اصیلی داشته نیز گاهی اصالتش به تفکرات متفکران بشری بوده و گاهی ریشه در وحی و تعالیم الهی داشته است.

با نگاهی گذرا بر صفحات تاریخ در قرون گذشته روشن می شود که مکاتبی که با تکیه بر تفکرات و بینش مادی، ادعای سعادت بشر را داشته اند، با گذر زمان دچار گزار و ناکامی های بی شماری شده اند. اما تعالیم پیامبران نه تنها کهنه نشده است بلکه تشنگی به آن روز افزون است و برخی از اندیشمندان جهان مانند برنارد شاو نیز متوجه این امر شده اند. او جملات جالبی درباره ختمی مرتبت دارد:
«من در مورد ایمان به محمد اعتراف کردم که این ایمان برای اروپای فردا قابل قبول خواهد بود. من پیش‌بینی می‌کنم که اروپای فردا، اسلام را در آغوش بگیرد.»[۱]


علت بقای مکتب پیامبران الهی، خصوصا ختمی مرتبت که سرآمد ایشان بود را باید در ریشه این جهان بینی جستجو کرد؛ چرا که محرک هر شئ مقدار حرکت آن را نیز تعیین می کند و عامل تحرک این بینش الهی به هستی نیز، خود خداوند است.


خداوند به حسب وحدت خود یک برنامه بیشتر برای انسان ها نداشته است و آن تسلیم است. همه ادیان نسخه هایی از همین برنامه واحد بودند تا اینکه مقتضی موجود شد و طاقت شخصی از فرزندان آدم به حدی رسید که توانست نردبان وجود را طی کند و حق را چنان که هست شهود کند.


خداوند شهدی در دهان مبارک او ریخت که تمام شدنی نیست و تا قیامت غل غل می کند مگر نه اینکه تمام کتابش که بر زبان این گل خلقت جاری کرد سرشار است از  «بگو، بگو» های پنهان و آشکار
چرا که منشا وجودش موجودی بی نهایت بود و باکی از تمام شدن نداشت.
گفت:
متصل چون شد دلت با آن عدن
هین بگو مهراس از خالی شدن

امر قل زین آمدش کای راستین
کم نخواهد شد بگو دریاست این[۲]

او بشری بود که ثابت کرد می توان در خاک زیست و افلاکی بود.


علی علیه السلام که اولین انسان کامل و امام تربیت شده در مکتب اوست درباره بعثت او می فرماید:
«حتی اوری قبسا لقابس و انار علما لحابس»[۳]
تا آنکه شعله اى افروخت، تا دیگران از آن پاره آتشى برگیرند و مشعلى نهاد تا سرگشتگان وادى حیرت را راه نماید.


هرچند او نیز مانند هر انسانی به اصل ملکوتی خود بازگشت و دار فانی را وداع گفت اما به تعبیر قرآن حکیم، سیره زندگی او الگوی بشریت است. الگوی انسان کامل شدن و در مسیر تکامل قرار گرفتن.

او تک تک پله های این نردبان را طی کرد و خداوند به حسب لطفش این مسیر را مسیر همه انسان ها قرار داد و دستور داد همگان این صراط را بپیمایند و زنگار های نفوس خود را در این مسیر بریزند و خویشتن را از این طریق پالایش کنند.


نردبان او برقرار است و مسیر این تکامل نیز با ولایت پیشوایان و صاحبان امر از هرگونه تحریفی حفظ شده است بنابر این رحلت او رحلت مکتبش نمی باشد.


پس ای فرزندان آدم بشتابید و ذیل این شخصیت سلوک کنید تا شما نیز بهره ای از این ضیافت الهی برگیرید.
اگر تمام دشمنان مکتب انبیا جمع شوند و بخواهند خدشه ای بر ساحت نازنین این معجزه خلقت وارد کنند، خداوند به حسب وعده اش این شخصیت را از این مکر ها حفظ خواهد کرد و آنها را به افسانه تاریخ پیوند خواهد داد
گفت:
تا قیامت می زند قرآن ندی
ای گروهی جهل را گشته فدی

که مرا افسانه می‌پنداشتید


تخم طعن و کافری می‌کاشتید

خود بدیدیت آنک طعنه می‌زدیت
که شما فانی و افسانه بدیت[۴]

و همچنین گفت:

مصطفی را وعده کرد الطاف حق
گر بمیری تو نمیرد این سبق

من ترا اندر دو عالم حافظم
طاعنان را از حدیثت رافضم

رونقت را روز روز افزون کنم
نام تو بر زر و بر نقره زنم

منبر و محراب سازم بهر تو
در محبت قهر من شد قهر تو

چاکرانت شهرها گیرند و جاه
دین تو گیرد ز ماهی تا به ماه

تا قیامت باقیش داریم ما
تو مترس از نسخ دین ای مصطفی[۵]


[۱] کتاب مذهب در آزمایشها و رویدادهای زندگی ،جان. ر. ایورت صفحه ۷۸ / : George Bernard Shaw, THE GENUINE ISLAM, Vol. 1, No. 8, 1936

[۲] مثنوی، دفتر سوم، بخش ۴۷

[۳] بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۱۶، ص: ۳۸۱  / نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: ۱۵۳

[۴] مثنوی، دفتر سوم بخش ۴۷

[۵] مثنوی، دفتر سوم بخش ۲۰۷

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.