حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, ۱۵ فروردین , ۱۳۹۹ 10 شعبان 1441 Friday, 3 April , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 500×

رابطه عقل و دین در سعادت بشر

شناسه : 3774 08 فروردین 1399 - 0:38 61 بازدید ارسال توسط : نویسنده : حجت الاسلام والمسلمین خسروی

مقدمه یکی از مباحث دیرین تفکر بشری، اندیشیدن در مسئله رابطه عقل و دین است. چنانکه گزاره‌های هر کدام از آنها در مسیر شناخت سعادت انسان ـ که امر مطلوب بشریت در تمام اعصار بوده است ـ نقش جدّی دارد و مورد توجه اندیشمندان دینی و غیر دینی است. در نتیجه مردم عادی نیز در […]

پ
پ

مقدمه

یکی از مباحث دیرین تفکر بشری، اندیشیدن در مسئله رابطه عقل و دین است. چنانکه گزاره‌های هر کدام از آنها در مسیر شناخت سعادت انسان ـ که امر مطلوب بشریت در تمام اعصار بوده است ـ نقش جدّی دارد و مورد توجه اندیشمندان دینی و غیر دینی است. در نتیجه مردم عادی نیز در جهت سازماندهی اعمال و افکار خود برای سعادت، به پاسخ این سؤال دقت دارند. در قرون اخیر دانشمندان به توفیقات زیادی در پاسخ به این سؤال دست یافته‌اند و عموم مردم نیز زندگی خود را بر اساس چنین پاسخهایی تطبیق داده‌اند؛ امّا متأسفانه عده‌ای (از روی جهل یا غرض ورزی) هنگامی که جامعه را در تلاطم بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و یا سیاسی می‌بینند از این فضا سوءِ استفاده کرده‌اند و سخنانی را منتشر می‌کنند که خروجی آنها جدایی عقل از دین است. گروهی از مردم که بعضاً دچار ضعف در تحلیل هستند اعمال ناصواب ایشان را به پای دین می‌گذارند و از عقلانیت دور می‌شوند. در نتیجه اینگونه برداشت می‌کنند که برخی از احکام دین با عقل سازگاری ندارد.

برای نمونه آنچه که در این روزها شاهد هستیم شیوع ویروس کرونا در بیش از یکصد و بیست کشور است که در واقع سه چهارم دنیا را درگیر کرده است و امنیت روانی، اقتصادی و زیر ساختهای بهداشتی و سلامت جوامع را زیر سؤال برده است. از طرفی کادر پزشکی و مدیران بهداشت و سلامت کشور ایران تمام توان خود را به میدان آورده‌اند و از طرف دیگر رهبران و علمای دینی جامعه نیز بر رعایت توصیه‌های متخصصان و متصدیان امر سلامت جامعه ـ به عنوان یک امر شرعی لازم الاجراء ـ تأکید فراوان دارند.

حال در این میان عده‌ای در جامعه به نام شرع و دین دست به اعمال و ترویج افکاری می‌زنند که در نظر عرف عاقلانه نیست و هجمه علیه دین تلقی می‌گردد. در این مقاله بر آن هستیم که مروری کوتاه بر کیفیت رابطه دین و عقلانیت داشته باشیم و به این سوال پاسخ دهیم که رابطه عقل و دین در سعادت بشر چگونه است؟

این مسئله در حوزه علوم انسانی در فلسفه ،کلام ، تفسیر و علم روایت قابل بررسی است و بررسی‌های شگرفی در هر حوزه شکل گرفته است. نگاه فلسفی مرحوم ملاصدرا رحمه الله در ذیل روایات باب عقل و جهل اصول کافی و کتاب مفاتیح الغیب و از معاصرین، حضرت آیت الله جوادی آملی در کتاب های «منزلت عقل در هندسه معرفت دینی»، «انتظار بشر از دین» و «دین شناسی» به طور مبسوط به این مسئله پرداخته‌اند و این مقاله حاضر نیز در قالب علمی ـ ترویجی و با روش تحلیل از گزاره‌های شریعت (آیات و روایات ) و احکام عقل، به دنبال تبیین جواب صحیح این مسئله است تا تذکری برای عموم مردم و خطّ بطلانی بر افکار و اعمال شبهه افکنانه مغرضان باشد.

کلید واژه: عقل نظری، عقل عملی، ویروس کرونا، دین،

فصل اول مفاهیم کلی

در ابتدا لازم است تعریفی از دین و عقل ارائه گردد و مراد از عقلی که آن را مخالف دین می‌دانند نیز تبیین شود.

۱٫ دین مجموعه‌ای از عقاید، اخلاق و قوانین فقهی و حقوقی است که از ناحیه خداوند برای هدایت و رستگاری بشر تعیین شده است.

۲٫ عقل، موهبتی الهی است که توان نوعی از بالاترین انواع ادراک (احکام کلی) را به انسان عطا می‌کند.

۳٫ اقسام ادراکات عقلی: گاهی ادراکاتِ عقل را به عقل عملی (آنچه شایسته انجام است) و عقل نظری (آنجه شایسته دانستن است) دسته بندی می‌کنند و گاهی هم به عقلِ مجرّدِ محض (که در فهم و استنباط مطالب فلسفی و کلامی کاربرد دارد) عقل ریاضیات (نیمه مجرّد) و عقل ناب (که عهده دار فهم مسائل عرفان نظری است) و عقل تجربی ( که گستره آن در علوم تجربی و انسانی است) دسته بندی می‌کنند. 

۴٫ مراد از عقل در مقاله حاضر: مراد از عقل در این مسئله تمام این موارد علی الخصوص عقل تجربی است.

۵٫ تعامل دین و عقل: به معنای اینکه هیچگونه اختلافی بین احکام عقل با شرایط سه گانه ذیل و مجموعه معارف دست اول دین وجود ندارد.

شروط عقل مورد نظر در مسئله تعامل دین و عقل:

۱٫ حکم قطعی داشته باشد و دچار وهم و گمان نباشد.

۲٫ درموارد تجربی، تمثیل و استقراء ناقص به عنوان حکم عقل پذیرفتنی نیست.

۳٫ دچار مغالطه نشده باشد.(۲)

فصل دوم : بررسی دیدگاه های رابطه میان عقل و دین

اکثر پژوهشگران حوزه دین و علوم عقلی در این مسئله سه دیدگاه را مطرح کرده‌اند. برخی دیگر تا چهار و پنج رویکرد را نیز عنوان نموده‌اند. منتها با بررسی‌های انجام شده می‌توان همان رویکرد سه گانه مشهور را برای تبیین مسئله عنوان کرد هرچند اثبات دیدگاه‌های دیگر نیز ریشه در همین سه رویکرد دارد که البته این مقاله در صدد اثبات آن نیست.

دیدگاه اول: نگاه افراطی

برخی عقل را میزان دین و شریعت می‌پندارند. بر اساس این دیدگاه هر گزاره شرعی که در چارچوب برهان عقلی قرار گیرد و عقل بتواند بر درستی آن استدلالی برهانی اقامه کند جزء دین محسوب می‌شود و در غیر اینصورت آن گزاره شرعی نیست و در نتیجه تبعیت از آن نیز دور از عقلانیت است. پر واضح است که این دیدگاه، نگاهی افراطی به شأن عقل در قلمرو دین است.

دیدگاه دوم: نگاه تفریطی

بر اساس این دیدگاه، عقل صرفاً مفتاح شریعت و کلید ورود بشر به عرصه دین شمرده می‌شود. به عبارت دیگر عقل، وجود خدا و ضرورت وحی و ارسال رسل را اثبات می‌کند و حجیّت کتاب و سنّت را برای بشر مدلّل می‌سازد؛ آنگاه به کناری می‌رود و جامعه بشری را با محتوای دین تنها می‌گذارد. این بشر تهی از عقل است که باید از طریق تعبد محض به کتاب و سنت امور جامعه را سامان دهد و برای عقل سهمی در هماهنگی محتوای احکام دین با زیرساخت‌های اصلی جامعه لحاظ نشده است. یکی از آثار تلخ نگاه تفریطی به عقل، تفسیر متحجّرانه از دین و ارائه تبیینی راکد و جامد، از دین است. حال آنکه قرار است دین اسلام چراغ همیشه فروزان هدایت بشر در همه اعصار باشد.

دیدگاه سوم: نگاه معتدلانه

بر اساس  این دیدگاه، عقل افزون بر مفتاح بودن نسبت به اصل گنجینه دین، مصباح است و منبع معرفتی بشر نسبت به مضامین و محتوای گنجینه دین است. بنابراین عقل، در سطوح مختلف خویش (عقل تجربی، تجریدی محض، نیمه تجریدی، ناب) در صورتی که معرفتی یقینی یا طمأنینه ‌بخش به ارمغان آورد می‌تواند کاشفِ از احکام دینی باشد و بُعد شناخت قوانین دین را در کنار نقل تأمین کند.(۳)

نقد و بررسی

دیدگاه سوم مورد پذیرش است. زیرا دیدگاه اول، انسان را به توجیه احکام شریعتی که عقل از درک آن عاجز است می‌کشاند و دیدگاه دوم انسان را به درّه تخطئه عقل می‌برد ولی دیدگاه سوم انسان را به مکمّل بودن عقل و شرع راهنمایی می‌کند.

البته نگاه مکمل بودن این دو موهبت الهی هنوز نگاهی متعالی به مسئله نیست. زیرا حقیقت آن است که عقل و دین دو رتبه از یک حقیقت هستند که هر کدام به نحوی ظهور کرده‌اند که ما در بخش روایات مرتبط به آن اشاره خواهیم کرد.

فصل سوم : ریشه‌های موهِم تعارض عقل و دین

آنچه که موجب توهم تعارض دین و عقلانیت در افراد می‌شود مختصراً به شرح زیر است:

۱٫ فصل الخطاب دانستن فرضیات و نظریات دانشمندان علوم تجربی: فیلسوفان و دانشمندان علوم مختلف اذعان دارند که ارائه نظریه علمی در یک زمینه، به معنای سخن نهایی در آن زمینه نیست. طرح نظریات علمی عمدتاً برای حل مشکلات علمی صورت می‌پذیرد و اگر این نظریه‌ها مبتنی بر گمان هم باشد، می‌تواند مشکل مورد نظر را، هر چند به طور موقت حل کند.

۲٫ عدم توجه به محدودیت‌های عقل معاش (ابزاری):

شاید تعارض مورد بحث به سبب عدم اشراف مرتبه عقل ابزاری به مرتبه عقل کامل است. اگر عقل ابزاری، محدودیت‌های خود را نشناسد و نپذیرد که مرتبه‌ای بسیار پایین‌تر از مرتبه عقل کامل دارد (که دین واقعی در واقع انعکاس عقل کامل است) همواره در تعارض میان احکامی که خود صادر می‌کند و احکامی که از سوی دین صادر می‌شود است. تعارض میان ادرکات عقل کلی نگر و عقل جزئی نگر زمانی مرتفع می‌گردد که عقل جزئی نگر به محدودیت‌های خود پی ببرد.

بررسی یک مثال فقهی و حکم عقل معاش

یکی از احکام قطعی شریعت، حکم به وجوب جهاد ـ اعمّ از ابتدائی و دفاعی ـ با شرایط مخصوص است. در جهاد طبیعتاً ضرر به جان و مال، محتَمَلِ جدّی و یا در برخی موارد قطعی است و عقل معاش حکم به حفظ جان و مال می‌کند. بنابراین حکم شرع را با درک خود در تعارض می‌بیند. ولی عقل کلّی نگر و کامل، مصلحت جهاد را درک کرده است وآن را حفظ جان نوع بشر و هم کیشان و حفظ دارایی‌های آنان اعم از مادّی ومعنوی می‌داند. حتی نسبت به شخصی که مصلحت خود را فرار از میدان جنگ می‌داند.

مثال فقهی دیگر

شرع مقدس قاطعانه حکم به حرمت ربا دارد و گاهی فردی نفع خویش را در ربا می‌بیند و این حکم شرع را با حکم عقلِ ابزاریِ خود در تعارض می‌بیند. در حالی که حکم عقل کلّی این است که ربا مفسده برای جامعه دارد. ربا، اقتصاد جامعه و حتی فرد رباخوار را در آینده نابود می‌کند.

فصل چهارم : نگاه آیات و روایات به مسئله تعامل عقل و دین در سعادت بشر

بررسی محتوای روایات و آیات در این فصل بسیار نقش تعیین کننده‌ای در نتیجه ما دارد. زیرا وقتی از منابع اصیل دینی به اهمیت و نقش عقل و همراهی آن با شرع در سعادت بشر پی می‌بریم خط بطلانی بر افکار متدین نماهایی است که با مغالطات و شبهات خود می‌خواهند دین را فاقد پشتوانه‌های عقلی معرفی کنند که البته در طول تاریخ اسلام این جاعلان از هیچ تلاشی فروگذار نکردند تا جایی که در برخی منابع معتبر عامّه احادیثی جعل شده است که محتوای آنها چنین القاء می‌کند که التزام به اسلام مخصوص انسانهای احمق‌ و کوته نظر است. این جعلیّات فقط در حوزه اسلام شکل نگرفته است و نگاهی به تطورات دین مسیحیت و تحریف منابع ایشان نیز موجب دین گریزی و به انزوا رفتن دین در غرب شد.

دسته اول از منابع که دستور به تعقّل می دهد

آیات در این زمینه به دلالت مستقیم یا غیر مستقیم بسیار است. فقط چند نمونه ذکر می‌شود:

قُلْ هَلْ یسْتَوِی الْأَعْمی وَ الْبَصِیرُ أَ فَلا تَتَفَکرُونَ (۴)

«به آنان بگو آیا نابینا و بینا یکی است؟ آیا فکر نمی‌کنید؟

وَ یجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لا یعْقِلُونَ(۵)

«و پلیدی را برای کسانی قرار می دهد که تعقل نمی‌کنند.»

انْظُرْ کیفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ لَعَلَّهُمْ یفْقَهُون (۶)

«بنگر که چگونه آیات را برای کسانی که خوب می‌فهمند، مورد تصریف (تغییر و قابل فهم) قرار می‌دهیم.»

دسته دوم از منابع که ثمرات عقل و دین را یکی میداند

«العاقلُ مَن تورّعَ عنِ الذّنوبِ و تَنَزّهَ عَنِ العُیوبِ» (۷)

چنانکه معلوم است یکی از نتایج دین، پرهیز از گناهان و دوری از عیوب است که در اینجا به عنوان ثمره عقلانیت معرفی شده است.

«صَلاحُ البَریّهِ العقلُ» (۸)

صلاح بشریت در عقل معرفی شده است؛ چنانکه در روایات یکی از نتایج دین، عقل معرفی شده است.

«الدین و الادب نتیجه العقل» (۹)

در این روایت به تصریح امیرالمؤمنین علیه السلام دین، نتیجه عقل معرفی شده است. البته می‌توان روایت را با توجه به روایات دیگر حمل بر این مطلب کرد که نتیجه هر دو یکی است.

دسته سوم منابع که دین و عقل را نشأت گرفته از یک حقیقت میداند

«إنّ لله علی الناسِ حُجَّتین، حجهٌ ظاهرهٌ و حجهٌ باطنهٌ. فأمّا الظّاهرهُ فالرُّسُلُ و الاَنبیاءُ وَ الائِمَّهُ و امَّا الباطنهُ فَالعُقولُ»(۱۰)

ابن سکّیت به امام رضا (ع) عرضه داشت: «تَاللهِ ما رأیتُ مثلَکَ قَطُّ فَمَا الحجهُ عَلَی الخَلقِ الیومَ؟» امام فرمود: «العقلُ یُعرَفُ بِه الصّادقُ عَلی الله فیُصَدِّقُه وَ الکاذِبُ عَلَی اللهِ فَیُکَذِّبُه». ابن سکّیت عرضه داشت: «هذا وَاللهِ هُو الجوابُ»(۱۱).

«عَلی قَدرِ العَقلِ یَکونُ الدّینُ» (۱۲)

رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله فرمودند: «لِکُلِّ شَیءٍ دِعامَهٌ ، و دِعامَهُ المُؤمِنِ عَقلُهُ ، فبِقَدرِ عَقلِهِ تَکونُ عِبادَتُهُ لِرَبِّهِ»(۱۳)

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هر چیزی پشتوانه‌ای دارد و پشتوانه مؤمن، خرد اوست و به اندازه خردش پروردگارش را بندگی می‌کند.

پس با بررسی روایات، می‌توان چنین به دست آورد که عقل و شرع از جهت نتیجه و حقیقت در یک راستا حرکت می‌کنند.

نتیجه نهایی

خدای عقل و شرع یکی است

عقل و دین هر دو موهبتی الهی برای سعادت انسان هستند که توجه به یکی و بی‌توجهی به دیگری محروم شدن انسان از یک منبع مهم شناخت را در پی دارد. دین نه تنها در دایره ناتوانی عقل به کمک او می‌آید بلکه در دایره توانایی عقل که بهای سنگینی را می‌طلبد یا انسانها دچار اختلاف می‌شوند نیز حضور می‌یابد و در مسائل مهمی چون خانواده، اخلاق، امنیت و… ارائه طریق می‌نماید.(۱۴)

البته باید میان عقل و عاقل تفاوت قائل شد. اعتبار عقل و برهان عقلی به منزله اشتباه نکردن فیلسوفان و عاقلان نیست. عقل، معصوم است ولی انسانها معصوم نیستند.(۱۵)

با توجه به یکی از اغراض تدوین این مقاله باید گفت: در میان دستورهای اسلامی، دستورهایی وجود دارد که عین عقلانیت است. تأکید اسلام بر بهداشت و نظافت، تحریم مسکرات و… از این قبیل هستند و نمونه‌های فراوانی از آیات و روایات وجود دارد. بنابراین در وضعیت فعلی شیوع بیماری کرونا و آنهم با این حجم و سرعت انتقال جای درنگی بر مؤمن و مسلمان باقی نمی‌گذارد که رعایت نکات بهداشتی برای حفظ جان خود بر اساس عقل ابزاری، و حفظ جان دیگران بر اساس حکم عقل متعالی، واجب شرعی است و اعمال نامتعارفی مانند لیسیدن ضریح مقدس ائمه علیهم السلام و شکستن درب‌های زیارتگاه‌هایی که به واسطه حکم عقل و شرع بسته شده است رفتارهای یک مؤمن دین مدار نیست.

والسلام علی من اتبع الهدی

پانوشت‌ها:

۱٫ جوادی آملی ،عبدالله، انتظار بشر از دین، ص ۱۲۱

۲٫ جوادی آملی ،عبدالله، دین شناسی ، ص ۱۲۷

۳٫ جوادی آملی منزلت عقل در هندسه معرفت دینی ص ۵۰ تا۵۳

۴٫ سوره انعام، آیه ۵۰٫

۵٫ سوره یونس، آیه ۱۰۰٫

۶٫ سوره انعام،آیه ۱۰۵٫

۷٫ آمدی ، ابوالفتح ،غررالحکم ج ۲ص ۳۶ ،ک ۱۷۳۷

۸٫ غرر الحکم ج ۴ص ۱۹۶ ک ۵۸۰۳

۹٫ غرر الحکم ج ۲ص ۲۸ ک ۱۶۹۳

۱۰٫ تحف‌العقول، ص۳۸۶

۱۱٫ الکافی، ج۱، ص۲۵

۱۲٫ غررالحکم ج ۴ص ۳۱۳ ک ۶۱۸۳

۱۳٫ محمدی ریشهری ، محمد، میزان الحکمه،ج۷،ص ۵۰۱

۱۴٫ خسروپناه ،عبدالحسین ،کلام جدید ص۸۱و۸۲

۱۵٫ جوادی آملی، عبدالله ، دین شناسی ص ۱۲۷

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.