ضرورت و روش تنقیح و اصلاح اصول فقه

اصول فقه شیعه به عنوان یک دانش و فن مستقل توسط سید مرتضی علم الهدی و شیخ طوسی قدس سره تأسیس و با تلاش بزرگان فقه و اصول تا کنون وظیفه تدوین ضوابط و قواعد استنباط احکام شرعی را برعهده داشته است و در طول تاریخ توانسته با انحرافات و معارضاتی که با نامهای گوناگون بروز کرده مبارزه نموده و پیروز، از میدان به در آید. ولی با این همه، عدم پایبندی به اسلوب صحیح تحقیق و ضوابط فنی «اصول فقه» به مثابه یک «علم» و یک «فن» مستقل، به مرور موجب شده آنچه اکنون در مراکز علمی و حوزه‌های علمیه رسمیت دارد، به عللی از «علم اصول فقه» فاصله گرفته و دارای ضعف‌ها و نواقص زیر گردد:

۱-  نبود ساختار صحیحی که جایگاه مسائل و ارتباطشان با یکدیگر را نشان دهد.

۲- وجود مباحث و مسائل زائد و بیگانه.

۳- عدم تصویر دقیق و روشن مسائل.

۴- وجود مسائل و اشکالات ساختگی موهوم.

۵- عدم کاربرد صحیح اصطلاحات.

۶- استفاده از بیانات غیر فنی.

۷- خروج از اسلوب و روش تحقیق «علم اصول فقه».

۸- خلط مسائل اصول با مسائل بیگانه.

۹- خلط معلومات اعتباری با معلومات حقیقی.

۱۰- ترسیم ثمرات ساختگی برای اصولی جلوه دادن مسائل زائد.

۱۱- فلسفی کردن بیجای بعضی از مسائل.

۱۲- خلط مسائل اصولی با یکدیگر و پیچیده کردن آنها.

۱۳- دخالت در مسائل دیگر علوم و طرح مطالب نادرستی که مورد پذیرش اصحاب علوم نیست.

۱۴- خلط مبادی با مسائل.

در این مجموعه، نخست وجود این نواقص در «اصول فقه رسمی» با ارائه نمونه اثبات و سپس یک یک مسائل طرح و با رفع نواقص و حذف زوائد، «علم اصول فقه» منقَّح و اصلاح می‌گردد.

ما از دو منبع ارزشمند برای رسیدن به این هدف استفاده می‌کنیم: اول، اصول فقه تدوینی توسط موسسین آن: سید مرتضی علم الهدی (ره) و شیخ الطائفه محمدبن حسن طوسی (ره)، دوم، آراء و اندیشه‌های مبدأی (حقیقت‌شناسی) و اصولی حکیم الهی علامه طباطبایی (ره).