حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, ۲ آبان , ۱۳۹۹ 7 ربيع أول 1442 Friday, 23 October , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1138×
به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام؛

سبک زندگی اسلامی در حیات رضوی

شناسه : 8522 26 مهر 1399 - 7:48 27 بازدید ارسال توسط : نویسنده : محمد مهدی مسجدی آرانی (طلبه حوزه علمیه مروی)

زندگی انسان زمانی عطر معنا می گیرد که هدف دار باشد و زمانی انسان به مطلوب خود می رسد که سبک زندگی خود را متناسب با آن رقم بزند.در اهمیت این موضوع « به همین جمله اکتفا میکنم که تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بی‌جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی […]

پ
پ

زندگی انسان زمانی عطر معنا می گیرد که هدف دار باشد و زمانی انسان به مطلوب خود می رسد که سبک زندگی خود را متناسب با آن رقم بزند.در اهمیت این موضوع « به همین جمله اکتفا میکنم که تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بی‌جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همه‌جانبه و هوشمندانه میطلبد».۱

در فضای زندگی شخصی اگر انسان برای خود برنامه ریزی مناسبی داشته باشد کاملا درک می کند که رسیدن به اهداف بزرگ هم چندان امری دشوار به نظر نمی رسد و همین برنامه ریزی و چگونگی عمل به آن سبک زندگی را معین می کند.

حال چگونه برنامه ریزی کرده و به چه سرفصل هایی پرداخته شود تا زندگی متناسب با اسلام باشد؟

با کمی فحص قسمتی از جواب این سوال در حدیث علی بن موسی الرضا (علیه السلام) یافت می شود. آنجایی که ایشان فرمودند:

« وَ اجْتَهِدُوا أَنْ یَکُونَ زَمَانُکُمْ‏ أَرْبَعَ‏ سَاعَاتٍ سَاعَهً لِلَّهِ لِمُنَاجَاتِهِ وَ سَاعَهً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَهً لِمُعَاشَرَهِ الْإِخْوَانِ الثِّقَاتِ وَ الَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فِی الْبَاطِنِ وَ سَاعَهً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکُمْ وَ بِهَذِهِ السَّاعَهِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلَاثِ السَّاعَات‏».۲

ایشان توجه می دهند که برنامه زندگی انسانی باید مبتنی بر چهار اصل باشد:

۱ – توجه به خدا

۲ – توجه به امر معاش خود و خانواده

۳ – توجه به دوستانی که صادق هستند و عیوب انسان را به او هدیه می دهند و قلبا به انسان علاقه دارند.

۴ – توجه به لذات حلال که قوام دهنده سه اصل دیگر هستند.

اینها اصولی هستند که به زندگی رنگ خدا می دهند و بی دقتی در رعایت آنها منجر به آثار سوئی می گردد. به نظر می رسد بررسی تطبیقی سیره خود امام رضا علیه السلام مشوق خوبی برای تمسک به این اصول باشد و بدین منظور مختصری از روایات سیره ایشان ذکر می شود:

۱ – سیره حضرت در مناجات الهی و عبودیت

ایشان به شهادت روایات متعدد زمان کثیری را به این امر اختصاص می دادند:

« وَ کَانَ ع قَلِیلَ النَّوْمِ بِاللَّیْلِ کَثِیرَ السَّهَرِ یُحْیِی أَکْثَرَ لَیَالِیهِ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى الصُّبْحِ وَ کَانَ کَثِیرَ الصِّیَامِ فَلَا یَفُوتُهُ صِیَامُ ثَلَاثَهِ أَیَّامٍ فِی الشَّهْرِ وَ یَقُولُ ذَلِکَ صَوْمُ الدَّهْرِ وَ کَانَ ع کَثِیرَ الْمَعْرُوفِ وَ الصَّدَقَهِ فِی السِّرِّ وَ أَکْثَرُ ذَلِکَ یَکُونُ مِنْهُ فِی اللَّیَالِی الْمُظْلِمَهِ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ رَأَى مِثْلَهُ فِی فَضْلِهِ فَلَا تُصَدِّقُوه‏‏» ۳

شبها کم میخوابید و بسیار بیدار بود. بیشتر شبها از ابتداى شب تا صبح شب زنده ‏دار بود خیلى روزه میگرفت. روزه سه روز در ماه از او فوت نمی‌شد. می‌فرمود این سه روز، روزه تمام عمر است. خیلى کمک می‌کرد و صدقه می‌داد؛ در پنهانى بیشتر. در شبهاى تاریک چنین کارى را می‌کرد. هر کس بگوید چون او در مقام و شخصیت دیده است باور نکنید.۴

سخن در این مقام بسیار است اما متن حاضر مجال بازگویی این همه نماز و سجده و روزه و قرآن با آن کیفیات مخصوصه را ندارد.

۲ – سیره حضرت در امر معاش

 در سیره اقتصادی حضرت چیز هایی نقل شده که به دلالت های مختلف دال بر توجه ایشان به امر معاش دنیوی و عدم غفلت و چشم پوشی از آن است.

به عنوان مثال نقل شده است که ایشان هزار بنده آزاد کرده اند۵  که این دال بر تمکن مالی قابل توجهی برای ایشان است.

و یا در روایتی از بزنطی نقل شده است که حضرت فرمودند اگر چه که دنیا در مقابل آخرت پست و حقیر است اما خود نعمتی است که مصاحب آن باید مواظبت داشته باشد تا حق و حقوق لازم از او ضایع نشود:

«‏… ابْنِ‏ عِیسَى‏ عَنِ‏ الْبَزَنْطِیِ‏ قَالَ‏: ذَکَرْتُ‏ لِلرِّضَا ع‏ شَیْئاً فَقَالَ‏ اصْبِرْ فَإِنِّی‏ أَرْجُو أَنْ‏ یَصْنَعَ‏ اللَّهُ‏ لَکَ‏ إِنْ‏ شَاءَ اللَّهُ‏ ثُمَ‏ قَالَ‏ فَوَ اللَّهِ‏ مَا ادَّخَرَ اللَّهُ‏ عَنِ‏ الْمُؤْمِنِینَ‏ مِنْ‏ هَذِهِ‏ الدُّنْیَا خَیْرٌ لَهُ‏ مِمَّا عَجَّلَ‏ لَهُ‏ فِیهَا ثُمَ‏ صَغَّرَ الدُّنْیَا وَ قَالَ‏ أَیُ‏ شَیْ‏ءٍ هِیَ‏ ثُمَ‏ قَالَ‏ إِنَ‏ صَاحِبَ‏ النِّعْمَهِ عَلَى‏ خَطَرٍ إِنَّهُ‏ یَجِبُ‏ عَلَیْهِ‏ حُقُوقُ‏ اللَّهِ‏ فِیهَا وَ اللَّهِ‏ إِنَّهُ‏ لَیَکُونُ‏ عَلَیَ‏ النِّعَمُ‏ مِنَ‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ فَمَا أَزَالُ‏ مِنْهَا عَلَى‏ وَجَلٍ‏ وَ حَرَّکَ‏ یَدَهُ‏ حَتَّى‏ أَخْرُجَ‏ مِنَ‏ الْحُقُوقِ‏ الَّتِی‏ تَجِبُ‏ لِلَّهِ‏ عَلَیَ‏ فِیهَا قُلْتُ‏ جُعِلْتُ‏ فِدَاکَ‏ أَنْتَ‏ فِی‏ قَدْرِکَ تَخَافُ هَذَا قَالَ نَعَمْ فَأَحْمَدُ رَبِّی عَلَى مَا مَنَّ بِهِ عَلَی‏»۶

۳ – سیره ایشان بر معاشرت دوستان

کثرت نقل روایات از ایشان، خود گواه بر این است که ایشان وقت زیادی را برای دوستان و نزدیکان می گذاشتند اما روایتی دلنشین در باب محبت ایشان به دوستان و نزدیکان است که به آن اشاره می شود:

« ابْنُ عِیسَى عَنِ الْبَزَنْطِیِّ قَالَ: بَعَثَ إِلَیَّ الرِّضَا ع بِحِمَارٍ لَهُ فَجِئْتُ إِلَى صِرْیَا فَمَکَثْتُ عَامَّهَ اللَّیْلِ مَعَهُ ثُمَّ أُتِیتُ بِعَشَاءٍ ثُمَّ قَالَ افْرُشُوا لَهُ ثُمَّ أُتِیتُ بِوِسَادَهٍ طَبَرِیَّهٍ وَ مرادع [رَادِعٍ‏] وَ کِسَاءٍ قَیَاصِرِیٍّ وَ مِلْحَفَهٍ مَرْوِیٍّ فَلَمَّا أَصَبْتُ مِنَ الْعَشَاءِ قَالَ لِی مَا تُرِیدُ أَنْ تَنَامَ قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاکَ فَطَرَحَ عَلَیَّ الْمِلْحَفَهَ أَوِ الْکِسَاءَ ثُمَّ قَالَ بَیَّتَکَ اللَّهُ فِی عَافِیَهٍ وَ کُنَّا عَلَى سَطْحٍ فَلَمَّا نَزَلَ مِنْ عِنْدِی قُلْتُ فِی نَفْسِی قَدْ نِلْتُ مِنْ هَذَا الرَّجُلِ کَرَامَهً مَا نَالَهَا أَحَدٌ قَطُّ فَإِذَا هَاتِفٌ یَهْتِفُ بِی یَا أَحْمَدُ وَ لَمْ أَعْرِفِ الصَّوْتَ حَتَّى جَاءَنِی مَوْلًى لَهُ فَقَالَ أَجِبْ مَوْلَایَ فَنَزَلْتُ فَإِذَا هُوَ مُقْبِلٌ إِلَیَّ فَقَالَ کَفَّکَ فَنَاوَلْتُهُ کَفِّی فَعَصَرَهَا ثُمَّ قَالَ إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ص أَتَى صَعْصَعَهَ بْنَ صُوحَانَ عَائِداً لَهُ فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ یَقُومَ مِنْ عِنْدِهِ قَالَ یَا صَعْصَعَهَ بْنَ صُوحَانَ لَا تَفْتَخِرْ بِعِیَادَتِی إِیَّاکَ وَ انْظُرْ لِنَفْسِکَ فَکَانَ الْأَمْرُ قَدْ وَصَلَ إِلَیْکَ وَ لَا یُلْهِیَنَّکَ الْأَمَلُ أَسْتَوْدِعُکَ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْکَ السَّلَامَ کَثِیرا». ۷

« ابن عیسى از بزنطى نقل کرد که گفت: حضرت رضا علیه السّلام الاغ خود را برایم فرستاد تا خدمتش برسم در صریا. خدمتش رسیدم. تمام شب را آنجا بودم. پس از شام خوردن فرمود رختخواب بیاندازید. برایم بالشى طبرى و روکشى خوشبو و شاهانه و لحافى مروى آوردند. پس از صرف شام، فرمود چه تصمیم دارى، میخوابى؟ عرض کردم بلى فدایت شوم. با دست خود لحاف یا روکشى را برویم کشید بعد فرمود شبت بخیر باشد. ما روى بام بودیم.

وقتى آقا پائین رفت با خودم گفتم چه مقام و موقعیتى در نزد امام علیه السّلام پیدا کرده‏ ام که هیچ کس را چنان مقامى نیست. ناگاه یک نفر صدا زد احمد! صدا را نشناختم، چیزى نگذشت که غلام آقا آمده گفت بیا خدمت مولایم، پائین رفتم دیدم آن جناب بطرف من مى ‏آید. فرمود دستت را بده بمن. دست خود را دادم فشرد سپس فرمود امیر المؤمنین علیه السّلام به عیادت و دیدن صعصعه بن صوحان رفت. وقتى خواست از جا حرکت کند فرمود صعصعه مبادا عیادت و دیدار من از تو موجب بخود بالیدن تو شود متوجه خود باش، مثل اینکه چنین جریانى نیز براى تو پیش آمد مبادا فریب آرزو را بخورى ترا به پناه خدا می سپارم و از برایت سلامتى می خواهم.» ۸

در روایت دیگری از سلیمان بن جعفر نقل شده است: على بن عبید اللَّه که یکى از اولاد حضرت سجاد (ع) بود به من گفت: میل دارم خدمت حضرت رضا (ع) برسم. گفتم: چرا تا حالا خدمت آن جناب نرسیده ‏اى؟ گفت: عظمت و هیبت و جلال و شکوه وى مانع شده که تا امروز خدمت وى برسم.

سلیمان بن جعفر گوید: در این ایام حضرت رضا (ع) مختصر کسالتى پیدا کردند، و مردم از آن جناب عیادت می‌نمودند، من على بن عبید اللَّه را ملاقات کردم و گفتم: در این روزها میتوانى حضرت رضا را ملاقات کنى، زیرا وى هم اکنون بسترى است و مردم دسته دسته از وى عیادت می‌کنند، و تو هم می‌توانى بعنوان عیادت از وى ملاقات کنى و به مقصود خود برسى.

راوى گوید: على بن عبید اللَّه خدمت حضرت رضا (ع) رسید و حضرت از وى بسیار تجلیل و تکریم کرد و او را مورد لطف و احسان خود قرار داد. على بن عبید اللَّه از این ملاقات بسیار خوشحال شد، بعد از چندى على بن عبید اللَّه کسالت پیدا کرد و حضرت رضا علیه السلام از وى عیادت کردند، و ما هم در خدمت آن جناب بودیم. حضرت در منزل وى مدتى جلوس فرمودند و پس از اینکه همه متفرق شدند از منزل او خارج شدند.۹

۴ – توجه حضرت بر لذات غیر محرم

آنچه در زندگی اهل بیت علیهم السلام وضوح زیادی دارد این است که لذاتی را که خداوند بر انسان حرام نکرده بود، بر خود حرام نمی دانستند و هرگز انحرافاتی را که در برخی از ادیان و مذاهب دیگر رخ داده بود تجویز نمی کردند؛ بلکه به شهادت روایات هم خود استفاده می کردند و هم به دیگران توصیه می کردند. روایتی که مصب بحث قرار گرفته، خود گواه بر این مدعاست.

البته باید به این نکته توجه داشت که حضرات میانه روی را اصل حاکم بر این مورد می دانستند و این لذات برای آنها مانع غفلت از نکات اخلاقی و انسانی نبود.

عبد اللَّه بن الصلت از مردى که از اهل بلخ بود و با حضرت رضا (ع) در سفر خراسان همراهى می‌کرد نقل می‌کند: یکى از روزها در خدمت آن حضرت بودیم و براى او غذائى حاضر کردند. حضرت رضا سلام اللَّه علیه همه غلامان خود را چه آنها که سیاه بودند و چه غیر سیاه دعوت کردند سر سفره تا با آن جناب غذا بخورند.

خدمت ایشان عرض کردم: قربانت گردم بهتر بود براى این غلامان و خدمتگزاران سفره‏اى جداگانه ترتیب مى‌دادید.

فرمود: خداوند همه ما یکى است و مادر و پدر ما هم یکى است، و پاداش هم در برابر اعمال داده مى‌شود.۱۰

—————————————————————

۱ – بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی/ بند نهایی

۲ – بحار الانوار ، ج۷۵ ، ص ۳۴۶

۳ – عیون اخبار الرضا،  ج ۲، ص ۱۸۴٫

۴ – زندگانى حضرت امام رضا(ع)، ترجمه ج ۴۹بحار الأنوار ،ص:۸۴

۵ – الإتحاف بحب الأشراف، الشبراوى ،ص:۳۱۲

۶ – الکافی، ج۳، ص ۵۰۲

۷ – بحار الانوار ، ج۴۹، ص ۲۶۹

۸ – زندگانى حضرت امام رضا(ع)، ترجمه ج۴۹ بحار الأنوار ،ص:۲۴۵

۹ – اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام ،ص:۶۸

۱۰ – اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام، ص۶۶

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.